پایان بازی برای "آرمادا"
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، تاریخ نظامی قرن اخیر ثابت کرده است که برتری تکنولوژیک واشنگتن تنها در برابر اهداف بیدفاع و با استفاده از ابزارهای غیرمتعارف معنا مییابد. اما در هندسه نوین قدرت، آنچه موازنهی قوا را تعیین میکند، نه کلاهکهای اتمی کلاسیک، بلکه دقت نقطهزنی و اراده به کارگیری است.
تهدیدات لفاظانه علیه محور مقاومت، در حالی که ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیجفارس به اهداف در دسترس برای موشکهای هایپرسونیک تبدیل شدهاند، عملاً کارایی خود را از دست داده است و پنتاگون در وضعیتی خوبی قرار ندارد.
جراحی در قلب دشمن
یکی از ارکان کلیدی بازدارندگی نوین ایران، دستیابی به تسلیحات با چگالی تخریب فوقبالا است که بدون عبور از خطوط قرمز فقهی، همان کارکرد انهدامی سلاحهای استراتژیک را در مقیاسی هوشمند ارائه میدهند. این تسلیحات، بدون نیاز به آزمایشهای محیطی پرصدا، آمادهاند تا هرگونه تهاجم احتمالی را در نطفه خفه کنند. این متغیر، شخص ترامپ را در یک انجماد تصمیمی قرار داده است؛ چرا که او میداند عبور از خط قرمز ایران، پاسخی را در پی خواهد داشت که تمام زیرساختهای فرماندهی سنتکام را در کسری از ثانیه به تلی از خاکستر تبدیل میکند.
از اوکراین تا سواحل جنوبی
ناکارآمدی سیستمهای دفاعی ناتو در نبردهای اخیر، از جمله جنگ پرفشار خردادماه، ثابت کرد که برتری هوایی و دریایی غرب دیگر یک واقعیت مطلق نیست. وقتی پیشرفتهترین لایههای پدافندی در برابر باران موشکی نیروهای جبهه حق نابود میشوند، صحبت از گزینه نظامی تنها یک بلوف سیاسی برای مدیریت آبروی از دست رفته است.
ایران با گسترش زمین درگیری به تمام نقاط حضور نیروهای فرامنطقهای، ثابت کرده است که نبرد نهایی، برخلاف تصور پنتاگون، در یک جغرافیای محدود نخواهد بود و پایان آن نیز با اراده متجاوز رقم نخواهد خورد.
تغییر دکترین واشنگتن
بررسی دقیق رفتار تدافعی واشنگتن در مذاکرات اخیر و چرایی حذف گزینه نظامی از میز تصمیمگیری، از یک بنبست نهایی حکایت از چهار واقعیت تلخ برای دولت ترامپ دارد.
نخستین واقعیت، اشباع هزینه درگیری است؛ درک این حقیقت بنیادین که شروع هرگونه جنگی بهمعنای نابودی قطعی تمام شریانهای انرژی و پایگاههای منطقهای خواهد بود، هزینهای که فراتر از توان تحمل ایالات متحده است.
در لایه دوم، برتری تکنولوژیک در حوزه هایپرسونیک قرار دارد؛ ناتوانی مشهود ناوگان دریایی در برابرپرتابههای پیشرفتهای که زمان واکنش پدافندی را به صفر رساندهاند، عملاً کارایی ابزارهای فشار سنتی را از بین برده است. علاوه بر این، تجربه نبرد فرسایشی دراوکراین ثابت کرد که لجستیک غرب تاب تحمل یک نبرد طولانیمدت با قدرتهای نوظهور را ندارد و سیستم پشتیبانی آنها در درگیریهای مداوم دچار فروپاشی میشود.
در نهایت، عامل کلیدی و پیوند دهنده این واقعیتها، صلابت ملی است. حضور بیسابقه تودههای مردم به عنوان پشتوانه اصلی دکترین دفاعی، هرگونه نقشه جانبی برای ایجاد شورش مکمل را باطل کرده و واشنگتن را در موضعی قرار داده که راهی جز عقبنشینی از گزینههای سختافزاری پیشروی خود نمیبیند.
منطق جدید قدرت
ایالات متحده در حال حاضر با ایرانی روبروست که نه تنها از ابزارهای ترس سنتی عبور کرده، بلکه منطق جدید قدرت را به جهان دیکته میکند.
توازن وحشت اکنون به نفع ایران سنگینی میکند و هرگونه تلاش برای بازگرداندن عقربههای زمان به عقب، تنها به فروپاشی سریعتر بقایای نفوذ آمریکا در غرب آسیا منجر خواهد شد. غروب هژمونی در خلیجفارس، واقعیتی است که ناوهای غولپیکر آمریکایی با هر مأموریت ناموفق، آن را بیش از پیش لمس میکنند.
انتهای پیام/