صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۲۱:۰۱ | ۱۱ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |

از آزمایشگاه تا میدان نبرد/ تکنولوژی و صنعت آمریکا در خدمت تقویت جنگ و تروریسم

نوآوری‌هایی که روزی تنها در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی دیده می‌شد، امروز بخش جدایی‌ناپذیر عملیات‌های نظامی و تروریسم آمریکایی است؛ مسیری که مرز میان علم و جنگ را برای غرب و حامیان تروریسم کمرنگ‌تر از همیشه کرده است.
کد خبر : 1044273

به گزارش خبرگزاری آنا، در سال ۱۹۶۱، دوایت آیزنهاور رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا در سخنرانی خداحافظی خود هشداری تاریخی مطرح کرد؛ هشداری درباره شکل‌گیری ساختاری که او آن را «مجتمع نظامی-صنعتی» نامید. منظور آیزنهاور شبکه‌ای از منافع مشترک میان صنایع تسلیحاتی، پنتاگون و نهادهای تصمیم‌گیر سیاسی بود که می‌توانست سیاست خارجی و امنیتی آمریکا را به سمت نظامی‌گری بیشتر سوق دهد. او نگران بود که این پیوند نزدیک میان صنعت و ارتش، به افزایش بی‌رویه هزینه‌های نظامی و وابستگی اقتصاد به تولید تسلیحات منجر شود.

در آن زمان شاید این هشدار بیشتر یک نگرانی نظری به نظر می‌رسید، اما گذشت چند دهه نشان داد که ساختاری که آیزنهاور توصیف می‌کرد نه تنها از بین نرفته، بلکه به یکی از ستون‌های اصلی قدرت آمریکا تبدیل شده است. بودجه نظامی ایالات متحده به طور مداوم افزایش یافته و در سال‌های اخیر ارقام بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است. درخواست بودجه‌هایی در حد یک تا یک و نیم تریلیون دلار نشان می‌دهد که اقتصاد نظامی همچنان موتور قدرتمندی در ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکا محسوب می‌شود.

بخش مهمی از این افزایش هزینه‌ها در سایه بحران‌ها و جنگ‌های منطقه‌ای رخ داده است. هر بحران امنیتی جدید، توجیهی برای افزایش بودجه دفاعی و توسعه فناوری‌های نظامی فراهم می‌کند. از جنگ‌های خاورمیانه گرفته تا تنش‌های ژئوپلیتیکی با قدرت‌های منطقه‌ای، همگی به عاملی برای گسترش فعالیت صنایع تسلیحاتی تبدیل شده‌اند؛ صنایعی که بقای اقتصادی خود را در تداوم ناامنی و درگیری جست‌وجو می‌کنند.

در چنین فضایی، پیوند میان علم، صنعت و جنگ به تدریج شکل پیچیده‌تری به خود گرفته است. آنچه در دهه‌های گذشته بیشتر به تولید تانک، موشک و جنگنده محدود می‌شد، اکنون به حوزه‌های پیشرفته فناوری نیز گسترش یافته است. همین تحول، زمینه شکل‌گیری پدیده‌ای تازه را فراهم کرده است که برخی تحلیلگران از آن با عنوان «مجتمع نظامی-فناورانه» یاد می‌کنند.

ظهور مجتمع نظامی–فناورانه

مجتمع نظامی-فناورانه در واقع نسخه جدید همان ساختاری است که آیزنهاور درباره آن هشدار داده بود، با این تفاوت که بازیگران اصلی آن تنها شرکت‌های تسلیحاتی سنتی نیستند. امروز غول‌های فناوری مانند گوگل، مایکروسافت و شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی نیز به بخش مهمی از این شبکه تبدیل شده‌اند. این شرکت‌ها با ارائه زیرساخت‌های نرم‌افزاری، تحلیل داده و توسعه سیستم‌های هوشمند، نقشی فزاینده در پروژه‌های نظامی ایفا می‌کنند.

همکاری میان شرکت‌های فناوری و پنتاگون به سرعت در حال گسترش است. پروژه‌هایی که بر پایه تحلیل کلان‌داده، یادگیری ماشین و سیستم‌های خودکار طراحی شده‌اند، به ارتش آمریکا امکان می‌دهند حجم عظیمی از اطلاعات را در زمان بسیار کوتاه پردازش کند. این روند نه تنها شیوه مدیریت جنگ را تغییر داده، بلکه اقتصاد جدیدی را در اطراف فناوری‌های نظامی ایجاد کرده است.

سرمایه‌گذاری‌های چندصد میلیارد دلاری در حوزه تحقیق و توسعه نظامی نیز نشان‌دهنده اهمیت این تحول است. شرکت‌های فناوری با دریافت قراردادهای کلان از وزارت دفاع آمریکا، به توسعه الگوریتم‌ها، سیستم‌های تحلیل داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌پردازند. در چنین شرایطی، مرز میان صنعت فناوری غیرنظامی و صنعت نظامی به تدریج کمرنگ شده است.

