خیانت در وقت اضافه!
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ امنیتی ایران به عنوان نقطه اوج پروژه مشترک موساد و سیا برای ایجاد آنارشی فراگیر ثبت خواهد شد. مستندات موجود نشان میدهد که دکترین ترامپ-نتانیاهو بر مبنای تسلیح هستههای شورشی سلطنتطلب و ترویج خشونت عریان بنا شده بود. در چنین شرایطی که دستگاههای اطلاعاتی کشور با کشف محمولههای سنگین سلاح، مانع از سقوط شهرها به ورطه جنگ داخلی شدند، طرح ادعای دخالت نیروهای امنیتی در عملیاتهای تروریستی، دقیقا تکمیلکننده پازل «مشروعیتزدایی از حافظان امنیت» است.
از منظر امنیت ملی، ادعاهای شکوری راد و طیف همسو با وی، نوعی پیوست رسانهای برای تروریسم میدانی محسوب میشود. وقتی رضا پهلوی از تشکیل هستههای آشوب سخن میگوید و ترامپ صراحتا به مدیریت هرجمرج در ایران اعتراف میکند، هرگونه فرضیهسازی کذب که پیکان اتهام را از سمت دشمن به سمت داخل بچرخاند، مصداق بارز خیانت در امانت ملی است. این رویکرد، علاوه بر تبرئه عوامل وابسته به سرویسهای بیگانه، فضایی را ایجاد میکند که در آن تروریستها به عنوان قربانی و مدافعان امنیت به عنوان جانی معرفی شوند؛ تاکتیکی که هدف نهایی آن فروپاشی اقتدار حاکمیتی از درون است.
بازی دوگانه در ساختار قدرت
بحران بزرگ دولت مسعود پزشکیان در سال جاری، نه در تقابل با اپوزیسیون خارجنشین، بلکه در مهار نیروهای گریز از مرکز حامی خود نهفته است. دولتی که اکثریت مناصب کلیدی آن در اختیار اصلاحطلبان است، اکنون با چالشی هویتی روبروست. حمایت صریح جبهه اصلاحات از پزشکیان در انتخابات گذشته، این توقع را ایجاد کرده بود که این جریان به مسئولیتهای ملی خود در قبال ثبات کشور پایبند باشد. اما مواضع اخیر چهرههایی، چون آذر منصوری و ابراهیم اصغرزاده، نشان داد که لایهای از این جریان کماکان دلبسته به الگوهای «فشار از پایین» برای باجخواهی از حاکمیت است، حتی به قیمت همسویی با پروژههای براندازانه دشمن.
موضعگیری صریح و به موقع مسعود پزشکیان در رد ادعاهای شکوری راد، بیش از آنکه یک حرکت سیاسی باشد، یک «اعلام برائت امنیتی» بود. رئیسجمهور به خوبی دریافت که اتهامات مطرح شده، در نهایت مشروعیت دولتی را که خود بخشی از ساختار جمهوری اسلامی است، هدف قرار میدهد. سکوت سران اصلاحات در قبال این رسوایی بزرگ، مهر تایید دیگری بر اعتراف تاریخی محمد خاتمی درباره نفوذ عناصر ناهماهنگ در این جریان است. نفوذی که اکنون صدای آن نه از رسانههای بیگانه، بلکه از درون اردوگاه اصلاحطلبان و در پوشش دلسوزی برای مردم به گوش میرسد.
از فایل صوتی تا هستههای برانداز
بازداشتهای اخیر در حلقه رادیکال اصلاحطلبان، پرده از توطئهای خطرناک برداشته است. گزارشهای منابع خبری حاکی از شکلگیری سازوکارهای پنهانی است که هدف آنها نه اصلاح امور، بلکه زمینهسازی برای نقشآفرینی در سناریوی سقوط است. این حلقه با سوءاستفاده از حضور خود در بدنه دولت، به دنبال ایجاد اختلال در تصمیمگیریهای کلان امنیتی و فضاسازی برای پذیرش مطالبات دشمن بوده است. متهم کردن نظام به انجام عملیات تروریستی، آخرین لایه از این پروژه برای شکستن کمر مقاومت ملی در برابر تحریمها و تهدیدات نظامی آمریکا بود.
این یک واقعیت تلخ است که اعتبار سیاسی جریانی که زمانی مدعی توسعه سیاسی بود، اکنون به دلیل همسویی با محور واشنگتن-تلآویو بشدت مخدوش شده است. توده مردم که شاهد به آتش کشیده شدن مساجد و اماکن عمومی توسط تروریستهای شناسنامهدار بودند، نمیتوانند بپذیرند که کسانی در داخل، آدرس غلط داده و جای جلاد و شهید را عوض کنند. این رسوایی، جریان اصلاحطلبی را در برابر یک دوراهی تاریخی قرار داده است: مرزبندی قاطع با خائنان یا فرو رفتن در منجلاب همکاری با دشمنان قسمخورده ایران.
انتهای پیام/