صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۷:۵۶ | ۰۶ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |
آنا گزارش می‌دهد

آوارِ تجمعات بی‌ضابطه بر سر آموزش؛ وقتی حقِ تحصیل در هیاهوی شعارها گم می‌شود

صدای زنگ آغاز نیم‌سال تحصیلی در برخی دانشگاه‌ها، این روزها در هیاهوی تجمعات بی‌ضابطه، شعارهای ملتهب و بعضاً درگیری‌های فیزیکی گم شده است. در حالی که اخبار و تصاویر این التهابات فضای مجازی را تسخیر کرده، یک واقعیت بزرگ در سایه این هیاهو به فراموشی سپرده شده است: «قربانی شدن حق تحصیل هزاران دانشجویی که صرفاً برای درس خواندن به دانشگاه آمده‌اند.»
کد خبر : 1035344

به گزارش خبرگزاری آنا، تبدیل شدن صحن دانشگاه به میدانی برای کشمکش‌های فرسایشی، تبعات ویرانگری برای زیست‌بوم علمی کشور به همراه داشته است. تعطیلی مکرر کلاس‌ها، مختل شدن پروژه‌های پژوهشی و از بین رفتن تمرکز روانی اساتید و دانشجویان، تنها بخشی از کوه یخی است که این روزها کشتی آموزش عالی را تهدید می‌کند. در این گزارش،پای سخنان اساتید و دانشجویان رفته‌ایم تا ابعاد پنهان و خسارت‌بار این مدل از شلوغی‌ها را واکاوی کنی م.

بُعد آموزشی: حسرتِ کلاس‌هایی که هرگز تشکیل نمی‌شوند

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های هر دانشجویی در زمان انتخاب واحد، برداشتن درس با اساتید مجرب و صاحب‌نام است. دانشجویان گاهی ترم‌ها منتظر می‌مانند تا بتوانند در کلاس استاد مورد نظر خود بنشینند. اما تجمعات پیش‌بینی‌نشده و متشنج شدن فضای دانشکده‌ها، این برنامه‌ریزی‌ها را نقش بر آب کرده است.

وقتی تجمعی به خشونت یا انسداد مسیرها کشیده می‌شود، اولین ترکش آن به کلاس‌های درس اصابت می‌کند. اساتید قادر به تدریس طبق سرفصل‌ها نیستند و دانشجویانِ علاقه‌مند نیز از حق طبیعی خود محروم می‌مانند.

مریم، دانشجوی ترم چهارم ادبیات یکی از دانشگاه های تهران با گلایه شدید از این وضعیت می‌گوید: «من برای قبولی در این دانشگاه سه سال پشت کنکور ماندم. این ترم بالاخره توانستم با استادی که همیشه آرزویش را داشتم، درس تخصصی‌ام را بردارم. اما از ابتدای هفته، نیمی از کلاس‌های ما به خاطر تجمع جلوی درِ دانشکده و سروصدای وحشتناک راهروها تعطیل شده است. سوال من این است: آن عده‌ای که کلاس‌ها را به تعطیلی می‌کشانند، با چه حقی برای وقت، عمر و انگیزه من تصمیم می‌گیرند؟ من به عنوان یک دانشجو حق دارم در آرامش درس بخوانم، آیا کسی صدای ما «اکثریتِ خاموش» را می‌شنود؟»

بُعد پژوهشی و اقتصادی: آزمایشگاه‌های متروکه و جریمه‌های میلیونی

آسیب‌های این شلوغی‌ها تنها به علوم انسانی یا کلاس‌های تئوری محدود نمی‌شود. فاجعه اصلی در دانشکده‌های فنی، مهندسی، علوم پایه در حال رخ دادن است؛ جایی که «پژوهش» زمان‌بر، حساس و نیازمند حضور مستمر است.

تعطیل شدن دانشگاه در پی تجمعات، به معنای خاموش شدن دستگاه‌های آزمایشگاهی، از بین رفتن نمونه‌های زیستی و شیمیایی حساس و به تعویق افتادن زمان دفاع پایان‌نامه‌هاست. این تاخیرها برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، علاوه بر خسارت علمی، بار مالی سنگینی (به عنوان سنوات تحصیلی) به همراه دارد.

علی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی، یکی از همین قربانیان است. او با کلافگی توضیح می‌دهد: «پروژه پایان‌نامه من نیازمند بررسی روزانه نمونه‌ها در آزمایشگاه است. به خاطر درگیری‌ها به خوبی نتوانستم به آزمایشگاه بروم. تمام نمونه‌هایی که دو ماه برای سنتز آن‌ها زحمت کشیده بودم، در حال خراب شدن هستند. اگر این روند ادامه پیدا کند، دفاعم به ترم بعد موکول می‌شود، باید چند میلیون تومان جریمه سنوات به دانشگاه پرداخت کنم. چه کسی پاسخگوی این خسارت مالی و روانی من است؟ معترضان؟»

بُعد آکادمیک و ساختاری: فرسایش نهاد علم از نگاه اساتید

از منظر اعضای هیئت علمی، تبدیل شدن دانشگاه به خیابان، خطری است که مرجعیت علمی و جایگاه نهاد دانشگاه را در درازمدت نابود می‌کند. وقتی فضای گفت‌وگو و منطق جای خود را به تقابل فیزیکی و شعار بدهد، اولین چیزی که از دانشگاه رخت برمی‌بندد، «آرامش روانی برای تولید علم» است.

دکتر م. سهرابی، استاد تمام یکی از دانشگاه‌های دولتی تهران، با ابراز نگرانی عمیق از این روند، ابعاد دیگری از ماجرا را روشن می‌کند: «دانشگاه، کارخانه تولید علم است و علم در بستر آرامش و امنیت روانی تولید می‌شود. این مدل از شلوغی‌های بی‌هدف که نه خواسته مشخصی دارند و نه چارچوبی را رعایت می‌کنند، مستقیماً به شالوده دانشگاه ضربه می‌زنند. ما شاهد افت شدید کیفیت یادگیری در دانشجویان هستیم؛ ذهن دانشجو درگیر التهاب است و نمی‌تواند روی مباحث پیچیده علمی تمرکز کند. از طرفی، برخی اساتید برجسته به دلیل این فضای پرتنش، تمایل خود را برای حضور فیزیکی و راهنمایی پایان‌نامه‌ها از دست داده‌اند. این روند اگر متوقف نشود، ما با یک «سکته علمی» در نسل آینده مواجه خواهیم شد. اعتراض حق دانشجوست، اما تعطیل کردن آموزش، خودزنیِ جبران‌ناپذیری است.»

بررسی‌های میدانی و پای صحبت دانشگاهیان نشستن، یک حقیقت تلخ را عیان می‌کند: تجمعاتی که بدون استراتژی مشخص و صرفاً با مکانیسم اختلال در نظم عمومی شکل می‌گیرند، بیش از آنکه صدای اعتراضی را به گوش مسئولان برسانند، در حال تضییع حقوق اولیه سایر دانشجویان هستند. 

امروز، صف‌های طولانی دانشجویانی که نگران حذف ترم، نابودی پروژه‌های آزمایشگاهی و از دست دادن کلاسِ اساتید محبوب خود هستند، نشان می‌دهد که «آزادیِ اعتراضِ یک گروه» نباید و نمی‌تواند «حقِ تحصیل و پیشرفتِ گروهی دیگر» را به گروگان بگیرد. دانشگاه برای زنده ماندن، نیازمند بازگشت به مدار عقلانیت، تفکیکِ «مطالبه‌گری» از «آشوب»، و احترام به حقوق اساسی تمام اعضای خود است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha