اوکراین در آستانه انفجار داخلی/ مقاومت جامعه در برابر جنگی بیپایان
به گزارش خبرگزاری آنا، در حالی که ولودیمیر زلنسکی همچنان در محافل غربی از «ادامه مقاومت» و «پیروزی نهایی» سخن میگوید، نشانههای فزایندهای از شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعه اوکراین پدیدار شده است. چهار سال پس از آغاز جنگ، اوکراین نهتنها در میدان نبرد با چالشهای جدی مواجه است، بلکه در داخل نیز با بحرانی خاموش، اما روبهگسترش دستوپنجه نرم میکند؛ بحرانی که ریشه آن به اجبار، فرسایش اجتماعی و نارضایتی گسترده از تداوم جنگ بازمیگردد.
زلنسکی که بخش عمده توجه و انرژی خود را معطوف جلب حمایت غرب، بهویژه ایالات متحده، کرده است، در گفتوگوهای رسانهای تلاش دارد تصویری از اوکراین بهعنوان کشوری «در حال پیروزی» ارائه دهد. این تصویرسازی، اما بیش از آنکه با واقعیتهای میدانی همخوانی داشته باشد، مخاطب خارجی دارد و هدف آن حفظ جریان کمکهای مالی و نظامی غرب است.
در مقابل این روایت رسمی، واقعیتهای اجتماعی در داخل اوکراین چیز دیگری را نشان میدهد. بخش قابلتوجهی از شهروندان این کشور، بهویژه مردان در سن خدمت، دیگر تمایلی به حضور در جبههها ندارند؛ نه از سر فقدان وطندوستی، بلکه به دلیل درک روزافزون از بیافقی جنگی که پایانی برای آن متصور نیست.
این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت اجتماعی، بهتدریج به رفتاری اعتراضی و حتی تقابلی تبدیل شده است؛ رفتاری که نشانههای آن در افزایش فرار از خدمت، نافرمانی مدنی و مقاومت آشکار در برابر بسیج اجباری دیده میشود.
فرار گسترده از خدمت؛ آمارهایی که نادیده گرفته میشوند
یکی از بارزترین نشانههای نارضایتی عمومی در اوکراین، افزایش بیسابقه فرار از خدمت و ترک یگانهای نظامی است. بر اساس دادههای منتشرشده در رسانههای اوکراینی، از فوریه ۲۰۲۲ تاکنون حدود ۳۰۰ هزار پرونده قضایی در ارتباط با فرار از خدمت یا ترک پست ثبت شده است؛ آماری که به اذعان کارشناسان، احتمالاً بسیار کمتر از رقم واقعی است.
دلیل این نارضایتی گسترده را باید در ترکیبی از عوامل جستوجو کرد: تلفات سنگین، شرایط نامناسب آموزش و پشتیبانی، طولانی شدن جنگ و احساس تبدیل شدن اوکراین به میدان جنگ نیابتی. بسیاری از شهروندان بهوضوح دریافتهاند که این جنگ، بیش از آنکه در خدمت منافع ملی آنها باشد، در چارچوب راهبردهای کلان غرب علیه روسیه تعریف شده است.
در چنین فضایی، دولت اوکراین برای جبران کمبود نیروی انسانی، به سیاستهای سختگیرانه و خشن بسیج اجباری روی آورده است؛ سیاستهایی که خود به عامل تشدید نارضایتی و بیثباتی اجتماعی تبدیل شدهاند.
گزارشها نشان میدهد که ظرفیت نهادهای امنیتی برای پیگیری همه موارد فرار از خدمت وجود ندارد و همین امر، عمق بحران نیروی انسانی در ارتش اوکراین را بیش از پیش آشکار میسازد.
«اتوبوسیسازی»؛ چهره خشن بسیج اجباری
اصطلاح «اتوبوسیسازی» در ماههای اخیر به یکی از رایجترین واژهها در فضای عمومی اوکراین تبدیل شده است؛ اصطلاحی که به بازداشتهای خشن خیابانی و انتقال اجباری مردان به مراکز بسیج اشاره دارد. نیروهای وابسته به مراکز موسوم به TTsK، با استفاده از خشونت فیزیکی، افراد را در خیابانها، محل کار یا حتی منازلشان بازداشت میکنند.
این شیوهها، نهتنها با اعتراض گسترده افکار عمومی مواجه شده، بلکه به بروز درگیریهای مستقیم میان مردم و نیروهای بسیج انجامیده است. گزارشها از افزایش شکایات رسمی علیه این مراکز حکایت دارد؛ شکایاتی که تنها بخش کوچکی از واقعیت میدانی را بازتاب میدهد.
به گفته منابع محلی، مواردی از ضربوشتم منجر به مرگ، بازداشت غیرقانونی، اخاذی و حتی آدمربایی توسط نیروهای بسیج گزارش شده است. این وضعیت، اعتبار نهادهای دولتی را بهشدت تضعیف کرده و حس بیاعتمادی عمومی را تشدید کرده است.
حتی رسانههای همسو با غرب نیز ناچار شدهاند به بخشی از این واقعیتها اذعان کنند و از «رفتارهای خارج از کنترل» نیروهای بسیج سخن بگویند؛ رفتاری که عملاً این گروهها را به ساختاری خودمختار و غیرقابلکنترل تبدیل کرده است.
مقاومت علنی؛ از نافرمانی تا درگیری مسلحانه
در برابر این فشارها، مقاومت اجتماعی نیز شکل خشنتری به خود گرفته است. در ماههای اخیر، گزارشهایی از حمله مردم به خودروهای بسیج، آزادسازی بازداشتشدگان و حتی استفاده از سلاح سرد و گرم برای فرار از اعزام اجباری منتشر شده است.
این مقاومتها تنها به مناطق خاصی محدود نیست و حتی در غرب اوکراین، که همواره بهعنوان پایگاه جریانهای ملیگرا شناخته میشد، موارد متعددی از درگیری گزارش شده است. این تحولات نشان میدهد که نارضایتی از جنگ، مرزهای ایدئولوژیک را نیز درنوردیده است.
برخی تحلیلگران از شکلگیری نوعی «جنگ خاموش داخلی» سخن میگویند؛ جنگی که اینبار نه میان اوکراین و روسیه، بلکه میان جامعه و حاکمیت در جریان است. جنگی که ریشه آن در تحمیل هزینههای نامتوازن جنگ بر دوش مردم عادی نهفته است.
در این میان، زلنسکی و حلقه حاکم بر کییف، بیش از پیش از واقعیتهای اجتماعی فاصله گرفتهاند و همچنان بر تداوم جنگ تأکید میکنند؛ تأکیدی که بهای آن را شهروندان عادی میپردازند.
جامعهای که دیگر نمیخواهد قربانی باشد
آنچه امروز در اوکراین جریان دارد، صرفاً بحران نیروی انسانی یا مشکل بسیج نیست؛ بلکه نشانههای فرسایش مشروعیت سیاسی و اجتماعی حکومتی است که جنگ را تنها گزینه ممکن معرفی میکند. جامعه اوکراین، پس از سالها تحمل فشار، تلفات و ویرانی، بهتدریج در برابر این منطق ایستاده است.
افزایش نافرمانیها، مقاومتهای خیابانی و حتی درگیریهای مسلحانه، همگی حاکی از آن است که بخش قابلتوجهی از مردم دیگر حاضر نیستند هزینه جنگی را بپردازند که کنترلی بر سرنوشت آن ندارند.
در نهایت، جنگ اوکراین نهتنها توازن قدرت در عرصه بینالمللی را تغییر داده، بلکه جامعهای را که روزگاری به ثبات و آرامش شهره بود، به آزمایشگاهی برای جنگ نیابتی و مهندسی سیاسی تبدیل کرده است؛ آزمایشی که اکنون با واکنش صریح مردم اوکراین مواجه شده است.
انتهای پیام/