صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۲۳:۱۸ | ۱۴ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |

ترور رهبری و توهم خلأ قدرت؛ بازدارندگی ایران چگونه حفظ می‌شود؟

فعال سیاسی در یادداشتی سیاسی نوشت:در ادبیات تهدید و جنگ روانی، گاه سناریو‌هایی مطرح می‌شود که هدف آن القای بی‌ثباتی در ساختار سیاسی کشورهاست. یکی از این سناریوها، فرضیه «خلأ قدرت» در صورت هدف قرار گرفتن رهبران سیاسی است. در مورد جمهوری اسلامی ایران نیز رسانه‌ها و محافل سیاسی دشمنان گاه چنین تصوری را مطرح می‌کنند که حذف فیزیکی رهبر می‌تواند موجب اختلال در ساختار قدرت و کاهش توان بازدارندگی شود.
کد خبر : 1037841

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، محمد حیدری فعال سیاسی در یادداشتی برای خبرگزاری آنا نوشت: ترور رهبران سیاسی کشورها، اگر رخ دهد، نه‌تنها اقدامی سیاسی بلکه نقض آشکار حقوق بین‌الملل و مصداق تروریسم دولتی است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد چنین اقداماتی الزاماً به خلأ قدرت یا تضعیف بازدارندگی کشور منجر نمی‌شود و در بسیاری موارد انسجام ملی را تقویت می‌کند.

در ادبیات تهدید و جنگ روانی، گاه سناریو‌هایی مطرح می‌شود که هدف آن القای بی‌ثباتی در ساختار سیاسی کشورهاست. یکی از این سناریوها، فرضیه «خلأ قدرت» در صورت هدف قرار گرفتن رهبران سیاسی است. در مورد جمهوری اسلامی ایران نیز رسانه‌ها و محافل سیاسی دشمنان گاه چنین تصوری را مطرح می‌کنند که حذف فیزیکی رهبر می‌تواند موجب اختلال در ساختار قدرت و کاهش توان بازدارندگی شود.

با این حال بررسی ساختار حقوقی و سیاسی ایران نشان می‌دهد چنین تصوری با واقعیت‌های نهادی کشور همخوانی ندارد. نظام حکمرانی بر اساس قانون اساسی و مجموعه‌ای از نهاد‌های تثبیت‌شده طراحی شده و استمرار اداره کشور را در شرایط مختلف تضمین می‌کند. ثبات ساختار سیاسی صرفاً به یک فرد وابسته نیست بلکه بر پایه نظام حقوقی و نهادی تعریف شده است که توان عبور از بحران‌ها را دارد.

از منظر حقوق بین‌الملل نیز هدف قرار دادن رهبران یک کشور مستقل اقدامی مغایر با منشور ملل متحد و تعرض آشکار به حاکمیت ملی است. چنین اقدامی نه‌تنها یک جرم سیاسی بلکه تهدیدی برای ثبات نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. در صورت وقوع، کشور هدف حق پیگیری از مسیر‌های حقوقی بین‌المللی و مطالبه مسئولیت عاملان و حامیان آن را خواهد داشت.

یکی از اهداف اصلی چنین سناریوهایی، تضعیف بازدارندگی کشورهاست. بازدارندگی به معنای ایجاد هزینه‌های سنگین برای اقدامات خصمانه دشمن است. در ایران، بازدارندگی محدود به توان نظامی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اجتماعی، علمی و دفاعی در شکل‌گیری آن نقش دارند.

انسجام ملی و سرمایه اجتماعی کشور از مهم‌ترین این عوامل است. تجربه تاریخی نشان داده است که اقدامات خصمانه خارجی اغلب موجب افزایش همبستگی داخلی می‌شود. جامعه در چنین شرایطی با حساسیت بیشتری از استقلال و امنیت کشور دفاع می‌کند و این امر به تقویت قدرت ملی کمک می‌کند.

پیشرفت‌های علمی و فناوری نیز یکی از پایه‌های مهم قدرت ملی است. جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر در حوزه‌های راهبردی به دستاورد‌های قابل توجهی دست یافته که نه‌تنها استقلال علمی کشور را نشان می‌دهد بلکه در افزایش قدرت بازدارندگی نیز نقش دارد. استقلال علمی و فناوری، علاوه بر قدرت دفاعی، موجب افزایش تأثیرگذاری ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی می‌شود.

در کنار ابعاد سخت قدرت، نباید از تحول ماهیت تهدیدات غافل شد. بسیاری از رقابت‌های سیاسی و امنیتی امروز در قالب جنگ ترکیبی و شناختی دنبال می‌شوند. هدف این نوع جنگ‌ها تضعیف اعتماد عمومی، ایجاد شکاف اجتماعی و القای بی‌ثباتی در جامعه است. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ابزار مهمی در این جنگ‌ها هستند و انتشار اخبار جعلی، شایعه‌سازی و عملیات روانی از جمله روش‌های دشمنان است.

مقابله با این روند نیازمند ارتقای سواد رسانه‌ای، اطلاع‌رسانی دقیق و مسئولانه و بهره‌گیری از نخبگان علمی و رسانه‌ای برای تبیین واقعیت‌هاست. رسانه‌های مسئول نیز باید ضمن پایبندی به اصول حرفه‌ای، از تبدیل شدن به ابزار ناخواسته جنگ روانی دشمن جلوگیری کنند. اطلاع‌رسانی دقیق و تحلیل مستند به افزایش آگاهی عمومی و تاب‌آوری جامعه کمک می‌کند.

در نهایت، آینده کشور‌ها تنها به یک حادثه یا یک فرد وابسته نیست. آنچه سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زند، قدرت نهاد‌های سیاسی، انسجام اجتماعی و اراده جمعی برای حفظ استقلال و پیشرفت است. از این رو، القای سناریوی «خلأ قدرت» بیش از آنکه واقع‌بینانه باشد، بخشی از جنگ روانی علیه ایران است؛ جنگی که پاسخ آن در ثبات نهادی، وحدت ملی و تداوم مسیر پیشرفت کشور نهفته است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha