لزوم تبعيت از ولی امر مسلمين در زمان جنگ
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، حسین قدمی در یاداشتی نوشت: در منابع اسلامی، اصل «طاعة وليّ الأمر» بهویژه در موضوعات مربوط به نظم عمومی، امنیت و جنگ مطرح شده است.
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُم فِئَةً فَاثبُتوا وَاذكُرُوا اللَّهَ كَثيرًا… وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم»
انفال، 45–46
لزوم اطاعت از فرمانده:
حکمت 108: «أَيُّهَا النّاسُ، إنَّهُ لا يَصلُحُ النّاسُ إلّا بِإمامٍ عادِلٍ، يُرشِدُهُم بِمَعرِفَةِ الحَقِّ، وَيُحييهِم بِمَعرِفَةِ الدينِ. فَلا تَستَخِفّوا بِالإمامِ، فَإنَّ إِقامَتَهُ حَقٌّ، وَتَركَهُ باطِلٌ.»
این حکمت، ضرورت وجود امام و رهبر عادل را برای هدایت مردم بیان میکند. در زمان جنگ، این رهبر همان فرمانده نظامی است که باید از او اطاعت شود.
از دیدگاه نهجالبلاغه، اطاعت نظامی در زمان جنگ، یک اصل حیاتی برای حفظ انسجام، جلوگیری از شکست و پیروزی در برابر دشمن است. این اطاعت نه کورکورانه، بلکه در چارچوب اوامر الهی و از سوی فرماندهان شایسته و عادل است. اختلاف، سستی و نافرمانی در لشکر، پیآمدی جز شکست و نابودی ندارد.
بر اهل اندیشه و خرد روشن است تبعیت از رهبری و ولیّ فقیه در زمان جنگ، نه صرفاً یک فرمان نظامی، بلکه جلوهای از ایمان، بصیرت، و عهدی مقدس با خداوند است.
در هنگامه نبرد، هنگامی که تلاطم گلوله و آتش زمین و آسمان را درهم میپیچد، آنکه دل به فرمان ولیّ خدا سپرده است، نه از بیم میلرزد و نه از شک میسوزد. زیرا میداند که صدای ولایت، پژواک ندای حق است در روزگار آشوب و فتنه؛ نوری است که راه را از تاریکیها جدا میسازد.
تبعیت از ولیّ فقیه، یعنی ایستادن بر قله عزت و ایمان؛ یعنی پاسداشت خون شهیدان که قلمشان در دفتر تاریخ با اطاعت از امام حق نگاشته شد. در هنگامهای که دشمن با تمام توان بر مرزها میتازد، آنکس که پشت به فرمان ولایت کرده است، از خویشتن و ایمان خویش دور گشته، اما آنکه دل به نایب امام زمان علیهالسلام سپرده، در صفی از مردان الهی ایستاده که زمین و زمان بر استقامتشان رشک میبرند.
ولایت فقیه، همان پرچم هدایت در طوفانهاست؛ و اطاعت از آن، همان سلاحی است که حتی پیش از شمشیر، دشمن را در روح میشکند.
ای رهروان راه حق، اگر دل بر فرمان ولیّ امر نهادید، آنگاه همه جبهههای نبرد، نمازگاهی خواهند شد که در آن سرباز، دعای خویش را با فریاد آزادی درآمیخته است. در زمان جنگ، تبعیت از رهبری، یعنی تبدیل خوف به یقین، و آشوب به نظم الهی. یعنی اینکه سپاه ایمان با فرمان ولایت، چون موجی واحد برخیزد، و دریا را بر دشمن بشوراند. و آنگاه که پیروزی از افق سر برآورد، تاریخ خواهد نوشت:
این فتح، میوه اطاعت بود؛ این عزت، حاصل ولایت بود.
ايرانيان فرن نهاد!
در هنگامة جنگ، آنگاه که غبار نبرد آسمان را میپوشاند و زمین از ضرب قدمهای دشمن میلرزد، قوم مؤمن چشم به پرچم فرماندهی میدوزند که نه از خاک، که از نور برمیخیزد. صدای او در میان طوفان، همچون تلاوت فرشتگان است؛ فرمانی که ریشهاش در ملکوت است و انعکاسش در دلهای مؤمنان، آتشی میافروزد که هیچ لشکری تاب خاموشکردنش را ندارد.
آنان که دل در گرو فرمان پیشوای الهی نهادهاند، سربازانی نیستند که تنها بر خاک بجنگند؛ آنان پاسداران عهدی آسمانیاند. هر گامی که برمیدارند، خطی از تاریخ را با ایمان مینویسند و هر ضربه شمشیرشان، پژواکی از «یا حق» است که دیوارهای ظلمت را میشکافد.
در روز نبرد، پیروی از رهبر الهی نه یک دستور، بلکه پیمانی است که روح را به سپاه انبیا پیوند میدهد. چنین اطاعتی، لشکر پراکنده را به دریایی یکپارچه بدل میکند؛ موجهایی که از هر سو برخیزند، اما دلشان در یک جزر و یک مد میتپد. هنگامی که فرمان او بر دلها فرود میآید، سپاه مؤمنان چون کوهی باستانی میایستد؛ کوهی که آتش توپخانه دشمن تنها غبارش را میلرزاند، نه روحش را.
و آنگاه که دلها یکصدا شدند و قدمها در سایه هدایت پیشوای حق استوار گشت، شمشیر مؤمن نه از آهن، که از یقین ساخته میشود. در آن لحظه، هرکجا که میتازد، ظلمت فرو میریزد؛ چرا که نور هدایت، از پشت سرش میدرخشد و وعده الهی، پیش رویش صف کشیده است.
تاریخ بارها نوشته است:
آنجا که سپاه ایمان با ندای حق همراه شد، دیوارها فروریخت، بتها شکستند، امپراتوریها درهم پیچیدند و پرچم نور، پا بر قلل جهان نهاد.و اینچنین است که تبعیت از پیشوای آسمانی در روزگار جنگ، خود پیروزی است؛ پیش از فتح زمین، دل را فتح میکند؛ پیش از خاموشی دشمن، آتش یقین را در جان افروخته نگه میدارد.
و تاریخ همیشه شهادت داده است:
هرگاه سپاهان، دل در گرو هدایت آسمانی نهادند، رودها مسیر عوض کردند، صخرهها از هم شکافتند، و روزی فرا رسید که حتی خورشید بر نیزههایشان تعظیم کرد.
انتهای پیام/