صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۵:۲۸ | ۱۷ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |

از وطن خواندی و با شوری مطنطن دیدمت؛ در شب شعری که مثل ماه، روشن دیدمت

قصیده محمد حسین انصاری نژاد در سوگ شهادت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران منتشر شد.
کد خبر : 1038515

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا ، این قصیده‌ در سوگ سیدالشهید حضرت آیت الله امام خامنه‌ای بدین شرح است:

از وطن خواندی و با شوری مطنطن دیدمت

در شب شعری که مثل ماه، روشن دیدمت

آمدم در آخرین شب‌های شعر بیت، باز

بیت‌بیت آکنده از شعر شکفتن دیدمت

خم به ابرویت نبود از چشم‌زخم دشمنان

دست در شرح دعای عهد و جوشن دیدمت

در شبیخون مصائب چشم تو حصن حصین

پیش توفان حوادث، سد آهن دیدمت

می‌تراوید از صدایت جذبه‌ی اردیبهشت

از طراوت دسته‌دسته گل به دامن دیدمت

ماهتابا در کدامین شامگاه قونیه؟

آفتابا در کدامین صبح کدکن دیدمت؟

آشناتر از همه با شاعران فارسی

غرق حیرت از شکوه شعر میهن دیدمت

ذکر خیر"مشفق" و شعر "اوستا" بر لبت

همنفس با "جذبه" و "بهزاد" و " گلشن " دیدمت

خشکسالی بود در شعرم اگرچه پیش از آن

نم‌نم باران بر این طبع سترون دیدمت

شاخه‌هایت بود تا خورشید‌ای سرو رشید

بر تمامی درختان سایه‌افکن دیدمت

شاهنامه پیش چشمانت ورق می‌خورد باز

محو پژواک رجز‌های تهمتن دیدمت

در غزل‌ها حرمت شب‌های شعر انقلاب

در غزل‌ها تازه مثل صبح بهمن دیدمت

هر نفس بودت درنگی در تمام شعر‌ها

با چراغ نقد‌هایی جمله متقن دیدمت

پارسی‌گویان هند آنجا غزلخوان در برت

با تبسم محو شعر آن برهمن دیدمت

چشم‌هایت مهربان‌تر از همیشه سوی من‌ای فراتر از همه از بس فروتن دیدمت

لکنتی دست دلم را در بیان شوق بست

گوشه‌ی چشمی به شعر تازه‌ی من دیدمت

با امین هر گه نشستی در امان برخاستی

ای دل آن جا از مصایب جمله ایمن دیدمت

 

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha