عبور از دورکیم و وبر؛ معماری نوین «آگاهی جمعی» در اندیشه رهبر شهید
به گزارش خبرگزاری آنا، بررسی تاریخ تحولات معاصر ایران و منطقه، بدون تحلیل دقیق منظومه فکری و سیره عملی شهید آیتالله خامنهای امری ناممکن است. ایشان در قامت یک نظریهپرداز سیاسی و رهبری که طولانیترین دوران مدیریت کلان نظام را بر عهده داشت، واجد ویژگیهای منحصربهفردی در حوزههای فقه حکومتی، استراتژی نظامی و دیپلماسی مقاومت بود.
درصددیم در مجموعه گفتگویی به خوانشی تحلیلی از دههها کنشگری ایشان در سپهر عمومی بپردازیم. شخصیت ایشان، به عنوان پیونددهنده سنت فقاهتی با مقتضیات دنیای مدرن، چالشها و فرصتهای نوینی را پیش روی حکمرانی اسلامی قرار داد.از تدوین سیاستهای کلان در دوران گذار پس از جنگ، تا ایستادگی بر اصول استقلالطلبی در برابر فشارهای بینالمللی، همگی بخشی از کارنامهای است که نیازمند واکاوی است.
در این گفتگوها تلاش شده است تا فراتر از نگاههای کلیشهای، به ابعاد کمتر شناخته شدهی اندیشه ایشان در باب «تمدن نوین اسلامی» و «نظم نوین جهانی» پرداخته شود. اکنون که دوران حیات سیاسی ایشان به تاریخ پیوسته و به مقام شهادت نائل گشتهاند، بازخوانی میراثشان نه تنها یک ضرورت تاریخی برای درک ریشههای ثبات ایران، بلکه نقشهراهی برای فهم آیندهی جبهه مقاومت در منطقه به شمار میرود.
به همین منظور با خدیجه احمدی بیغش عضو گروه قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس تهران به گفتگو نشستیم که در ادامه حاصل آن را می خوانید:
امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین جهان علاوه بر آنکه در اندیشه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، و... سرآمد نظریه پردازان عصر خویش بودند، دارای دیدگاههای عمیق و دقیق و بی رقیب قرآنی هستند. از جمله آن می توان به نظریات قرآنی ایشان در پیوند دادن ولایت، با گذارهایی چون «آگاهی جمعی» و «تاب آوری» است.
ایشان آگاهی جمعی را نه یک پدیده تحمیلی ناشی از فشار ساختار (آنگونه که دورکیم جامعه شناس میپنداشت) و نه صرفاً محصول جذبه شخصی یک رهبر (مدل کاریزماتیک ماکس وبر)، بلکه جوهرهای برخاسته از «ایمان آگاهانه» میدانست. ایشان دین را از سطح یک «باور ذهنی فردی» به سطح یک «ایدهئولوژی سازنده اجتماع» ارتقا میدهند. در این دیدگاه، آگاهی جمعی زمانی متولد میشود که آحاد جامعه نسبت به هدف غایی خلقت و جایگاه خود در تقابل میان حق و باطل (جبههبندی) به درکی عمیق و مشترک برسند.
آیه الله خامنه ای به عنوان ولی امر مسلمین جهان این اهداف غایی را تنها در سایه ولایت معنوی محقق دانسته، «ولایت» را به عنوان «نخی میداند که دانههای تسبیح جامعه را به هم پیوند میدهد». ولایت در این تفکر، تنها یک منصب سیاسی نیست، بلکه یک «نظام اتصال است. این پیوندِ عرضی میان مؤمنان و پیوندِ طولی با رهبری الهی، آگاهیهای پراکنده را به یک «قدرت متمرکز و جهتدار» تبدیل میکند. در واقع، ولایت معنوی همان عاملی است که «توده مردم را به امت»واحده مبدل کرده و به آن هویت و انسجام میبخشد.
ایشان بارها و بارها با استناد به آیات قرآن کریم(همچون آیه ۵۶مائده «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»؛ از منظر روایی با استناد به روایاتی چون: «المُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ کَالْبُنْیَانِ الْمَرْصُوصِ») خروجی این پیوند آگاهی و ولایت را مفهومی می دانستند که در ادبیات مدرن از آن با «تابآوری تمدنی» یاد میشود. از منظر ایشان، جامعهای که دارای «اتصال ولایی» است، در برابر تکانههای شدید سیاسی، اقتصادی و فرهنگی فرو نمیپاشد؛ زیرا آگاهی جمعیِ آن جامعه بر مدار «حق» تنظیم شده و پیوندهای درونی آن چنان مستحکم است که نفوذ در آن با چالش هایی چون تحریم، جنگ، نقاق، تفرقه، و.... عملاً ناممکن میگردد.
از نظر معظم له، این تابآوری، ریشه در آیه «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ» دارد؛ یعنی پیروزی و ماندگاری، پاداشِ حتمیِ جامعهای است که آگاهیاش با رشته ولایت، از زمین به آسمان گره خورده باشد. این الگو، پاسخی قدسی به بحرانهای مادی جهان معاصر است. آیه الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در طول سالیان رهبری خویش، امتش را اینگونه تربیت کرد که پس از او با چنین تاب آوریای جهان به حیرت وا داشته شده، ابرقدرت های پوشالی را به زانو درآورده اند.
انتهای پیام/