صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۲۱ | ۲۷ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |

میرلوحی: ریشه اختلاف تهران و واشنگتن در استقلال‌خواهی است نه غنی‌سازی

میرلوحی با تأکید بر اینکه تقلیل مناقشه تهران و واشنگتن به موضوع غنی‌سازی اورانیوم، نوعی ساده‌سازی آگاهانه است، گفت: ریشه اصلی اختلاف میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در تعارض بر سر استقلال‌خواهی و نپذیرفتن الگوی سلطه‌محور سیاست خارجی آمریکا نهفته است؛ تعارضی که، طی چهار دهه گذشته استمرار یافته و همچنان ادامه دارد.
کد خبر : 1033363

به گزارش خبرنگار سیاسی آنا، میرلوحی کارشناس مسائل آمریکا در نشست هم‌اندیشی کارگروه سیاسی و اجتماعی با محوریت بررسی جنگ شهری اخیر و تحولات منطقه‌ای، با اشاره به ریشه‌های مناقشات بین‌المللی اظهار کرد: حجم مباحث و اسناد در این زمینه بسیار گسترده است و شاید بسیاری از افراد فرصت یا حوصله مطالعه صد‌ها جلد کتاب و سند تاریخی را نداشته باشند، اما می‌توان عصاره این مباحث را در چند جمله بیان کرد.

وی افزود: برخی می‌پرسند اصل سیاست خارجی آمریکا چیست و چرا مناقشه میان ایران و آمریکا ادامه دارد؟ پاسخ کوتاه این است که ماهیت سیاست خارجی آمریکا بر پایه تأمین منافع حداکثری خود حتی به قیمت فشار بر دیگر ملت‌ها شکل گرفته است؛ بنابراین اختلاف با جمهوری اسلامی صرفاً به موضوعاتی مانند غنی‌سازی اورانیوم محدود نمی‌شود، بلکه به یک تعارض مبنایی بازمی‌گردد.

میرلوحی با بیان اینکه «روایت رسمی غرب تلاش می‌کند ریشه اختلافات را به مسائل فنی و هسته‌ای تقلیل دهد»، تصریح کرد: مسئله اصلی، تقابل دو نگاه است؛ نگاهی که خواهان سلطه و بهره‌کشی حداکثری است و نگاهی که بر استقلال و عدم تبعیت تأکید دارد. به گفته وی، جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته در برابر این رویکرد ایستادگی کرده و همین امر موجب استمرار چالش‌ها شده است.

وی همچنین با اشاره به مطالعات تاریخی خود درباره شکل‌گیری ایالات متحده و نقش انگلستان در تحولات جهانی گفت: بررسی اسناد تاریخی نشان می‌دهد قدرت‌های غربی در مقاطع مختلف با بهره‌گیری از ابزار‌های سیاسی و رسانه‌ای، روایت‌های مورد نظر خود را به افکار عمومی القا کرده‌اند و باید این روند را با دقت و اتکا به منابع معتبر مورد تحلیل قرار داد.

میرلوحی در ادامه سخنان خود با اشاره به آنچه «تحریف تاریخی درباره نقش قدرت‌های خارجی در تحولات ایران» خواند، اظهار کرد: برای تبیین این مسائل نیاز به زمان و بررسی مستندات تاریخی است و نمی‌توان با چند جمله از کنار آن گذشت، هرچند تلاش می‌کنم به‌صورت فشرده به برخی نکات اشاره کنم.

وی با طرح ادعا‌هایی درباره پیشینه روی کار آمدن رضاخان، گفت: بر اساس برخی اسناد و روایت‌های منتشرشده در منابع غربی، درباره چگونگی حمایت انگلستان از رضاخان مطالبی مطرح شده که قابل بررسی است و علاقه‌مندان می‌توانند با جست‌و‌جو در منابع تاریخی انگلیسی‌زبان به این مباحث دسترسی پیدا کنند. درباره نقش سفارت انگلستان در تحولات سیاسی ایرانِ اواخر دوره قاجار دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد که همچنان محل بحث پژوهشگران است.

میرلوحی با اشاره به همسویی حکومت پهلوی با غرب و رژیم صهیونیستی افزود: در دوره رضاخان و پس از او محمدرضا پهلوی، روابط نزدیکی با قدرت‌های غربی برقرار شد و این مسئله از نگاه منتقدان به‌عنوان نشانه‌ای از وابستگی سیاسی تحلیل می‌شود.

وی در بخش دیگری از سخنانش با طرح مباحث اعتقادی گفت: از منظر دینی، تاریخ بشر همواره صحنه تقابل حق و باطل بوده و این تقابل در قالب‌های مختلف سیاسی و اجتماعی بروز یافته است.

