ترامپ در باتلاق جنگ با ایران؛ کاخ سفید میان شکست نظامی و فرار دیپلماتیک
به گزارش خبرگزاری آنا، پس از شکست در نبرد نظامی حالا ترامپ و تیم امنیت ملیاش در تلاش برای مهار بحران فزاینده خاورمیانهاند؛ بحرانی که نهتنها امنیت منطقه بلکه بازار جهانی انرژی را نیز به لرزه انداخته است. ایران با حفظ فشار بر تنگه هرمز و تداوم حملات موشکی و پهپادی در نقاط مختلف منطقه، توانسته است ظرفیت بازدارندگی و مقابله نظامی در مقابل ابرقدرت پوشالین جهان را نشان دهد و هزینههای اقتصادی جنگ را برای جهان بالا ببرد.
در واشنگتن، تحلیلگران معتقدند که رئیسجمهور آمریکا در نقطهای حساس ایستاده است؛ یا باید راهی برای پایان دادن به جنگ پیدا کند یا با گسترش عملیات نظامی خطر درگیر شدن در جنگی طولانی را بپذیرد. در حالی که ترامپ بارها از تمایل خود برای پرهیز از «جنگهای تمامنشدنی» سخن گفته، نزدیکانش میگویند جدول زمانی چهار تا ششهفتهای که او برای پایان نبرد مطرح کرده، بیش از حد خوشبینانه به نظر میرسد و این بار این ایران است که معادلات را تعیین میکند و پایان جنگ را اعلام خواهد کرد.
در همین حال، کاخ سفید به طور همزمان از تهدید به تشدید حملات سخن میگوید؛ نشانهای از تلاش برای ایجاد اهرم فشار بر تهران و کسب امتیاز در میز مذاکره.
راه بیانتها میان قدرتنمایی و خروج حقیرانه
ترامپ در حالی هزاران نیروی جدید به منطقه اعزام کرده و در عین حال از احتمال عملیات زمینی سخن گفته است؛ که خود میداند این اقدام هزاران سرباز آمریکایی را به کام مرگ خواهد کشاند. به همین دلیل نیز هرگونه تصمیم مبنی بر درگیری زمینی نگرانیهایی در داخل و میان متحدان آمریکا برانگیخته است. واشنگتن همچنین به گزینه حمله به تاسیسات انرژی ایران میاندیشد؛ حمله هوایی که کل تاسیسات انرژی و نفتی منطقه را تخریب خواهد کرد و با این اقدام هرگونه خروج آمریکا از جنگ بعید خواهد بود و اگر هم خروجی در کار باشد تحقیری بیش نخواهد بود که جز ویرانی برای آمریکا و کشورهای منطقه چیزی به ثمر نخواهد آورد.
حتی اکر بر فرض محال چنین عملیاتی وجود داشته باشد نیز این سناریو تنها زمانی قابل توجیه است که تنگه هرمز بهطور کامل بازگشایی شود؛ مسئلهای که مطمئنا در بنبست قرار دارد و موجب رکورد تاریخی در افزایش قیمت انرژی شده است. در اروپا نیز واکنشها محتاطانه و توام با ترس است؛ به طوری که متحدان سنتی واشنگتن از مشارکت نظامی در حفظ امنیت آبراهه خودداری کردهاند و همین موضوع بر نارضایتی کاخ سفید افزوده است.
این وضعیت چندوجهی سبب شده است دولت آمریکا در پیامرسانی خود دچار تناقض باشد: از یک سو تأکید بر «پیروزی قریبالوقوع» و از سوی دیگر پیامهایی برای آرامکردن بازارهای جهانی نفت و سهام.
فشار اقتصاد و افکار عمومی در داخل آمریکا
پس تجاوز نظامی به ایران بحران انرژی جهانی مستقیماً در فضای داخلی آمریکا بازتاب یافته است. افزایش قیمت بنزین، نوسان بازارها و نگرانی از رکود اقتصادی، محبوبیت رئیسجمهور را به پایینترین سطح از زمان بازگشت به کاخ سفید رسانده است. نظرسنجی تازه مؤسسه «رویترز/ایپسوس» نشان میدهد که نرخ حمایت عمومی از ترامپ به ۳۶ درصد کاهش یافته؛ نشانهای از اثرات سیاسی منفی جنگ.
در این میان، نشانههایی از نگرانی در میان رهبران حزب جمهوریخواه نیز مشاهده میشود. نمایندگان کنگره در جلسات استماع از دولت توضیحات بیشتری درباره اهداف و دامنه عملیات در ایران خواستهاند. کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان، به رهبری «مایک راجرز»، منتقد کاخ سفید است که گویا «اطلاعات کافی برای تصمیمگیری» ارائه نداده است.
ترامپ اما بر موضع خود ایستاده و تأکید دارد که پایان جنگ زمانی اعلام میشود که «آمریکا پیروز است»؛ ادعایی که حداقل با اعتراف امروز ترامپ مبنی بر هدف قرار گرفتن بزرگترین ناو هواپیمابر جرالد فورد چندان واقعیت ندارد. از طرفی بسیاری از ناظران نیز میگویند عدم شفافیت در مورد این اهداف، دلیل اصلی بیاعتمادی افکار عمومی و سردرگمی نهادهای سیاسی است.
گذشته از این رئیسجمهور آمریکا با اتخاذ مواضع متغیر، گاه بر تهدید نظامی و گاه بر فرصت دیپلماتیک تأکید دارد. در چند روز اخیر اعلام مهلت پنجروزه برای ازسرگیری دیپلماسی و تمدید آن برای ده روز دیگر، خود تلاش روشنی برای کاهش نوسانات بازار انرژی و نشانهای از تردید و انعطافپذیری ناگزیر واشنگتن است.
دیپلماسی فریب و واقعیتهای سخت میدانی
مسیر دیپلماسی آمریکا نیز چیزی جز قلدرمابی آمریکا نست. طرح ۱۵بندی پیشنهادی ترامپ که از طریق کانال دیپلماتیک با پاکستان به تهران منتقل شد شباهت زیادی با پیشنهادهای پیش از جنگ دارد و شامل خواستههایی است که ایران پیشتر رد کرده بود؛ از جمله توقف برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای. تهران با توصیف پیشنهاد آمریکا به عنوان «غیرواقعبینانه» آن را نپذیرفته، اما درِ تماس غیرمستقیم را کاملاً نبسته است که همین نیز احترام به آداب دیپلماسی ایران در شرایط جنگی را به تصویر میکشد.
در نهایت پس از گذشت یک ماه از آغاز جنگ، نه تنها هیچ نشانه روشنی از پیروزی آمریکا دیده نمیشود بلکه کاخ سفید میان میل به پایان دادن به بحران و ترس از عقبنشینی بدون دستاورد گرفتار شده است. در این میان، تنگه هرمز همچنان بسته، بازار انرژی متلاطم، و جایگاه سیاسی رئیسجمهور آمریکا بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید است. جنگی که قرار بود کوتاه و محدود باشد، اکنون به جهنمی برای سیاست خارجی، اقتصاد جهانی و آینده سیاسی ترامپ تبدیل شده است.
انتهای پیام/