این پیوند اقتصادی پیامدهای مهمی دارد. هنگامی که سودآوری شرکت‌های بزرگ به پروژه‌های نظامی وابسته شود، انگیزه‌ای ساختاری برای تداوم و حتی گسترش درگیری‌ها ایجاد می‌شود. در چنین چارچوبی، ناامنی جهانی می‌تواند به فرصتی اقتصادی تبدیل شود؛ روندی که برخی تحلیلگران آن را یکی از زمینه‌های شکل‌گیری اشکال جدید تروریسم و خشونت سازمان‌یافته می‌دانند.

فناوری‌های نوین و ابزارهای جنگ نامتقارن

ورود فناوری‌های پیشرفته به میدان جنگ، ماهیت درگیری‌ها را به طور اساسی تغییر داده است. یکی از نمونه‌های مهم در این زمینه پروژه «ماون» (Project Maven) است که توسط پنتاگون برای استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل تصاویر پهپادی و ماهواره‌ای طراحی شد. این پروژه قادر است هزاران تصویر را در مدت زمان کوتاه بررسی کرده و اهداف بالقوه را شناسایی کند.

چنین فناوری‌هایی سرعت تصمیم‌گیری در میدان جنگ را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داده‌اند. فرآیندی که پیش‌تر ممکن بود چند روز یا حتی چند هفته طول بکشد، اکنون در عرض چند دقیقه یا حتی چند ثانیه انجام می‌شود. این تحول اگرچه از نظر نظامی یک مزیت محسوب می‌شود، اما در عین حال خطرات جدی نیز به همراه دارد؛ زیرا تصمیم‌های مرگبار بیش از پیش به الگوریتم‌ها واگذار می‌شوند.

در کنار هوش مصنوعی، توسعه سلاح‌های مبتنی بر فناوری‌های جدید نیز به سرعت ادامه دارد. سیستم‌های لیزری برای مقابله با پهپادها، پهپادهای خودکار و سامانه‌های جنگ الکترونیک تنها بخشی از این روند هستند. حتی طراحی برخی از این تجهیزات بر اساس مطالعه و مهندسی معکوس فناوری‌های به‌کاررفته در جنگ‌های منطقه‌ای صورت گرفته است.

اما گسترش چنین فناوری‌هایی پیامد دیگری نیز دارد: انتقال تدریجی ابزارهای جنگی به بازیگران غیردولتی. همان‌گونه که در گذشته سلاح‌های سبک و موشک‌های قابل حمل به دست گروه‌های مسلح رسید، اکنون نسخه‌های ساده‌تر یا ارزان‌تر فناوری‌های پیشرفته نیز می‌توانند در اختیار شبکه‌های تروریستی قرار گیرند. به این ترتیب، فناوری‌هایی که در ابتدا در آزمایشگاه‌های پیشرفته توسعه یافته‌اند، ممکن است در نهایت به ابزار عملیات‌های تروریستی تبدیل شوند.

چرخه سود، ناامنی و گسترش خشونت

یکی از عوامل کلیدی در این روند، منطق اقتصادی حاکم بر صنعت فناوری و تسلیحات است. شرکت‌هایی که میلیاردها دلار در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری می‌کنند، طبیعتاً انتظار بازدهی بالا دارند. قراردادهای نظامی بزرگ‌ترین منبع چنین بازدهی محسوب می‌شوند و همین مسئله رقابت شدیدی برای ورود به پروژه‌های دفاعی ایجاد کرده است.

این رقابت باعث می‌شود نوآوری در حوزه فناوری‌های جنگی به طور مداوم ادامه پیدا کند. هر فناوری جدید، زمینه‌ساز توسعه فناوری‌های پیشرفته‌تر می‌شود و در نتیجه یک چرخه دائمی از تولید، سرمایه‌گذاری و نظامی‌سازی شکل می‌گیرد. در چنین چرخه‌ای، امنیت جهانی گاه به متغیری ثانویه تبدیل می‌شود و منطق بازار نقش تعیین‌کننده‌تری پیدا می‌کند.

پیامد دیگر این روند، افزایش نگرانی‌های اخلاقی درباره استفاده از فناوری در جنگ است. بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند که اتکای بیش از حد به سیستم‌های خودکار می‌تواند نظارت انسانی را کاهش دهد. در چنین شرایطی احتمال خطا، سوءاستفاده یا حتی تصمیم‌گیری‌های غیرقابل کنترل افزایش می‌یابد.

در نهایت، این روند به نوعی مسابقه تسلیحاتی جدید در عرصه فناوری منجر شده است. همان‌گونه که در قرن بیستم رقابت هسته‌ای جهان را وارد مرحله‌ای پرخطر کرد، امروز رقابت بر سر هوش مصنوعی و فناوری‌های نظامی نیز می‌تواند پیامدهای مشابهی داشته باشد. در این میان، کشورهایی که به این فناوری‌ها دسترسی دارند برتری قابل توجهی در نظام بین‌الملل به دست می‌آورند؛ برتری‌ای که می‌تواند شکاف قدرت را عمیق‌تر کرده و زمینه‌های تازه‌ای برای بی‌ثباتی و گسترش خشونت در جهان ایجاد کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha