صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۰۶ | ۰۴ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |
در پاسخ به آنا مطرح شد

نسخه دانشگاه برای عبور از شوک جنگ؛ تبدیل اضطراب به اراده جمعی

یک استاد دانشگاه با تحلیل جامعه‌شناختی از تحولات اخیر، معتقد است شهادت رهبری که می‌توانست جامعه دانشجویی را به سمت «بی‌هنجاری» و گسست ببرد، در عمل به عاملی برای بازتولید همبستگی تبدیل شد؛ جایی که دانشجویان با درک مشترک از شدت تهدید، اختلافات سیاسی و هویتی را کنار گذاشتند و «هویت ملی» را به برجسته‌ترین لایه هویتی خود تبدیل کردند.
کد خبر : 1038139

سید جواد بخشی استاد دانشگاه فرهنگیان در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا، در پاسخ به این سوال که تحلیل شما از تغییر موازنه قدرت در منطقه با تکیه بر قدرت سخت ایران که ریشه در قدرت نرم (علم و ایمان) دارد، چیست؟، اظهار کرد: تحولات اسفند ۱۴۰۴، ما را با یک پدیده اجتماعی منحصر‌به‌فرد روبه‌رو می‌کند که در آن «بحران» به عنوان عاملی برای بازتولید نظم اجتماعی و تقویت انسجام عمل کرده است.

وی افزود: آنچه رخ داد، صرفاً یک تقابل نظامی نبود، بلکه یک «آزمایش بزرگ اجتماعی» هست که مفاهیم قدرت، هویت و کنشگری را در جامعه ایران بازتعریف کرد.

بخشی با اشاره به تحلیل تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای در این بستر، گفت: از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، قدرت تنها به توانایی‌های مادی (نظامی و اقتصادی) خلاصه نمی‌شود، بلکه «مشروعیت» و «باور اجتماعی» به آن قدرت، رکن اساسی کارآمدی آن است. در رویداد‌های اخیر، شاهد پیوند میان «قدرت سخت» و «قدرت نرم» بودیم. آنچه که قدرت نظامی ایران را در برابر تهاجم گسترده آمریکا و اسرائیل کارآمد نشان داد، صرفاً تعداد موشک‌ها یا فناوری‌های دفاعی نبود، بلکه «باور عمومی» به حقانیت این توانمندی و «اراده ملی» برای استفاده از آن بود. ایمان در اینجا نه به عنوان یک مفهوم الهیاتی، که به عنوان یک «منبع هویت‌بخش» و «سرمایه اجتماعی» عمل کرد که به کنشگران سیاسی و نظامی، «مشروعیت» و «انگیزه» می‌بخشید. در این مدل آن فردی که پای تسلیحات موشکی و پدافندی قرار می‌گیرد بیش از آنکه به معادلات علمی باور داشته باشد با قدرت ایمان خود را در برابر باطل می‌بیند و این مولفه از نوع تسلیحات خطرناک‌تر است.

این استاد دانشگاه، اضافه کرد: از نگاه جامعه‌شناسی، وابستگی تکنولوژیک به قدرت‌های خارجی، یکی از مهمترین ابزار‌های نفوذ و سلطه است. پیشرفت‌های علمی ایران در حوزه دفاعی، به معنای «گسست از وابستگی» و دستیابی به «استقلال راهبردی» بود. این استقلال، نه تنها قدرت چانه‌زنی ایران در عرصه بین‌الملل را افزایش داد، بلکه به جامعه این پیام را مخابره کرد که «ما می‌توانیم»؛ پیامی که بن‌مایه اصلی «قدرت نرم» یک ملت است.

در نتیجه تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای، نتیجه یک «بازتولید اجتماعی قدرت» بود. یعنی قدرتی که ابتدا در دانشگاه‌ها و مراکز علمی (قدرت نرم) شکل گرفت، به توان دفاعی (قدرت سخت) تبدیل شد و در نهایت، با پشتوانه ایمان و باور عمومی (مشروعیت)، توانست در یک تقابل واقعی، معادلات را به هم بزند.

بخشی با اشاره به نقش دانشگاه در طراحی مدل‌های «پایداری اجتماعی» برای عبور از فشار‌های روانی جنگ، ادامه داد: در شرایطی که یک جامعه با شوک‌های بزرگ (مانند جنگ و شهادت رهبری) مواجه می‌شود، دانشگاه به عنوان نهادی پیشرو، باید از کارکرد صرفاً آموزشی فراتر رفته و به «قرارگاه تولید تاب‌آوری اجتماعی» تبدیل شود.

وی، بیان کرد: در این بحران، دانشگاه می‌تواند مدلی طراحی کند که در آن «سلامت روان» نه به عنوان یک مسأله فردی، که به عنوان یک «پروژه اجتماعی» تعریف شود. این مدل باید بر اساس «هوش هیجانی جمعی» و با تکیه بر ظرفیت‌های بومی (مانند آیین‌های قومی-ملی-مذهبی، هم‌یاری‌های محلی و شبکه‌های دانشجویی) بنا می‌شد. با این الگو گذار از «تاب‌آوری فردی» به «پایداری اجتماعی» رقم خواهد خورد.

این استاد دانشگاه، تاکید کرد: دانشگاه می‌تواند با ایجاد «فضا‌های امن گفت‌و‌گو»، به دانشجویان در پردازش غم و خشم ناشی از شهادت رهبری و فشار جنگ کمک کند. این فضاها، با تسهیل «همدلی جمعی»، از انفعال و افسردگی جلوگیری کرده و انرژی روانی جامعه را به سمت کنش‌گرایی سازنده هدایت می‌کردند. به عبارت دیگر، هدف، تبدیل «اضطراب» به «اراده جمعی» برای عبور از بحران است.

بخشی، گفت: یکی از کارکرد‌های اصلی دانشگاه در این شرایط، نقد و تحلیل روایت‌های دشمن و تولید «روایت‌های جایگزین» است. روایت‌هایی که ضمن تبیین  واقعیت تلخ جنگ، آن را به عنوان «صحنه‌ای برای نمایش هویت و همبستگی ملی» بازتعریف کنند.

حمله نظامی دشمن به عنوان کاتالیزور «همبستگی» و تقویت هویت ملی در بدنه دانشجویی

این استاد دانشگاه، افزود: از منظر جامعه‌شناسی، هویت در بستر «تمایز» و گاه «تعارض» شکل می‌گیرد و برجسته می‌شود. تهدید خارجی، معمولاً به «برجسته‌سازی» هویت جمعی در برابر «دیگری» منجر می‌شود. اما آنچه در اسفند ۱۴۰۴ رخ داد، فراتر از این قاعده ساده بود.

بخشی با بیان اینکه شهادت رهبری که نماد انسجام بود، می‌توانست به «آنومی» (بی‌هنجاری) و گسست منجر شود؛ تاکید کرد:، اما در عوض، به دلیل درک جمعی از «شدت تهدید» و «بی‌عدالتی» آن، به عاملی برای «بازتولید همبستگی مکانیکی» (همبستگی مبتنی بر شباهت و سرنوشت مشترک) در بدنه دانشجویی تبدیل شد.

وی ادامه داد: دانشجویان، صرف‌نظر از گرایش‌های سیاسی، خود را در برابر یک «تهدید هستی‌شناختی» (تهدید علیه وجود کشور و آرمان‌هایشان) دیدند. این درک مشترک از خطر، باعث شد که تمایزات درونی (سیاسی، قومیتی، صنفی) برای مدتی به حاشیه رانده شده و «هویت ملی» به عنوان «برجسته‌ترین لایه هویتی» فعال شود. اینجا بود که از «من» به «ما»‌ی دانشگاهی رسیدند.

این استاد دانشگاه، اضافه کرد: حضور در تجمع‌های ضد آمریکایی- صهیونی، حمایت از خانواده شهدا، حضور در صحنه‌های بازسازی خرابی‌ها و دفاع از روایت ملی در فضای مجازی، مظاهر عینی این همبستگی است. بنابراین، حمله دشمن نه به «گسست»، که به «بازآفرینی یکپارچگی» انجامید، زیرا تهدید، چنان بنیادین بود که «بقای جمعی» را به اولین اولویت همه کنشگران اجتماعی تبدیل کرد.

دانشجوی امروز و پیوند میان «تداوم تحصیل» و «مسئولیت اجتماعی»

بخشی، گفت: اینجا باید بر مفهوم «هویت‌یابی در شرایط گذار» تأکید کنم. دانشجوی ایرانی امروز، در یک «گذار تاریخی» (در زمان یک جنگ بزرگ و شهادت عظیم) قرار دارد و باید بین دو کنش ظاهراً متفاوت، پیوند برقرار کند. کنش دوگانه و «آگاهی از مأموریت» این پیوند از طریق یک «آگاهی جمعی» جدید شکل می‌گیرد.

وی بیان کرد: دانشجوی امروز درمی‌یابد که برای ساختن فردای کشور، هم به «امنیت» نیاز است و هم به «علم». اگر امنیت نباشد، دانشگاه تعطیل می‌شود و اگر علم نباشد، امنیت به وابستگی تبدیل می‌شود. بنابراین، کنش او یک «کنش دوگانه» است. کنش مستقیم (مسئولیت اجتماعی): حضور در میادین و تجمعات، شرکت در پویش‌های حمایتی، فعالیت در فضای مجازی برای خنثی‌سازی جنگ روانی، و در صورت لزوم، حضور فیزیکی برای دفاع از وطن و کنش غیرمستقیم (تداوم تحصیل): تلاش برای کسب علم و مهارت، به عنوان یک «سرباز علمی» که در بلندمدت، قدرت کشور را بازتولید می‌کند. دانشجویی که در بحبوحه جنگ، درس می‌خواند، در حال ساختن «سرمایه انسانی» کشور برای مقابله با تهدیدات آینده است. دفاع در این بستر، از یک مفهوم صرفاً نظامی به یک «مفهوم تمدنی» تبدیل می‌شود. دفاع یعنی هم حفظ تمامیت ارضی و هم حفظ «پویایی علمی» کشور. دانشجو با ادامه تحصیل، پیام می‌دهد که ما نه تنها در برابر گلوله، که در برابر جهل و وابستگی نیز مقاومت می‌کنیم.

این استاد دانشگاه در پایان، تاکید کرد: در یک تحلیل جامعه‌شناختی، آنچه در اسفند ۱۴۰۴ رخ می‌دهد، یک «پارادایم جدید» از رابطه «دولت-ملت» در شرایط بحران است. دانشگاه به عنوان قلب تپنده این پارادایم، با پیوند میان «علم» (تولید قدرت نرم)، «ایمان» (تولید مشروعیت و معنا) و «مسئولیت اجتماعی» (تولید کنش جمعی)، نه تنها از فشار روانی جنگ می‌کاهد، که الگویی برای «پایداری اجتماعی» و «بازتولید هویت ملی» ارائه می‌دهد که می‌تواند برای سال‌های آینده به عنوان یک سرمشق مورد مطالعه قرار گیرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha