حقالسکوت با طعم خاک فلسطین
به گزارش خبرنگار گروه بین الملل خبرگزاری آنا، رژیم صهیونیستی در حال حاضر با یکی از عمیقترین شکافهای ساختاری تاریخ خود مواجه شده است. ارتش اشغالگر، که پس از ۲۸ ماه تعرض بیوقفه به غزه با کمبود حدود ۱۲ هزار نیروی عملیاتی مواجه شده و به تعبری در میان دو لبه قیچی گرفتار شده است؛ فراخوانده شدن یهودیان حریدی به خیابانهای تلآویو و بنیباراک، که به صحنه شورش و آتش زدن تجهیزات امنیتی تبدیل شده، و فشار جناح راست افراطی برای الحاق رسمی کرانه باختری. در این میان، سرنوشت زمینهای فلسطین به ابزاری برای معامله سیاسی و حقالسکوت بدل شده است.
طرح جدید کابینه نتانیاهو برای تبدیل بخشهای وسیعی از منطقه (Area C) به اراضی دولتی، در واقع نوعی دیگری از تروریسم است. فقدان اسناد رسمی مالکیت، که نتیجه تخریب عمدی بایگانیها در دهههای گذشته است، بهانهای برای مصادره زمینها شده و توافق اسلو ۲، که کرانه را به سه منطقه تقسیم کرده بود، عملاً نادیده گرفته شده است. اعضای افراطی کابینه این روند را با عباراتی، چون انقلاب شهرکسازی توجیه میکنند؛ انقلابی که هدفش محرومسازی هزاران فلسطینی از ریشههای سرزمینیشان است. این اقدامات نه تنها معاهدات بینالمللی را نقض میکند، بلکه پایههای مشروعیت رژیم را نیز تضعیف میکند.
بحران نیروی انسانی در ارتش صهیونیستی، یکی از نقاط ضعف اصلی استراتژیک تلآویو محسوب میشود. تقابل پلیس با حریدیهایی که خدمت سربازی را خط قرمز دینی خود میدانند، نشاندهنده فروپاشی انسجام اجتماعی در اراضی اشغالی است. نخستوزیر برای حفظ ائتلاف سیاسی خود مجبور به رعایت خواستههای افراطیون مذهبی و ملیگرا شده است. در واقع، تلاش برای الحاق کرانه باختری نوعی حقالسکوت برای پوشاندن ضعفهای نظامی و بحرانهای داخلی است. با این حال، این قمار میتواند به انفجار دوباره کل منطقه منجر شود.
واکنشهای همزمان کشورهای منطقه، از جمله قطر، ترکیه، اردن و مصر، نشان میدهد که اقدامات تلآویو مرز صبر استراتژیک را جابهجا کرده است. محکومیتهای گسترده این طرح به عنوان نقض کنوانسیون چهارم ژنو و سیاست یهودیسازی سازمانیافته، رژیم را در وضعیت انزوای دیپلماتیک قرار داده است. با وجود ۷۰۰ هزار شهرکنشین غیرقانونی، نظریه مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری مبنی بر غیرقانونی بودن اشغال، فشار حقوقی شدیدی بر تلآویو وارد کرده است. گروههای مقاومت فلسطینی، از جمله حماس، با بیانیههای عملیاتی تأکید کردهاند که «سرقت ارضی» بدون پاسخ نخواهد ماند و زمین تنها از طریق مقاومت بازپس گرفته میشود.
پیچیدگی بحران تنها به فشار خارجی محدود نمیشود؛ همزمان، شکاف اجتماعی و نارضایتی داخلی، تهدیدی جدی برای بقا و ثبات سیاسی رژیم ایجاد کرده است. افزایش نارضایتی در میان یهودیان حریدی و مخالفت بخشی از جامعه با خدمت سربازی، شکاف میان حکومت و مردم را تشدید کرده و تلاش برای الحاق کرانه باختری را به یک قمار سیاسی-نظامی تبدیل کرده است. فشار جناحهای افراطی برای الحاق، در واقع تاکتیکی برای انحراف افکار عمومی و پوشاندن ناکامیهای امنیتی در غزه است، اما پیامد آن میتواند انفجار گستردهای در منطقه باشد.
توطئه برای الحاق کامل کرانه باختری نه نشانه قدرت تلآویو، بلکه بازتاب بحران موجودیتی رژیمی است که برای بقای سیاسی سرانش، زمین را به معامله گذاشته است. رژیم در حالی به دنبال الحاق است که در تأمین نیروی نظامی خود درمانده و با شورشهای داخلی بیسابقه مواجه است. کرانه شرقی مدیترانه، شاهد فصلی جدید از تقابل است؛ فصلی که در آن الحاق کاغذی با مقاومت میدانی درهم خواهد شکست. تلآویو با این اقدام، نه تنها ثبات منطقهای را تهدید کرده، بلکه نشان داده که هیچ حاکمیت مشروعی بر زمینهای اشغالی ندارد و رویارویی فراگیر، به زودی میتواند همه طرفها را درگیر کند.
انتهای پیام/