تهدید برای چانهزنی؛ چرا ترامپ همزمان از مذاکره و جنگ سخن میگوید؟
«فواد ایزدی» کارشناس مسائل آمریکا و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، درباره اظهارات برخی اعضای کنگره مبنی بر ضرورت اخذ مجوز برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران اظهار کرد: در ساختار سیاسی ایالات متحده اینگونه نیست که رئیسجمهور اختیار مطلق برای آغاز جنگ داشته باشد و بتواند بدون هیچ محدودیتی وارد درگیری نظامی شود.
وی با اشاره به چارچوبهای قانونی حاکم بر تصمیمگیری جنگی در آمریکا افزود: قانونی تحت عنوان «قانون اختیارات جنگی» (War Powers Resolution) در آمریکا وجود دارد که حدود و ثغور اقدام نظامی رئیسجمهور را مشخص میکند. بر اساس این قانون، اگر برآورد نهادهای اطلاعاتی آمریکا این باشد که حمله نظامی هزینه انسانی و مالی قابل توجهی برای این کشور به همراه نخواهد داشت، رئیسجمهور میتواند بدون اخذ مجوز قبلی از کنگره دست به اقدام نظامی بزند.
ایزدی ادامه داد: البته همین اختیار نیز نامحدود نیست؛ در چنین شرایطی رئیسجمهور حداکثر ۶۰ روز فرصت دارد عملیات را به پایان برساند. اگر عملیات بیش از این مدت طول بکشد، کنگره میتواند ورود کند و درباره ادامه یا توقف آن تصمیم بگیرد. بنابراین حتی در حالت کمهزینه بودن برآورد اولیه نیز نظارت کنگره برقرار است.
وی تصریح کرد: اما اگر از ابتدا ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا این باشد که حمله نظامی با هزینه بالای انسانی یا مالی همراه خواهد بود، رئیسجمهور برای آغاز جنگ نیازمند مجوز رسمی کنگره است و بدون رأی مثبت نمایندگان امکان پیشبرد چنین اقدامی وجود ندارد.
این استاد دانشگاه تهران با رد این ذهنیت که ترامپ میتواند همچون یک پادشاه هر زمان که اراده کند وارد جنگ شود، گفت: ساختار سیاسی آمریکا مبتنی بر تفکیک قواست و سه قوه در آن همعرض یکدیگرند. کنگره و دیوان عالی میتوانند در برابر رئیسجمهور بایستند و نمونه آن را در حوزههای دیگر نیز دیدهایم.
اعلان رسمی جنگ طبق قانون اساسی در اختیار کنگره است
وی با اشاره به نقش دیوان عالی آمریکا در مهار برخی تصمیمات دولت افزود: اخیراً دیوان عالی آمریکا بخشی از سیاستهای تعرفهای دولت ترامپ را متوقف کرد و آن را مغایر قانون اساسی دانست، زیرا طبق قانون اساسی، تنظیم و مدیریت تعرفهها و تجارت بینالملل در صلاحیت کنگره است نه رئیسجمهور. همین منطق درباره جنگ نیز صادق است؛ اعلان رسمی جنگ طبق قانون اساسی در اختیار کنگره است.
ایزدی با بیان اینکه در حال حاضر برخی نمایندگان کنگره به دنبال رأیگیری درباره محدودسازی اقدام نظامی علیه ایران هستند، گفت: در میان دموکراتها اکثریت قریب به اتفاق با چنین حملهای موافق نیستند و حتی در میان جمهوریخواهان نیز مخالفانی وجود دارد. این موضوع نشان میدهد که رئیسجمهور برای هرگونه اقدام پرهزینه با مانع جدی داخلی مواجه خواهد بود.
چرا ترامپ به دنبال مذاکره است؟
وی یکی از دلایل برجسته شدن همزمان گزینه مذاکره از سوی ترامپ را همین محدودیتهای داخلی دانست و اظهار کرد: طرح گزینه مذاکره علاوه بر کارکرد خارجی، مصرف داخلی هم دارد. رئیسجمهور برای اقناع کنگره و افکار عمومی باید نشان دهد که مسیر دیپلماسی را نیز امتحان کرده و صرفاً به سمت گزینه نظامی نرفته است.
این کارشناس مسائل آمریکا درباره نقش افکار عمومی در تصمیمگیریهای جنگی گفت: در تاریخ آمریکا تقریباً هیچ جنگی بدون همراهی افکار عمومی آغاز نشده است. دولتها پیش از ورود به جنگ تلاش میکنند فضای رسانهای و اجتماعی را آماده کنند و نوعی اجماع داخلی ایجاد شود. بنابراین افکار عمومی یکی از عوامل محدودکننده تصمیم رئیسجمهور آمریکا است.
وی افزود: ترامپ تلاش میکند این تصویر را القا کند که اگر وارد جنگی با ایران شود، آن را با سرعت و با هزینه پایین به پایان میرساند؛ در چنین تصویری، نیازی به مجوز گسترده کنگره یا اقناع جدی افکار عمومی نخواهد بود. اما این تصویر مبتنی بر برآورد هزینه پایین است و اگر این برآورد تغییر کند، معادله نیز تغییر خواهد کرد.
ایزدی تأکید کرد: عامل کلیدی در این میان، ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکاست. اگر این نهادها به این جمعبندی برسند که حمله به ایران با تلفات قابل توجه نیروهای آمریکایی در منطقه همراه خواهد بود و مثلاً صدها کشته به دنبال دارد، در آن صورت هم رئیسجمهور با مشکل جدی در کنگره مواجه میشود و هم افکار عمومی نسبت به جنگ واکنش منفی نشان خواهد داد.
در چه شرایطی گزینه نظامی از روی میز برداشته میشود؟
وی خاطرنشان کرد: در گذشته نیز برخی تهدیدها از سوی ایران مطرح شده بود، اما به نظر میرسد طرف آمریکایی برآوردی از هزینه سنگین نداشت. اگر اینبار در سطوح تصمیمگیری آمریکا به این نتیجه برسند که پاسخ ایران جدی و پرهزینه خواهد بود، طبیعتاً گزینه نظامی از روی میز کنار گذاشته میشود، حتی اگر تهدیدات لفظی ادامه یابد.
این استاد دانشگاه با اشاره به ارتباط تهدید نظامی و مذاکرات گفت: تهدید میتواند بهعنوان اهرم فشار در میز مذاکره استفاده شود. ترامپ برای کسب حمایت کنگره و افکار عمومی نیاز دارد نشان دهد که گزینه دیپلماسی را به کار گرفته و در صورت شکست آن، ناچار به بررسی سایر گزینهها شده است. این موضوع برای مشروعیتبخشی داخلی اهمیت دارد.
ایزدی در جمعبندی تأکید کرد: زمان استفاده از گزینه نظامی زمانی است که از نگاه نهادهای اطلاعاتی آمریکا، هزینه آن پایین ارزیابی شود. هر زمان که برآورد اطلاعاتی به این نتیجه برسد که حمله به ایران هزینه انسانی و مالی سنگینی برای آمریکا خواهد داشت، عملاً این گزینه از روی میز برداشته میشود؛ اما اگر چنین برآوردی شکل نگیرد، احتمال استفاده از آن همچنان وجود خواهد داشت.
انتهای پیام/