میرلوحی همچنین با انتقاد از ساختار سیاسی آمریکا بیان کرد: برخلاف تصویری که از دموکراسی و آزادی در ایالات متحده آمریکا ارائه می‌شود، برخی نویسندگان و پژوهشگران آمریکایی خود نیز نقد‌هایی جدی به ساختار قدرت در این کشور وارد کرده‌اند و حتی از تعبیر «پادشاهی مدرن» برای توصیف جایگاه رئیس‌جمهور استفاده کرده‌اند.

وی افزود: در این زمینه کتاب‌ها و مقالات متعددی منتشر شده که نشان می‌دهد بحث درباره ماهیت واقعی نظام سیاسی آمریکا محدود به منتقدان خارجی نیست.

میرلوحی با طرح ادعا‌هایی درباره پیوند‌های تاریخی میان انگلستان و آمریکا تصریح کرد: برای فهم مناسبات این دو کشور باید به پیشینه تاریخی و روند جدایی و شکل‌گیری ساختار قدرت در ایالات متحده توجه کرد.

 وی با اشاره به برخی آثار منتشرشده در آمریکا گفت: حتی شماری از سیاستمداران و نویسندگان آمریکایی نیز انتقاد‌های جدی به ساختار سیاسی این کشور وارد کرده‌اند.

میرلوحی با اشاره به اظهارات برخی مقامات پیشین آمریکا افزود: حتی چهره‌هایی مانند جیمی کارتر در سال‌های اخیر انتقاد‌هایی نسبت به وضعیت دموکراسی در ایالات متحده آمریکا مطرح کرده‌اند و گروهی از تحلیلگران آمریکایی از غلبه سرمایه و نفوذ ثروتمندان بر ساختار سیاسی این کشور سخن گفته‌اند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به مقایسه عملکرد غرب در منطقه با اقدامات گروه‌های افراطی پرداخت و مدعی شد: برای ارزیابی دقیق باید به کارنامه تاریخی قدرت‌های غربی مراجعه کرد و آن را در کنار تحولات سال‌های اخیر منطقه بررسی کرد. 

میرلوحی با اشاره به مباحث فرهنگی تصریح کرد: درباره فرهنگ سیاسی و اجتماعی آمریکا و غرب نیز آثار انتقادی متعددی از سوی خود اندیشمندان غربی منتشر شده که به نقد وضعیت فرهنگی و اخلاقی این جوامع پرداخته‌اند و مطالعه آنها می‌تواند به درک جامع‌تری از این مباحث منجر شود.

میرلوحی در ادامه با اشاره به وضعیت زنان در غرب گفت: برخلاف تصویری که امروز از برابری کامل حقوق زنان در کشور‌های اروپایی ارائه می‌شود، در بسیاری از این کشور‌ها تا دهه‌های اخیر محدودیت‌هایی در زمینه حق رأی و مشارکت سیاسی زنان وجود داشته است و بررسی تاریخی این روند نشان می‌دهد دستیابی به حقوق سیاسی زنان در اروپا نیز مسیری تدریجی و پرچالش بوده است.

وی در بخش دیگری از سخنانش با درباره بدهی‌های تاریخی آمریکا به ایران اظهار کرد: بر اساس برخی تحلیل‌ها و استاندارد‌های حقوقی، در صورت محاسبه خسارات ناشی از تحریم‌ها و اقدامات گذشته، مبالغ قابل توجهی به‌عنوان مطالبه ایران قابل طرح است.

میرلوحی همچنین به دیدگاه‌های برخی اندیشمندان منتقد آمریکایی اشاره کرد و گفت: افرادی مانند نوآم چامسکی در آثار و سخنرانی‌های خود به نقد سیاست خارجی ایالات متحده پرداخته و به موضوعاتی، چون مداخلات نظامی پس از جنگ جهانی دوم پرداخته‌اند.

 وی افزود: این انتقادات نشان می‌دهد که نقد عملکرد دولت آمریکا محدود به خارج از این کشور نیست و در داخل آمریکا نیز صدا‌های منتقد وجود دارد.

وی با اشاره به مباحث مربوط به «نظم نوین جهانی» تصریح کرد: در ادبیات سیاسی دهه‌های اخیر، اصطلاحاتی درباره بازآرایی ساختار قدرت در جهان مطرح شده و درباره اهداف و پیامد‌های آن دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد که باید با مطالعه منابع معتبر و تحلیل‌های دانشگاهی بررسی شود.

وی افزود: درباره آنچه در ادبیات سیاسی از آن با عنوان «نظم نوین جهانی» یاد می‌شود، لازم است چند نکته مورد توجه قرار گیرد. برخی تحلیلگران و نویسندگان منتقد در آمریکا و اروپا مدعی‌اند ساختار قدرت در ایالات متحده تحت نفوذ جریان‌های صهیونیستی قرار دارد و حتی از تعابیری، چون «سلطه لابی‌های صهیونیستی بر سیاست آمریکا» استفاده می‌کنند. 

وی ادامه داد:  درگروه‌هایی معتقدند در آمریکا دموکراسی واقعی حاکم نیست و ساختار تصمیم‌گیری تحت تأثیر شبکه‌های ثروت و لابی‌های قدرتمند عمل می‌کند. در این چارچوب، از نقش لابی‌هایی مانند آیپک (AIPAC) در جهت‌دهی به سیاست‌های خاورمیانه‌ای واشنگتن نام برده می‌شود؛ موضوعی که بار‌ها در فضای سیاسی آمریکا محل مناقشه بوده است.

میرلوحی با اشاره به برخی نقل‌قول‌های تاریخی گفت: در دهه‌های گذشته نیز شماری از سیاستمداران و روزنامه‌نگاران آمریکایی درباره نفوذ خاندان‌های مالی و شبکه‌های قدرت در شکل‌دهی به جنگ‌ها و تحولات بین‌المللی سخن گفته‌اند.

وی به نقل قولی منسوب به ویلیام راندولف هرست در دهه ۱۹۲۰ اشاره کرد که در آن درباره نقش خاندان روچیلد در تحولات جهانی مطالبی مطرح شده است؛ هرچند این‌گونه ادعا‌ها همواره محل بحث و مناقشه میان تاریخ‌پژوهان بوده است.

وی در ادامه با اشاره به مفهوم «حکومت جهانی» اظهار کرد: در ادبیات سیاسی غرب، اصطلاحاتی مانند «Global Governance» یا «World Order» به کار می‌رود که به‌عنوان تلاش برای شکل‌دهی به ساختاری فراملی در حوزه اقتصاد و سیاست جهانی تفسیر می‌شود.

 به گفته میرلوحی، برخی منتقدان این روند را به معنای حرکت به‌سوی تمرکز قدرت در سطح جهانی می‌دانند؛ موضوعی که نیازمند بررسی دقیق و تفکیک میان تحلیل‌های مستند و برداشت‌های ایدئولوژیک است.

وی همچنین به مباحثی درباره «کاهش جمعیت» و سیاست‌های جمعیتی اشاره کرد و گفت: طی دهه‌های اخیر در برخی محافل بین‌المللی درباره کنترل جمعیت و مدیریت منابع جهانی بحث‌هایی مطرح شده که گاه با سوءبرداشت‌ها یا روایت‌های افراطی همراه شده است.

وی تأکید کرد برای ارزیابی این موضوعات باید به اسناد رسمی، سیاست‌های اعلام‌شده و پژوهش‌های دانشگاهی رجوع کرد و از تعمیم‌های غیرمستند پرهیز داشت.

میرلوحی تصریح کرد: مباحثی همچون صهیونیسم، نفوذ لابی‌ها، نظم نوین جهانی و تحولات ژئوپلیتیکی قرن اخیر، موضوعاتی پیچیده و چندلایه‌اند که بدون مطالعه عمیق و مراجعه به منابع معتبر نمی‌توان درباره آنها به جمع‌بندی دقیق رسید و لازم است این مسائل در چارچوب پژوهش‌های مستند و گفت‌و‌گو‌های علمی بررسی شود.

وی در ادامه با اشاره به «طرح‌های راهبردی برای گسترش نفوذ» اظهار کرد: آن‌ها برای تحقق اهداف کلان، سه مرحله دنبال می‌شود؛ نخست بهره‌گیری از شکاف‌های مذهبی در جهان مسیحیت و اسلام، سپس تمرکز بر تضعیف رقبای ژئوپلیتیکی همچون روسیه و در نهایت مهار قدرت‌های آسیایی مانند چین.

میرلوحی افزود: تحولات منطقه‌ای از جمله بحران اوکراین را نیز در چارچوب همین رقابت‌های کلان تفسیر می‌شود و آن را بخشی از منازعه گسترده‌تر قدرت‌ها است.

وی در پایان تصریح کرد: تحلیل موضوعاتی مانند صهیونیسم، منازعات مذهبی، رقابت قدرت‌های بزرگ و مباحث مربوط به «حکومت جهانی» نیازمند تفکیک میان متون ایدئولوژیک، نظریه‌های سیاسی و اسناد رسمی است.

به گفته او، هرگونه داوری در این زمینه باید بر پایه تحقیق مستند و مراجعه به منابع معتبر صورت گیرد تا از افتادن در دام روایت‌های هیجانی و غیرمستند جلوگیری شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha