لبخند کودکانه خود را ز من مگیر؛ تاریکتر شده ست شب غرق آه من
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نوسروده امیرمهدی برای زینب سادات، دختر بچه دو ماههای که اسرائیل او را کشت، بدین شرح است:
در موج خون نشسته چرا روی ماه تو
در موج خون نشسته چرا نور ماه من
لبخند کودکانه خود را ز من مگیر
تاریکتر شده ست شب غرق آه من
اسپند وار بدرقه ات کردهام گلم
گلبرگ دست و پا زده در خون عزیزکم»
حالا تو میروی و من، اما یتیمتر»
آتش گرفته نیمه من جان پناه من
دیشب چقدر بغض فرو خورده لای لای
در حنجرم شکست که شاید ببینمت
گریه به گریه آب شدم با خیال تو
این اشکهای در طلب تو گواه من
ویران شدند بعد عروج تو شانهها
حالا کجاست مامن شب گریههای من
یک لحظه بی تو تاب نفس هم نداشتم
حالا چقدر دور شدی از نگاه من
مردم هزار بار که شاید خبر رسد
طفلت به شوق عشق نفس میکشد هنوز
شاید قرار بود که تقدیرم این شود
موشک غبار خون تو بخت سیاه من
حالا پس از ندیدن چشمت غریبتر
چشمانم از تلاطم امن یجیبتر
شاید دوباره خنده تو سهم من شود
شاید دوباره غرق تو باشد نگاه من
انتهای پیام/