چرا ناترازی سوخت با ماشینحساب حل نمیشود؟
به گزارش خبرگزاری آنا، ناترازی سوخت در ایران به شیوهای مزمن به نقطه بحرانی رسیده است. شکاف روزانه حدود ۱۰ میلیون لیتری میان میانگین تولید ۱۲۲ میلیون لیتری و مصرف ۱۳۲ میلیون لیتری در پنج ماه نخست سال — که در روزهای پرمصرف به رکورد ۱۵۴.۴ میلیون لیتر نیز نزدیک شد — نشاندهنده یک اختلال عمیق در حکمرانی انرژی کشور است. با این حال، واکنش سیاستگذار به این پدیده ساختاری، میانبر زدن از مسیر قیمتگذاری و دو برابر کردن نرخ سوم بنزین بوده است؛ تصمیمی که بیش از آنکه یک جراحی ساختاری محسوب شود، شبیه به فشردن ترمز اضطراری در شیب بحران است.
ارزیابیهای رسمی حاکی از آن است که این تغییر قیمتی در بهترین حالت میتواند بین ۲ تا ۳ میلیون لیتر از مصرف روزانه بکاهد. اما مسئله اصلی اینجاست که صورتحساب ناکارآمدیهای متراکم فنی و زیرساختی را نمیتوان صرفاً با ابزار قیمت پاک کرد. هزینه بالای تأمین و واردات بنزین در شرایط تحریم و هزینههای ترانزیت، ماهیتی کاملاً متفاوت با هزینه تولید داخلی دارد و نمیتوان اولی را مبنای محاسبات قیمتی کل مصرف جامعه قرار داد، بدون آنکه ابعاد شفافسازی مالی و بازتوزیع درآمد حاصل از آن دقیقاً روشن شده باشد.
کور شدن سامانه هوشمند و انحراف منابع
یکی از آسیبهای جدی در شبکه توزیع سوخت، تضعیف کارکرد نظارتی سامانه هوشمند است. هنگامی که بر اساس دادههای موجود، تا نیمی از بنزین کشور از طریق کارتهای آزاد جایگاهها و بدون اتصال به هویت خودرو توزیع میشود، صحبت از مدیریت هوشمند مصرف فاقد اعتبار خواهد بود.
کارت سوخت بهجای آنکه صرفاً یک ابزار پرداخت باشد، باید بهعنوان رادار حکمرانی دادهمحور عمل کند. تخصیص سهمیهها برای ناوگان عمومی، اینترنتی و خدماتی باید مستقیماً به «پیمایش واقعی» متصل شود و سامانهها از وجود کارتهای مجهولالهویه یا متعلق به خودروهای فرسوده پاکسازی شوند. بدون شفافیت دادهها، هرگونه تغییر در جدول قیمتها به اقدام ناآگاهانه در تاریکی شبیه خواهد بود.
ظرفیت معطل سیانجی و معادله خودرو
در سمت دیگر این معادلات، صنعت سیانجی قرار دارد که با وجود بیش از ۲۵۰۰ جایگاه فعال و ظرفیت توزیع روزانه ۴۰ میلیون مترمکعب گاز طبیعی، در حال حاضر تنها حدود ۱۴ میلیون مترمکعب در روز عرضه میکند. معطل ماندن حدود ۲۶ میلیون مترمکعب ظرفیت عرضه در جایگاهها، نمونه روشنی از عدم توازن در مدیریت سبد سوخت است. با وجود چالشهای ناترازی گاز، مدیریت فصلی و هوشمند این شبکه همراه با توسعه طرحهای تبدیل ناوگان پرپیمایش میتواند چندین میلیون لیتر از بار سنگین مصرف بنزین بکاهد.
از سوی دیگر، فشار آوردن بر حلقه پایانی مصرفکننده بدون دست زدن به کیفیت و میزان مصرف خودروهای داخلی، تناقضی بارز در سیاستگذاری است. انحصار در صنعت خودروسازی، کُندی فرایند اسقاط خودروهای فرسوده و عدم دسترسی به خودروهای کممصرف و هیبریدی، جامعه را به استفاده از وسایل نقلیه پرمصرف مجبوری ساخته است. در چنین شرایطی، محاسبه تاوان مصرف بر اساس نرخهای جهانی، فشار را مستقیماً به سمت خانوارها منتقل میسازد.
شرط ترمیم سرمایه اجتماعی در اصلاحات اقتصادی
اصلاحات اقتصادی عمیق نیازمند بستر مناسبی از سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل است. جامعهای که تحت فشار تورمی قرار دارد، انتظارات متفاوتی در زمینه شفافیت اقتصادی و برخورد با رانتهای ساختاری دارد. در صورتی که تصمیمات قیمتی بدون اصلاح ساختار خودروسازی، توسعه حملونقل عمومی و ارائه جایگزینهای کارآمد سوختی اتخاذ شوند، ممکن است به جای ترمیم ناترازی انرژی، شکاف میان هزینههای پرداختی مردم و مسؤولیتهای نهادی را عمیقتر سازند.
در نهایت، حل پایدار بحران بنزین نه از نازل پمپبنزینها، بلکه از اصلاح موتور خودروها، یکپارچهسازی سامانههای دادهمحور، احیای سبد سوخت جایگزین و انسداد راههای انحراف فرآوردههای نفتی آغاز میشود.
انتهای پیام/