چرا پلوسی به تحریم اصرار دارد؟
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا تحریمهای واشینگتن بیش از آنکه یک ابزار فشار باشند، به یک صنعت پردرآمد تبدیل شدهاند. مسدودسازی مسیرهای مالی ایران، نه تنها هزینه تولید ملی را بالا میبرد، بلکه بازارهای نفت ایران را به تسخیر نفت شیل آمریکا درمیآورد و میلیاردها دلار درآمد برای این کشور به ارمغان میآورد. تنها راه توقف این چرخه، ایجاد هزینههای متقابل در نقاط حساس اقتصادی آمریکا است؛ جایی که ضربه از سود فراتر رود.
پلوسی ثابت کرد که حزب دموکرات با ظاهری ملایم، به دنبال نفوذ و فشار غیرمستقیم بر تهران است. گروههای موسوم به لابی ایران در آمریکا گاهی به جای انتقال منافع ایران، به تریبون اعمال اراده واشینگتن تبدیل میشوند. تجربه کلینتون، اوباما و بایدن نشان میدهد که تحریم تنها زمانی ابزار اول است که کمهزینهتر از جنگ باشد.
پلوسی تصور میکرد فشار اقتصادی طبقه متوسط ایران را به تسلیم یا براندازی سوق میدهد. اما جنگ ۱۲ روزه و تجاوزات اخیر، انسجام ملی بیسابقهای ایجاد کرد. حتی منتقدان سرسخت، با لمس تهدید تمامیت ارضی، به سمت حمایت از ایران گرایش یافتهاند. طبقه متوسط ایران اکنون به «میانه مقتدر» متمایل است و درک میکند که آلترناتیوهای آمریکا به ویرانی میانجامد.
تغییر پارادایم دفاعی
هدف قرار دادن روستاها از سوی پلوسی، در واقع نشانه تلاش برای تخریب زیربنای معنوی و وفاداری مذهبی جامعه بود. اما حضور میلیونی مردم در ۲۲ بهمن نشان داد که فشار اقتصادی، به جای تسلیم، خشم مقدس علیه عامل تحریم ایجاد میکند. شورشهای ساماندهیشده بدون پشتوانه اصیل اجتماعی، هرگز به موفقیت نمیرسند.
سخنان پلوسی، آغاز عصری جدید در روابط ایران و آمریکا است؛ تحریم بخشی از موجودیت اقتصادی آمریکا است. ایران نباید تنها مدیریت آثار تحریم را هدف گیرد، بلکه با ایجاد هزینههای غیرقابل تحمل متقابل، امنیت اقتصادی آمریکا را به توازن با امنیت خود گره بزند. وقتی پلوسی از نابودی ایران بدون شلیک گلوله سخن میگوید، تهران نشان میدهد که بدون امنیت ایران، آمریکا نیز امن نخواهد بود.
انتهای پیام/