کلید دروازه دیپلماسی انرژی جهان در دستان ایران
مجاهد امیری عضو هیئت علمی حقوق بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت؛ اصطلاح نظم نوین جهانی پس از جنگ جهانی اول در ادبیات حقوق بینالملل مطرح شد.
قرارداد صلح وستفالی اصل توازن قدرت بینالمللی برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی را بیان میکرد. با آغاز این دوره ایالات متحده به دنبال تسلط بر اروپای پس از جنگ و مدیریت اقتصاد جهانی بود. استراتژی ایالات متحده مبنی بر تسلط بر خلیج فارس و تنگه هرمز این منظر که دریا همیشه نقطه تقابل ابرقدرتها بوده است قابل بررسی است؛ بنابراین سیادت و کنترل دریایی نقش قابل ملاحظهای در افزایش قدرت دریایی و امنیت بینالمللی و منافع ملی و بینالمللی دارد، از این رو تحت کنترل قرار دادن و تسلط بر تنگههای بینالمللی یکی از پارامترهای قدرت دریایی در نظم نوین جهانی است.
ماده ۱۱ قطعنامه استکهلم درباره حقوق دریاها، در سال ۱۹۲۸ اعلام میدارد که عبور آزادانه کشتیهای جنگی خارجی باید تابع قوانین خاص دولت ساحلی باشد. همچنین در سال ۱۹۲۹ کمیته تحقیق در حقوق بین الملل دانشگاه هاروارد نیز بیان کرد که هیچ دلیلی برای آزادی عبور بی ضرر کشتیهای جنگی از آبهای کشور ساحلی وجود ندارد.
در کنفرانس لاهه ۱۹۳۰ مواد ۱۲ و ۱۳ وضعیت حقوقی دریای سرزمینی تصویب شد که دولت ساحلی حق دارد شرایط عبور کشتیهای جنگی را مشخص کند. در ماده ۲۳ کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۸۲مقرر میدارد اگر کشتی جنگی از مقررات کشور ساحلی در مورد عبور بی ضرر از دریای سرزمینی پیروی نکند کشور ساحلی حق جلوگیری از عبور کشتی را دارد.
همچنین ماده ۳۰ کنوانسیون ۱۹۸۲ به عنوان قانون اساسی دریاها اعلام میدارد اگر کشتی نظامی مقررات کشور ساحلی را نقض کند، کشور ساحلی حق دارد از عبور کشتی نظامی جلوگیری کند و دولت صاحب پرچم درباره جبران خسارت مسئولیت بین المللی دارد.
جمهوری اسلامی ایران از نظر ژئوپلیتیک با قرارگرفتن در شمال اقیانوس هند، مجاورت با خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز یکی از مناطق سوق الجیشی بینالمللی قرار گرفته که یک پنجم نفت دنیا از این تنگه عبور میکند.
برخورداری از یک نیروی دریایی قدرتمند و نظارت بر تنگه هرمز میتواند نقش کلیدی در صیانت از منافع ملی و تحقق اهداف دفاعی کارآمد و موثر داشته باشد، بنابراین با حضور قدرت دریایی جمهوری اسلامی چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ نظارت و تسلط بر تنگه هرمز میتواند درراستای تحقق منافع ملی ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس گام بردارد.
چند مولفه مشروحه زیر را با تحلیل نخستین پیام رهبری حکیم انقلاب اسلامی در مورد استفاده از اهرم بسته نگه داشتن تنگه هرمز از منظر ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک و تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران اشاره میکنیم:۱-رسالت و اهداف دفاعی ۲-تجهیزات و تسلیحات نظامی۳-راهبرد نظامی۴-لجستیک و پشتیبانی۵-سیاست دفاعی-دریایی۶-دکترین نظامی
در نظم نوین بینالمللی کنترل و تسلط بر آب راههای بینالمللی برای قدرتهای بزرگ نقش حیاتی را ایفا میکند. همانطور که امروز شاهد این موضوع هستیم که ابرقدرتها حوزهای را برای خود انتخاب کرده و کنترل و تسلط خود را بر آن منطقه اعمال کرده و حریم امنیت ملی خود قرار دادهاند. در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز نیروی دریایی جمهوری اسلامی با بستن تنگه هرمز و تعیین این استراتژی نشان داد قدرت دریایی ایران میتواند مدیریت امنیتی تنگه هرمز با همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس، را به صورت مؤثر انجام داده و اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
از این رو یکی از مولفههای پیروزی ایران در این جنگ؛ اعمال حاکمیت دائمی بر تنگه هرمز و گشایش اقتصادی خواهد بود. سالانه حدود ۳۰ هزار کشتی از تنگه هرمز عبور میکنند (۱۱٪ تجارت دریایی جهان). اگر ایران پس از جنگ نظارت خود بر تنگه هرمز را ادامه دهد، در صورت برداشتن تحریمهای دریایی و ۲۰٪ کشتیهای عبوری برای خدمات (سوختگیری، تعمیر و ...) در بنادر ایران توقف کنند، علاوه بر اشتغالزایی زیاد، ایران میتواند درآمد مستقیم بالای ۴ تا ۶ میلیارد دلار کسب کند.
انتهای پیام/