لزوم بازآفرینی پیوند دانشگاه و صنعت در عصر هوش مصنوعی
به گزارش خبرگزاری آنا، ورود صنعت بانکداری به عصر تحول دیجیتال و مدلهای متکی بر هوش مصنوعی دیگر یک تصمیم اختیاری یا ابزاری برای بهینهسازی مقطعی نیست، بلکه فارغ از ابعاد فنی، شریانی حیاتی برای تداوم کسبوکار و شرط بقای بنگاههای مالی محسوب میشود. از سامانههای اعتبارسنجی و عملیات داخلی گرفته تا شبکه پرداخت و مدیریت ارتباط با مشتریان، همگی تحت تأثیر موج تازه فناوری قرار گرفتهاند. با این حال، متغیر اصلی که سرعت این تحول را در زیرساختهای بانکی کشور تعیین میکند، نه تجهیزات سختافزاری، بلکه مسئله سرمایه انسانی متخصص و انطباق پذیری ساختاری است.
شواهد موجود نشان میدهد میان خروجی نظام آموزشی کشور و نیازهای عملیاتی بانکداری هوشمند، یک گسست استراتژیک شکل گرفته است. در حالی که شرکتهای فناوری مالی (فینتک) تا حدودی توانستهاند بستری برای جذب و مهار مهارتهای جوانان فراهم کنند، بدنه اصلی شبکه بانکی و نهادهای بالادستی همچنان با الگوی سنتی اداره میشوند و از ایجاد یک زبان مشترک با جامعه آکادمیک بازماندهاند. عدم آشنایی دانشجویان با پیچیدگیهای واقعی بازار کار در دوران تحصیل سبب شده تا نیروهای تازه وارد پس از ورود به محیط کار با شکافی عمیق میان نظریههای آموختهشده و الزامات فناوریهای نوین مواجه شوند.
بحران مدیریت سرمایه انسانی و فرسودگی پلتفرمها
تداوم این شکاف مهارتی در کنار چالش مهاجرت نخبگان در حوزههای کلیدی نظیر هوش مصنوعی، علم داده و امنیت سایبری، سرمایه انسانی کشور را که پایه اصلی توسعه اقتصاد دیجیتال است، با مخاطره مواجه کرده است. خروج نیروهای زبده و ناتوانی سیستم در نگهداری آنان بدین معناست که کشور در حال صرف هزینه برای تربیت متخصصانی است که منافع عملیاتی آنها نصیب سایر بازارها میشود. نتیجه مستقیم این روند در شبکه بانکی، عدم امکان بهروزرسانی پلتفرمهای موجود، افزایش ریسکهای امنیتی و در نهایت فرسودگی زیرساختهای فنی خواهد بود.
از سوی دیگر، سرمایهگذاری متمرکز بر خرید فناوری بدون توجه به تربیت نیروی انسانی، بازدهی لازم را ایجاد نخواهد کرد. خرید ابزارهای پیشرفته بدون وجود نیروی متخصص که توانایی بهرهبرداری، بومیسازی و توسعه آنها را داشته باشد، تنها به استهلاک زودهنگام سرمایههای مالی میانجامد. نظام بانکی برای خروج از این چالش نیازمند تغییر نگرش در سطح تصمیمگیری و عبور از تعاملات فرمالیته با دانشگاهها است.
ضرورت نقشه راه ۱۰ ساله برای پیوند صنعت و دانشگاه
برای جبران این گسست و جلوگیری از بحران کارآمدی در دهه آینده، بازآفرینی چارچوب تعامل دانشگاه و صنعت بانکداری باید در اولویت سیاستگذاران قرار گیرد. این امر نیازمند بازنگری جدّی در سرفصلهای آموزشی، تعریف پروژههای مشترک مسئلهمحور و ایجاد بسترهای جذب متناسب با نیازهای روز است. تنها از طریق مدیریت صحیح سرمایههای انسانی موجود و برنامهریزی بلندمدت میتوان از فرسودگی پلتفرمهای بانکی جلوگیری کرد و امکان پایداری کسبوکارهای مالی را در مواجهه با تحولات شتابان فناوری تضمین کرد.
انتهای پیام/