صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۵۱ | ۲۹ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |
سراج

فغان و آه ز خودکامگی و خودخواهی

حسام‌الدین سراج، خواننده و هنرمند موسیقی سنتی، از کودکان معصومی نوشت که در میهن عزیزمان ایران و در شهر میناب، از جفای جاهلان سفاک و شرّ و ظلم و خودخواهی و منفعت‌طلبی‌شان به خون خویش در غلتیدند.
کد خبر : 1041673

به گزارش خبرگزاری آنا، حسام‌الدین سراج، خواننده و نوازنده سنتور، در یادداشتی با اشاره به سکوت جهان در برابر کشته‌شدن کودکان ایرانی، از پیمان‌شکنی اهریمنان و دشمنان ایران نوشت.

در یادداشت او می‌خوانیم:

«با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم

که شهیدانِ که‌اند این‌همه خونین‌کفنان

پیر پیمانه‌کش من که روانش خوش باد

گفت: پرهیز کن از صحبت پیمان‌شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

از روز نخست که آدم و حوا (ع) از میوه آگاهی ممنوعه خوردند و از بهشت برین بر مهد زمین هبوط کردند و سپس دلیل پیدایش هابیل و قابیل شدند، (حسد) گویی ارمغان عالم کثرت بود، قابیل، هابیل را کشت؛ بدین ادعا که چرا خداوند قربانی تو را پذیرفت و قربانی من قبول نشد و از همان آغازین‌سال‌های تاریخ پیدایش انسان زمین به دو قطب «قابیلیان»، و «هابیلیان» تقسیم شد.

قوم هابیل که طرفدار حقیقت و خیر و مهربانی و زیبایی بودند و قوم قابیل که خواستار دروغ و شرّ و ظلم و خودخواهی و منفعت‌طلبی بودند؛ چه دخترانی که توسط این قوم سفاک در دوره جاهلیت زنده‌به‌گور شدند.

چه کودکانی که در غزه مظلومانه کشته شدند و چه کودکان معصومی که در میهن عزیزمان ایران، در شهر میناب از جفای این جاهلان سفاک به خون خویش در غلتیدند.

جاهلانه خود را در مسند شاهی می‌بینند و قتل‌عام بشریت را حق مسلم خود می‌دانند. چه مردان و زنان و خوبانی که مظلومانه توسط این جاهلان سفاک شهید شدند.

پیامبران بزرگ، اما چون حضرت موسی (ع)، حضرت مسیح (س) و حضرت محمد (ص) مبعوث شدند تا پرده‌های جهالت و خام‌اندیشى و خودخواهی را بدرند و انسان را به مرحله کمال رحمانی‌اش برسانند، اما این گروه، دین را چونان حزب سیاسى خویش دیدند و وسیله توجیه ظلم و تجاوزکاری‌های خود کردند.

بسان کودک معصوم خفته در راهی دلم برای خودم تنگ می‌شود گاهی*

هبوط گاه خداحافظی نبود‌ای دوست، هبوط وقت سلام است و گاهِ آگاهی

هزار کودک معصوم کشته شد امروز دریغ از دل عالم، به گفتن آهی

دریغ و درد ز بی‌حاصلی و بی‌دردی فغان و آه ز خودکامگی و خودخواهی

شود سر همه خوبان لگد خورد نامرد چو جاهلی بنشیند به مسند شاهی»

*این مصرع برگرفته از مضمون شعر استاد محمد علی بهمنی است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha