اصلاح طلبان تهران را متوقف کردند رفته بودند دنبال دوچرخه سواری/ از درون شورا سنگ اندازی کردند تا اتوبوسها به تهران نرسد
به گزارش خبرنگار آنا، احمد صادقی عضو شورای ششم شهر تهران، در یک گفتوگو تفصیلی در پاسخ به این سوال که با چه انگیزه و احساس تکلیفی وارد عرصه شورای شهر شده است، گفت: این سؤال تا حدی جنبه شخصی دارد، اما آنچه مشخص است اینکه فعالیت من همواره در حوزه مدیریت شهری بوده است. از دهه هفتاد که وارد فعالیتهای اجتماعی در هلالاحمر شدم آغاز شد و در دهه نود نیز به دعوت شهردار وقت، آقای دکتر قالیباف، مسئولیت مدیریت بحران شهر تهران را بر عهده گرفتم. حوزه مدیریت بحران بهطور طبیعی با همه بخشها ارتباط دارد و نیازمند اشراف و نگاه جامع است و تصور میکردم حضور من در شورای شهر میتواند به موضوع تابآوری شهر تهران کمک کند.
حضور من در لیست شورا نیز به پیشنهاد دوستان بود، چرا که در حوزه مدیریت بحران و تابآوری شهری احساس میشد نیاز به ورود فردی با این تخصص وجود دارد و بنده نیز از این مسئولیت استقبال کردم. امیدوارم در این مدت توانسته باشم رسالتی را که بر عهده یک عضو شورا است انجام داده باشم، ادای تکلیف کرده باشم و رضایت خدای متعال و مردم خوب تهران را به دست آورده باشم.
کارهای ناتمام زیادی باقی مانده است و به نظر میرسد باید تلاش کرد این کارها به سرانجام برسد. از سوی دیگر، برخی به دنبال این هستند که کارهای بسیار خوبی را که در دوره ششم انجام شده و تا اینجا پیش آمده است بگیرند و نگذارند مجموعه اقداماتی که بههرحال توسط یک تیم منسجم از نیروهای انقلابی و شهردار جهادی تهران، دکتر زاکانی شکل گرفته است، به ثمر نشیند.
در دوره ششم کارهایی انجام شد که سالها بر زمین مانده بود
به نظر میرسد برای تداوم این مسیر، همه ما باید کمک کنیم و اگر خدا خواست و توفیق داشتیم، با ورود دوباره به عرصه، همین مسیر خدمترسانی به مردم را ادامه دهیم تا این کارها زمین نماند و به سرانجام برسد. اگر فرصت باشد، میتوان بهطور مفصل به این موضوع پرداخت که در همین دوره، کارهای بسیار زیادی انجام شده و همچنان در حال انجام است؛ کارهایی که سالها بر زمین مانده بود و کسی به سراغ آنها نمیرفت، اما در این دوره مدیریت شهری، با همراهی این شورا و با مدیریت جهادی شهردار، محقق شد. نگرانی ما از این جهت است که اگر این تفکر ادامه پیدا نکند، بسیاری از این اقدامات متوقف شود یا حتی به عقب بازگردد.
برای مثال، در این دوره موضوع آسیبهای اجتماعی تا حد قابل توجهی کاهش پیدا کرده است و امروز شاید دیگر شاهد کلونیهای معتادان متجاهر در شهر تهران نباشیم. وضعیت کودکان کار نیز نسبت به گذشته به شکل محسوسی تغییر کرده و کاملا متفاوت شده است. این از جمله مسائلی بود که مدیران قبلی یا نتوانسته بودند بهصورت ریشهای حل کنند یا اساسا اعتقادی نداشتند که این حوزهها جزو وظایف شهرداری و شورا شهر است.
ما به این مسائل صرفا بهعنوان وظیفه نگاه نکردیم، بلکه آنها را معضلاتی دانسته که گریبانگیر شهر شده بودند و کسی مسئولیت حل آنها را بر عهده نمیگرفت و به همین دلیل بهصورت جدی به آنها پرداخته شد. امروز یکی از بخشهای مهم و موفق کارنامه این دوره مدیریت شهری، همین حوزه آسیبهای اجتماعی است.
نگرانی و سوال این است که اگر این تیم تغییر کند، آیا تیم بعدی نیز به ادامه این مسیر اعتقاد خواهد داشت؟ یا اینکه بگوید این موضوع جزو وظایف ما نیست. برای مثال این دغدغه وجود دارد که دهها هزار کارتنخواب و معتاد متجاهری که امروز در تهران تحت پوشش و نگهداری قرار گرفتهاند، دوباره به سطح جامعه بازگردند و بار دیگر همان چهره زشت و ناهنجار در سطح شهر دیده شود، که امیدواریم چنین اتفاقی رخ ندهد.
زاکانی به توصیه اصلاح طلبان گوش نکرد
جهان: این تفکری که به این موضوعات اعتقادی ندارد را چگونه تعریف میکنید و آیا ممکن است در شورای شهر یا انتخابات آینده نقش آفرین باشند؟
صادقی: زمانی که وارد شورای شهر تهران شدیم، طبیعتا باید با مدیران قبلی شهرداری جلساتی برگزار میکردیم، از آنها گزارش میگرفتیم و صوت و اسناد صورتجلسات تحویل و تحول کار را دریافت میکردیم.
به یاد دارم که در یکی از این جلسات، یکی از معاونان وقت شهردار سابق، آقای حناچی، تأکید زیادی به ما داشت و توصیه میکرد که یک مسیر مشخص را ادامه دهیم. ایشان به ما گفتند ما کاری را انجام دادهایم و شما هم حتما همان کار را انجام دهید. پرسیدیم چه کاری، و پاسخ دادند ما وارد موضوع آسیبهای اجتماعی نشدیم و شما هم وارد این حوزه نشوید. دلیلشان این بود که میگفتند اولا این حوزه جزو وظایف ما نیست و ثانیاً اگر وارد آن شوید، از پس آن برنمیآیید و در نهایت هم به نتیجهای نخواهید رسید. این نوع نگاه، یک تفکر و جریان خاص را نشان میدهد؛ تفکری که معتقد است چون موضوعی در شرح وظایف ما نیست، پس نباید به سراغ آن برویم. حتی خودشان اذعان داشتند که توان حل این مسئله را نداشتند و در آن گرفتار میشدند.
در مقابل، یک تفکر دیگر هم وجود دارد که میگوید حتی اگر موضوعی مستقیماً وظیفه ما نباشد، اما به یک معضل برای نظام، جامعه و مردم تبدیل شده باشد، نباید نسبت به آن بیتفاوت باشیم. مصداق این نگاه را در همین دوره مدیریت شهری میبینیم؛ جایی که آقای زاکانی در هیئت دولت صراحتا مطرح میکند که رسیدگی به آسیبهای اجتماعی وظیفه مستقیم شهرداری نیست، اما از دولت میخواهد این مسئولیت و منابع را به شهرداری واگذار کند تا بتواند آن را حل کند. دولت نیز این اختیار را واگذار کرد و با مصوبه هیئت دولت و دستور ویژه رئیسجمهور وقت(دولت شهید رئیسی)، موضوع دستیار ویژه در حوزه آسیبهای اجتماعی شکل گرفت؛ اقدامی که کاملا به درخواست و پیگیری خود شهرداری و شخص آقای زاکانی انجام شد.
حاضرم با هرکس که میخواهد به هر نقطه از تهران برای کلونی معتادین سرکشی کنم
الحمدلله امروز در این حوزه پیشرفتهای خوبی حاصل شده است. با اطمینان میتوان گفت که در هر ساعت از شبانهروز و در هر نقطه از شهر، اگر کسی پیشنهاد بدهد که برویم وضعیت را از نزدیک بررسی کنیم، دیگر شاهد کلونیهای گسترده معتادان متجاهر نخواهیم بود. من آمادگی دارم در هر زمان، همراه هر یک از عزیزان، سطح شهر را بگردیم و این موضوع را از نزدیک ببینیم. آن تجمعهایی که قبلا در میادین و مناطق جنوبی شهر، مانند میدان شوش یا محله هرندی، بهصورت شبانهروزی دیده میشد و کارتنخوابها در خیابانها مستقر بودند، امروز به حداقل ممکن رسیده است و دیگر بهصورت کلونی و تجمع گسترده وجود ندارد.
با توجه به برگزاری انتخابات پیشِ رو در تهران به شکل تناسبی، ارزیابی شما از وضع جریان انقلابی چگونه است؟ با یک فهرست واحد وارد انتخابات خواهد شد؟
صادقی: به هر حال، چه انتخابات بهصورت تناسبی برگزار شود و چه غیرتناسبی، ما همواره باید بهدنبال انسجام نیروهای انقلاب باشیم. هر جا که به این انسجام نرسیدهایم، جریان انقلابی دچار آسیب شده است و این یک واقعیت روشن است. بنابراین حتما باید تلاش کرد تا به وفاق، انسجام و یکپارچگی در جبهه انقلاب دست پیدا کرد.
متأسفانه آنچه تا این لحظه مشاهده میشود، این است که نیروهای انقلابی با چند فهرست وارد فضای انتخاباتی خواهند شد. امیدوارم در فرصتی که تا زمان انتخابات باقی مانده است، این فضا تلطیف شود و دوستان در جبهه انقلاب احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند. انتظار این است که برخی از دوستان از بعضی مواضع صرفا سیاسی خود تا حدی عبور کنند تا بتوانیم به یک جبهه واحد انقلابی دست پیدا کرد و در نهایت، یک فهرست منسجم برای خدمترسانی بهتر به مردم شهر تهران شکل بگیرد.
بله، ما شاهد فعالیتهای مختلف گروهها و تشکلهای سیاسی درون جبهه انقلاب هستیم و در حال حاضر به نظر میرسد که رسیدن به یک فهرست واحد تا قبل از انتخابات با دشواریهایی همراه باشد. با این حال، ما باید وظیفه خودمان را انجام دهیم، تلاش کنیم، توصیه کنیم و از هر فرد، مسئول یا صاحبمقامی که میتواند اثرگذار باشد خواسته شود که برای تقویت وحدت جبهه انقلاب وارد میدان شود. این تلاش، چه در انتخابات تناسبی و چه در انتخابات غیرتناسبی، یک ضرورت قطعی محسوب میشود.
انتخابات تناسبی را یک وصله ناجور در بحث انتخابات شوراها میدانم
صادقانه بگویم بحث تناسبی را یک وصله ناجور در بحث انتخابات شوراها میدانم. علت این نگاه هم روشن است؛ اساساً فعالیت مدیریت شهری یک فعالیت اجتماعی است و انتخابات شوراها نباید به یک انتخابات صرفا سیاسی تبدیل شود. شورای شهر یک نهاد اجتماعی و مردمی است، نه صرفا محل وزنکشی جریانهای سیاسی، و به نظر من باید جریان شوراها را از فضای سیاستزدگی جدا کرد.
در حالیکه نفس انتخابات تناسبی، توزیع سهم جریانهای سیاسی برای اداره کشور را دنبال میکند، تعمیم چنین الگویی به انتخابات شوراها از ابتدا محل اشکال بوده است. به اعتقاد من، یکی از اشتباهات بزرگ مجلس شورای اسلامی این بود که برای نخستینبار، آن هم بهصورت آزمایشی، شهر تهران را بهعنوان محل اجرای انتخابات تناسبی در شورای شهر انتخاب کرد. در حالیکه ماهیت شوراها اجتماعی است و ماهیت انتخابات تناسبی سیاسی است و این دو با هم همخوانی ندارند و نوعی نقض غرض محسوب میشود.
احتمال دارد شورای شهر بعدی منحل شود
من فکر میکنم اگر انتخابات شورای شهر تهران به شکل تناسبی برگزار شود، در ادامه با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد. حتی به برخی دوستان هم گفتهام که پیشبینی میکنم شورای بعدی، به دلیل همین مدل تناسبی، نتواند به یکی از مهمترین وظایف خود یعنی رسیدن به اجماع برای انتخاب شهردار عمل کند.
در چنین شرایطی، ممکن است دولت ناچار شود به دلیل ناتوانی شورای شهر(تهران) در تصمیمگیری، نسبت به انحلال آن اقدام کند. در نهایت، شورایی شکل میگیرد که هرکدام از اعضا با توجه به سهمخواهی سیاسی خود میخواهند در انتخاب شهردار نقش تعیینکننده داشته باشند و این وضعیت، چه در کوتاهمدت و چه در بلندمدت، به ضرر مدیریت شهری خواهد بود و نتیجه مطلوبی به همراه نخواهد داشت.
ارزیابی شما از وضعیت اصلاح طلبان چگونه است؟
صادقی: جریان اصلاحات در انتخابات گذشته بهخوبی از موضوع چنددستگی و چندلیستی در جریان انقلاب بهرهبرداری کرد و این مسئله را به نفع خود به کار گرفت. آنها معمولا در زمان ارائه فهرستهای انتخاباتی، منسجمتر و یکپارچهتر عمل میکنند. بر اساس آنچه از اخبار و ارزیابیها به دست میآید، تعداد فهرستهایی که از سوی جریان اصلاحات ارائه خواهد شد، در نهایت احتمالاً بیش از دو فهرست نخواهد بود و حتی این امکان وجود دارد که به یک فهرست واحد نیز برسند. اما چنین سطحی از انسجام در میان نیروهای انقلابی مشاهده نمیشود و متأسفانه جریان انقلاب در این حوزه با ضعف در انسجام مواجه است.
تهران را متوقف کردند رفتند دنبال دوچرخه سواری/ پروژه میدان فتح را از زیر خاک بیرون کشیدیم
میراثی که از دوره پنجم شورای شهر برای دوره ششم ماند، چه بود؟
صادقی: یک تفکر مشخص بر نوع مدیریت شهر تهران در دوره پنجم حاکم بود. در آن دوره، تفکر انسانمحوری بهعنوان مبنای اداره شهر(تهران) قرار گرفت. برداشت این دوستان(اصلاحطلبان) از انسانمحوری این بود که دیگر نباید به توسعه حملونقل عمومی مانند اتوبوس و مترو توجه جدی شود. به همین دلیل، به جای توسعه مترو و ناوگان اتوبوسرانی، تمرکز اصلی را بر موضوعاتی مانند دوچرخهسواری گذاشتند. نتیجه این نگاه آن شد که در دوره پنجم، بسیاری از فعالیتهای عمرانی شهر عملا متوقف شد.
تعدادی از پروژههای بزرگ شهری که از قبل از دوره پنجم برای آنها سرمایهگذاری شده بود و حتی در میانه راه قرار داشت، کنار گذاشته شد و عملا زیر خاک دفن کردند. ما در دوره ششم مجبور شدیم برخی از این پروژهها، مانند پروژه فتح، را دوباره از زیر خاک بیرون بکشیم و اجرای آنها را از سر بگیریم. این روند، حاصل همان تفکری بود که تصور میکرد با انسانمحور شدن شهر، دیگر نیازی به توسعه جدی زیرساختهای حملونقل عمومی نیست و پروژههای عمرانی یا توسعه حملونقل عمومی باید متوقف شود. در حالی که زیرساختهای لازم برای چنین نگاهی در شهر تهران اساسا وجود نداشت و تجربه دوره پنجم نشان داد که این رویکرد پاسخگوی نیازهای واقعی شهر نیست.
از شش هزار اتوبوس که در ابتدای دوره پنجم تحویل گرفته شده بود، کمتر از دو هزار دستگاه سالم بود
اگر بخواهیم با آمار و ارقام صحبت کنیم، نمونه روشن آن حوزه اتوبوسرانی است. در شهریور سال ۱۳۹۶، یعنی پایان دوره چهارم، حدود شش هزار دستگاه اتوبوس فعال به دوره پنجم تحویل داده شد. این عدد میبایست حتی به حدود ده هزار دستگاه هم میرسید. اما زمانی که قرار بود ناوگان به دوره ششم تحویل داده شود، از همان شش هزار دستگاهی که در ابتدای دوره پنجم تحویل گرفته شده بود، کمتر از دو هزار دستگاه سالم و قابل استفاده به ما تحویل داده شد. این آمار بهخوبی نشان میدهد که نتیجه عملی آن تفکر در مدیریت شهری چه بوده است.
ما در دوره ششم به هیچوجه متوقف نماندیم
به هر حال شورای ششم ناچار بود که برای احیای بسیاری از پروژههایی که در دوره قبل متوقف شده بودند تلاش کند. راهاندازی دوباره این پروژهها و بازگشت آنها به مرحله کارگاهی و اجرایی، هزینهها و فشار مالی زیادی را به مدیریت شهری تحمیل کرد، اما ما به هیچوجه در این مسیر متوقف نشدیم. تلاش کردیم بدون در نظر گرفتن اینکه توقف هر پروژه چه هزینهای برای شهر ایجاد کرده است، کار را بهدرستی و با جدیت جلو ببریم. الحمدلله با لطف خدا و با همین رویکرد، نتایج قابلتوجهی هم حاصل شد. ما در حوزه بودجه، رشد ششبرابری، یعنی حدود ششصد درصدی را تجربه کردیم.
اصلاح طلبان توجه لازم به توسعه حملونقل عمومی نداشتند
عملکرد مدیریت شهری با چه شاخصهایی قابل سنجش است؟
صادقی: من بهعنوان عضو کمیسیون برنامه و بودجه این نکات را عرض میکنم و قصد ندارم صرفا از این زاویه صحبت کنم که حامی شهردار هستم یا بخواهم تعریف و تمجید کنم. بحث من کاملا عدد و رقم است. وقتی به آمار نگاه میکنید، همهچیز روشن میشود؛ چه تعداد پروژه در طول این چهار سال اجرا شده، چه میزان رشد بودجه اتفاق افتاده، چه حجم کارهای عمرانی انجام شده و وضعیت حوزههایی مانند آسیبهای اجتماعی چگونه تغییر کرده است.
همه اینها با عدد و آمار قابل بررسی است. اینها صحبتهای کلی و شعاری نیست. وقتی میگوییم ناوگان اتوبوسرانی از حدود شش هزار دستگاه به کمتر از دو هزار دستگاه رسیده بود، یا اینکه در مقطعی ناوگان اتوبوسرانی تهران در گذشته حتی به حدود ده هزار دستگاه هم میرسید اما در پایان دوره قبل چنین وضعیتی نداشت، اینها واقعیتهایی است که اسناد و مدارکش وجود دارد و کسی نمیتواند آن را انکار کند. این آمارها به وضوح نشان میدهد که در آن دوره، توجه لازم به توسعه حملونقل عمومی وجود نداشته است.
وقتی مدیرعامل مترو نگران روشن نگه داشتن قطارها بود
روز اولی که مدیریت شهری را تحویل گرفتیم، مدیرعامل مترو صراحتا گفت که موجودی انبار قطعات و لوازم یدکی صفر است. ایشان نگران بود که اگر همین روند اصطحکاک، فرسودگی چرخها و تجهیزات ادامه پیدا کند، در آینده نزدیک حتی امکان روشن کردن قطارها وجود ندارد و جابهجایی مسافر هم با مشکل جدی مواجه شود.
با وضعیتی واقعا اسفناک در حوزه حملونقل عمومی روبهرو بودیم. بنابراین آنچه من بیان میکنم، نه برای توجیه سیاسی و نه برای کسب وجهه است. اینها واقعیتهای مبتنی بر آمار و ارقامی است که وجود دارد و بهروشنی وضعیت گذشته و اقدامات انجامشده را نشان میدهد.
اعضای شورای ششم چه ویژگیهای فنی، شخصیتی و چه تفاوتهای مدیریتی را نسبت به دوره قبل مبنا قرار دادند که در نهایت به انتخاب آقای زاکانی منجر شد؟
صادقی: ما زمانی که شهر را تحویل گرفتیم، شرایط خاصی بر آن مقطع حاکم بود. دو سال مردم به هر حال بهدلیل موضوع کرونا در خانههایشان بودند و با این بیماری دستوپنجه نرم میکردند و یک فضای یاس و ناامیدی تقریبا در سطح جامعه حکمفرما شده بود. ما باید وارد میدان میشدیم و امید را به شهر میدادیم و امید را به شهروندان بازمیگرداندیم. واقعیت این است که ما شادی در شهر نداشتیم و اگر هم بود، بسیار محدود بود. شهر عملا از نشاط و سرور خالی شده بود و بسیاری از فعالیتهای عمرانی نیز تعطیل شده بودند.
جدا از مسائل معیشتی که واقعا فشار زیادی به مردم وارد کرده بود، در حوزه اقتصاد خانوار هم تورم و رشد بیرویه قیمتها روزبهروز سفره مردم را کوچکتر میکرد. در چنین شرایطی ما باید امید را به شهر برمیگرداندیم، شادی را به شهر بازمیگرداندیم، زیبایی را به شهر احیا میکردیم و شهر را از وضعیت رکود و تعطیلی پروژههای عمرانی خارج میکردیم و آن را به یک شهر پویا تبدیل میکردیم.
ما بهدنبال شهرداری(مدیری) بودیم که بتواند برای شهر درآمدهای پایدار ایجاد کند و شهری شاد، شاداب و باطراوت بسازد و حال عمومی شهر را بهبود ببخشد. شهری که شهروند وقتی از خانه بیرون میآید، نسبت به دیروز یک تغییر و یک اتفاق تازه را در شهر مشاهده کند. این احساس تحول، شادابی، سرور و سرزندگی یکی از موضوعاتی بود که ما بسیار جدی به آن فکر میکردیم. طبیعتا این نگاه باید در چارچوب یک هویت مشخص تعریف میشد، چراکه شهر در آن مقطع یا هویت خود را از دست داده بود یا دچار چندگانگی هویتی شده بود.
ما باید برای شهر یک هویت روشن و مشخص تعریف میکردیم. در بحث تدوین سند تحول فرهنگی ـ اجتماعی شهر، به یک مدل مشخص رسیدیم و بر اساس آن مدل، موضوعاتی مانند شادی، سرزندگی، سرور و تحول در همه زمینههای شهری را بهصورت هدفمند دنبال کردیم. ما با همین شاخصها بهدنبال گزینهای بودیم که بتواند این مسیر را عملیاتی کند و این مسئولیت را بهدرستی به انجام برساند.
نقشه راه شما برای رسیدن به گزینه شهرداری چگونه بود؟
صادقی: ما از همان روزهای اول اعلام کردیم که بر اساس همین شاخصهایی که تعیین شده بود، باید از میان مجموعه نیروهای انقلاب به یک گزینه واحد برسیم؛ فردی که بتواند این مسیر را با ریلگذاری و هدایت شورا پیش ببرد. هر کدام از اعضای محترم شورا افرادی را معرفی کردند و اگر اشتباه نکنم، در مجموع حدود چهل نفر برای این مسئولیت مطرح شدند. در نهایت، از میان این چهل نفر و طی یک فرآیند مشخص، به یک نفر بهعنوان شهردار تهران رسیدیم. یکی از مراحل این فرآیند این بود که از ده نفری که به مرحله تقریبا نیمهنهایی رسیده بودند، خواستیم برنامههای خود را ارائه دهند.
این برنامهها در جمع منتخبین شورای شهر مطرح شد و سپس با رایگیری میان اعضای شورا، این فهرست بهتدریج از ده نفر به سه نفر، از سه نفر به دو نفر و در نهایت از دو نفر به یک نفر رسید. به این ترتیب و بر اساس همین شاخصها و ارزیابیها، در نهایت به جناب آقای زاکانی بهعنوان شهردار تهران رسیدیم.
تهران را با یک بدهی سنگین تحویل گرفتیم
در ارزیابی شما، مدیریت شهری در دوره آقای زاکانی تا چه میزان در جلوگیری از اتلاف داراییهای شهری و احیای پروژههای نیمهتمام موفق عمل کرده است؟
صادقی: ما شهر را با حجم بسیار سنگینی از بدهی تحویل گرفتیم. جالب است که حتی درباره میزان این بدهیها هم اقوال متفاوتی مطرح میشد؛ برخی از شصت همت بدهی و برخی از هشتاد همت صحبت میکردند. اما واقعیت این است که ما با یک رقم بدهی بسیار سنگین کار را شروع کردیم. فقط برای نمونه عرض کنم که پس از تحویل مدیریت شهری، بدهیهای ما به بانکها، با احتساب جرایم، به حدود 180 همت رسیده بود.
در کنار این موضوع، بودجهای هم در سال ۱۴۰۰ وجود داشت که سیوشش همت بود و از آنجا که مدیریت شهری قبلی در میانه سال تحویل دادند، همین سیوچهار همت محقق شد. امروز میتوانم با اطمینان عرض کنم که بودجه سال ۱۴۰۴ به دویست و چهل همت رسیده است که تا این مقطع از سال، بخش قابل توجهی از آن متناسب با زمان سپریشده محقق شده و حتی این احتمال وجود دارد که در قالب متمم بودجه، این رقم افزایش پیدا کند و به حدود سیصد همت هم برسد.
همین رشد قابل توجه بودجه مدیریت و کسر بدهیها باعث شد که ما تنها در یک اقدام، بدهی 180 همتی بانکها را تا پایان سال ۱۴۰۳ به حدود صد همت کاهش دهیم و در حال حاضر نیز این بدهیها همچنان در حال کاهش است.
50 کیلومتر به خطوط متروی تهران اضافه شد
این آمارها بهخوبی نشان میدهد که دکتر زاکانی با یک چشمانداز تحولی توانسته منابع مالی شهر را تامین کند و وقتی منابع تامین میشود، طبیعتا پروژهها هم به جریان میافتند؛ اتفاقی که دقیقا در همین دوره شاهد آن بودهایم. فقط در همین دوره، پنجاه کیلومتر به خطوط متروی تهران اضافه شده است. امروز با توجه به شرایط تورمی، هر کیلومتر خط مترو حدود شش هزار میلیارد تومان، هزینه دارد.
حالا اگر تصور کنید اضافه شدن پنجاه کیلومتر خط مترو چه رقم سنگینی را شامل میشود، اهمیت این کار کاملا روشن میشود؛ ضمن اینکه در این دوره حدود بیستودو ایستگاه مترو نیز به شبکه قبلی اضافه شده است. در کنار اینها، تعداد قابل توجهی اتوبوس، چه برقی و چه غیر برقی، وارد ناوگان شده و در خطوط شهری در حال فعالیت هستند. علاوه بر این، در حوزه پروژههای عمرانی نیز، چه پروژههایی که سالها زمین مانده بودند و چه پروژههایی که در همین دوره کلنگزنی و شروع شدهاند، اقدامات گستردهای انجام شده و بسیاری از آنها یا به مرحله بهرهبرداری رسیدهاند یا در مسیر تکمیل و بهرهبرداری قرار دارند.
نمیشود گفت چون شهر انسانمحور است، پس اتوبوس نمیخریم
نظر شما درباره تغییر ریل مدیریت شهری از رویکرد انسانمحور دوره قبل به رویکرد پروژهمحور چیست؟
صادقی: زمانی که من گفتم رویکرد انسانمحوری دوره گذشته عملا پروژهمحوری را تعطیل کرد، منظورم این بود که در عمل بسیاری از پروژهها کنار گذاشته شد؛ چرا که تصور غالب این بود که مثلا بهجای وارد کردن اتوبوس، پیادهروی توسعه پیدا کند. شاید در ظاهر این نگاه زیبا و جذاب به نظر برسد؛ اینکه میگویند دوچرخه باشد، آلودگی هوا کم میشود، پیادهروی افزایش پیدا کند، سوخت کمتر مصرف میشود و ترافیک کاهش مییابد.
اما شهر با یکسری واقعیتهای جدی مواجه است. ما ابتدا باید زیرساختها را فراهم کنیم. نمیشود گفت چون شهر انسانمحور است، پس اتوبوس نمیخریم. همان انسانها برای رسیدن به محل کارشان مجبورند ساعتها در ایستگاه اتوبوس منتظر بمانند. بعد هم به آنها بگوییم چون شرایط بدتر شده، دوچرخهسواری کنید، در حالی که زیرساخت و شرایط لازم برای دوچرخهسواری در شهر فراهم نشده است. بنابراین نمیتوان به اسم انسانمحوری، پروژههای شهری را تعطیل کرد.
پروژهها باید در خدمت همان انسانمحوری باشند. مردم از ما انتظار دارند که یک سیستم حملونقل روان در سطح شهر برایشان فراهم کنیم. وقتی حملونقل عمومی درست عمل کند، ترافیک کاهش پیدا میکند، آلودگی هوا کمتر میشود، مصرف سوخت پایین میآید و اتلاف انرژی کاهش مییابد و در نهایت مردم میتوانند شهری تمیزتر و حمل و نقل روانتری داشته باشند.
همه این موضوعات به توسعه حملونقل عمومی برمیگردد؛ توسعه مترو، توسعه اتوبوس، توسعه تاکسی و برقیسازی ناوگان و بهطور کلی توسعه زیرساختهای حمل و نقل عمومی باید انجام شود. اگر این اقدامات انجام نشود، ما نمیتوانیم ادعا کنیم که شهری که ساختهایم که یک شهر انسانمحور است.
از درون شورا سنگ اندازی میکردند تا اتوبوسها به تهران نرسد!
جهان: اولویت و شاخصهای شما در مدل توسعه دوره جدید ششم چه بود؟
صادقی: ما در سیاستگذاریهای شورای شهر از ابتدا یک اولویت اصلی تعریف کردیم و آن هم توسعه حملونقل عمومی بود. در این چهار سال، بیشترین سهم بودجه را به حوزه حملونقل عمومی اختصاص دادیم. توسعه حملونقل عمومی طبیعتا باید بر اساس برنامه به عدد و رقم مشخصی میرسید. این عدد هنوز محقق نشده است؛ البته من در این جلسه قصد ندارم وارد این بحث شوم که چرا محقق نشده است.
در خود شورا بارها این موضوع مطرح شد که شهرداری مکلف شود تعداد مشخصی اتوبوس وارد کند. اما زمانی که وارد فرآیند اجرا شدیم، از یکسو گفته میشد نمیتوانید وارد کنید، نباید وارد کنید، یا باید مسیرهای دیگری طی شود. بعد، زمانی که بهدلیل همین موانع امکان تحقق کامل فراهم نشد، همان افراد پرسیدند چرا اتوبوس وارد نکردید و گفتند عملکردتان ضعیف بوده است.
اینکه امروز گفته میشود چرا باید شش هزار اتوبوس داشته باشیم اما فقط دو هزار اتوبوس فعال داریم، محل بحث مفصل است. من نمیخواهم در اینجا به جزئیات آن بپردازم، اما کسانی که میگویند چرا آقای زاکانی نتوانست شش هزار اتوبوس وارد کند، باید پاسخ دهند چه موانعی باعث شد این عدد محقق نشود و اساسا چه کسانی اجازه ندادند آن شش هزار اتوبوس وارد شود.
در مقطعی سازمان بازرسی کل کشور قرارداد را بررسی کرد و اعلام شد مشکلی ندارد. مصوبه در صحن شورا تصویب شد، اما در فرمانداری با ایراد تطبیق متوقف شد. با پیگیریهای زیاد، در نهایت مصوبه تایید شد، اما وقتی به مرحله اجرا رسید، حتی نامهای از یکی از وزارتخانهها به چین ارسال شد که در آن گفته شده بود به شهر تهران اتوبوس فروخته نشود.
من وارد جزئیات این موضوع نمیشوم، اما همه اینها نشان میدهد که این مسیر تا چه اندازه دشوار بوده است. با این همه موانع و دستاندازها، اینکه حتی واردات همین تعداد اتوبوس هم محقق شده، کار سادهای نبوده است.
چمران گفت اگر یک واگن هم بیاید شیرینی می دهم!
آقای چمران بهخوبی میدانند این مسیر چه سختیهایی دارد؛ همانطور که خودشان گفتند اگر واگن مترو برسد، شیرینی میدهند. من فکر میکنم ایشان باید خودشان را تا پایان سال برای این کار آماده کنند، البته انشاءالله این شیرینی فقط سهم شورای شهر نباشد، بلکه نتیجهاش یک اقدام موثر و ملموس برای همه مردم شهر تهران باشد.
یکی از اصلی ترین شئون شورای شهر نظارت است. ارزیابی شما از عملکرد دوره ششم شورا چگونه است؟
صادقی: وقتی ما میگوییم نظارت، منظورمان این است که از حقوق شهروندان صیانت کنیم، مطالبات مردم را بررسی کنیم و همان چیزی را که مردم میخواهند، انجام دهیم. فلسفه اصلی نظارت از نگاه ما این بوده است که حاشیهسازی نکنیم و وارد متن زندگی مردم شویم و ببینیم مردم چه میخواهند و همان را پیگیری کنیم. بر همین اساس، کمیسیون برنامه و بودجه در همان سال اول کاری، طرحی را با عنوان طرح رصد راهاندازی کرد.
ما بههمراه سایر اعضای کمیسیون برنامهریزی به سطح محلات رفتیم، کنار مردم، نخبگان، معتمدین محلی و مساجد نشستیم و در سراهای محله جلسات برگزار کردیم. در آن جلسات به مردم گفتیم که شهرداری فقط پروژههای بزرگ و کلان و ابرپروژه ندارد، بلکه کارهای کوچک و محلی زیادی هم وجود دارد. از مردم خواستیم مسائلی را که در زندگی روزمرهشان با آنها مشکل دارند و نسبت به آن گلایه دارند، به ما بگویند تا همان مطالبات مشخص و واقعی مردم را پیگیری و دنبال کنیم.
یک شهروند وقتی از خانه بیرون میآید، ممکن است با بوی تعفن جوی آب محله مواجه شود، جویی که پر از موش است و زندگی را برایش سخت کرده است یا میبیند بوستان محلهاش روشنایی کافی ندارد یا آسفالت کوچه و خیابان محل زندگیاش خراب است. گاهی هم میبیند که با تملک یک ملک کوچک میشود آن فضا را به یک پارک محلی تبدیل کرد. ما دقیقا به دل مردم رفتیم و از نزدیک این مسائل را دیدیم.
در مرحله اول، به مردم برگه دادیم و گفتیم در محل زندگیتان چه نیازهایی دارید، هرچه هست به ما بگویید تا قبل از تدوین بودجه آنها را تامین کنیم. این کار را سه مرحله انجام دادیم. بعد از جمعآوری این مطالبات، یک نظام مسائل مبتنی بر مشکلات واقعی مردم استخراج کردیم و همانها را وارد بودجه کردیم. وظیفه ما این بود که بگوییم برنامههای شهرداری باید دقیقا بر اساس این نیازها در بودجه لحاظ شود.
نظارت واقعی یعنی مطالبه کف خیابان و زندگی مردم تبدیل به برنامه شود
تا امروز، 7129 پروژه مستمر در قالب طرحهای توسعه محلی و 1721 پروژه غیرمستمر احداثی را در بودجه پیشبینی و عملیاتی کردهایم. سپس به سراغ مناطق رفتیم و از شهرداری سوال کردیم این پروژهها به کجا رسیده است. رضایتمندی مردم را هم مستقیماً بررسی کردیم و خود مردم گفتند کدام پروژه انجام شده و کدام انجام نشده است. در مجموع، طی سه سال به عدد حدود هشتهزار و هشتصد و پنجاه پروژه توسعه محلی در مناطق شهر تهران رسیدیم.
این یعنی نظارت واقعی. نظارت واقعی یعنی مطالبهای که از کف خیابان و زندگی مردم گرفته شده، تبدیل به برنامه شود، بعد وارد بودجه شود، و آن بودجه بهطور دقیق مورد نظارت و حسابرسی قرار بگیرد. کمیسیون برنامه و بودجه بهصورت ماهیانه گزارش مالی از شهرداری دریافت میکند.
هر سه ماه یکبار شهرداری موظف است گزارش عملکرد خود را در صحن شورا قرائت کند. گزارشهای ششماهه تهیه و به وزارت کشور ارسال میشود، همه اطلاعات در سامانه شفافیت منتشر میشود و بهصورت سالیانه نیز حسابرسان معتبر، همه واحدهای شهرداری تهران را حسابرسی میکنند.
این فرآیند یعنی نظارت واقعی. امروز با اطمینان میگوییم بیش از 8500 پروژه توسعه محلهای با بودجه مشخص اجرا شده است. مردم هم اثر این کارها را بهطور مستقیم میبینند. جالب اینجاست که گاهی اثر یک پروژه کوچکمقیاس از یک پروژه بسیار بزرگ هم بیشتر در ذهن مردم میماند. وقتی یک کانال اصلاح میشود، یک جوی پوشیده میشود، فضای سبز و چند گلدان اضافه میشود، همان حس آرامش اولیهای که به شهر و به زندگی مردم میدهد، بسیار تأثیرگذار است.
نظارت نمایشی یعنی سیاه نمایی و ناامید کردن مردم/ موفقیتهای بزرگ را کوچک و ضعفهای کوچک را بزرگ جلوه میدهند، چند طرح آوردهاند تا گره و مشکلی مشکلی از زندگی مردم را حل کرده باشد؟/ برخی اعضا حتی در یکی از پروژههای افتتاح شهرداری حاضر نشدهاند
متاسفانه در حوزه نظارت، امروز با دستمایه قرار دادن نظارت، از سوی برخی از اعضای شورای شهر شاهد نظارت نمایشی هستیم. یعنی چی؟ منظور از نظارت نمایشی این است که موفقیتهای بزرگ را کوچک و ضعفهای کوچک را بزرگ جلوه دهند و از تریبون شورا برای دیدهشدن شخصی استفاده میکنند و برای نطقهای انتخاباتی و سیاسی بهره میبرند.
این شیوه، همان نظارت نمایشی است که در نهایت به سیاهنمایی و ناامید کردن مردم منجر میشود. جالب است و سؤال من این است که اگر واقعا خود را ناظر میدانید، چرا تا امروز در حتی یکی از پروژههایی افتتاح شهرداری افتتاح داشته، حضور پیدا نکردهاید.
سؤال دیگر من این است که چرا بعضی از اعضا که به نظر میرسد صرفا با این سیاهنماییها مسیر یک نظارت نمایشی را کلید زدهاند، چند طرح آوردهاند که امروز به ثمر نشسته باشد؟ و مشکلی و گرهای از مشکلات مردم را حل کرده باشد! سؤال بعدی این است که این افراد در کدامیک از پروژههای افتتاحشده شهرداری تهران شرکت کردهاند تا بگویند این پروژه چه ایرادی دارد و کمک کنند که آن ایراد برطرف شود. نظارت باید کمککردن برای اصلاح باشد، نه جلوگیری از انجام کار. بله! از هر کاری میشود ایراد گرفت و از هر نوشتهای میشود غلط گرفت. همانطور که گفته میشود دیکته نانوشته غلط ندارد.
پس فضای شورا را کاملا انتخاباتی میدانید؟
صادقی: خیلی وقت است که برخی از دوستان ما در شورا نطقهای انتخاباتی خود را آغاز کردند. وقتی دوره شورا یک سال دیگر تمدید شد، این نطقهای انتخاباتی تا حدی کاهش پیدا کرد؛ اما امروز این فضا مجددا در حال شروع شدن و پررنگ شدن است.
میگفتند شهرداری تا دو ماه آینده ورشکست خواهد شد
بهعنوان رئیس کمیته شفافیت شورا، حساب واحد خزانه تا چه اندازه به افزایش شفافیت مالی در شهرداری کمک کرده است؟
صادقی: ما روزی که شورا را تحویل گرفتیم، در جلساتی که با مدیران شهرداری داشتیم، مدیران دوره قبل(اصلاحطلبان) اذعان میکردند که اگر همین روند ادامه پیدا کند، شهرداری تا دو یا سه ماه آینده ورشکست میشود و حتی توان پرداخت حقوق پرسنل را هم نخواهد داشت. این موضوع فقط یک ادعا نیست؛ اسناد و صورتجلسات آن جلسات موجود است و من این حرفها را از خودم نمیگویم.
صراحتا گفته میشد که شهرداری تهران در آستانه ورشکستگی قرار دارد و امکان پرداخت حقوق کارکنان وجود نخواهد داشت. بررسیهای اولیهای که انجام دادیم نشان داد اولین و ضروریترین اقدام، برقراری شفافیت مالی در شهرداری تهران است؛ اینکه مشخص شود درآمدهای شهرداری دقیقا کجا هزینه میشود، با چه اولویتی مصرف میشود و این هزینهکردها به چه شکلی انجام میگیرد.
ایده ایجاد خزانه واحد از اینجا شکل گرفت که ما مشاهده کردیم در برخی از سازمانها و مجموعههای وابسته به شهرداری، درآمدها به خزانه شهرداری واریز نمیشود. در نتیجه، انباشت منابعی وجود داشت که در موارد غیرضروری هزینه میشد و واقعا ضرورتی برای انجام بخشی از آن هزینهها وجود نداشت. حتی در بعضی از مناطق شهرداری، حجم قابلتوجهی از درآمدها اصلا وارد خزانه نمیشد و خارج از اولویتها هزینه میشد.
با افتتاح و راهاندازی خزانه واحد، ما توانستیم مدیریت درآمدهای شهرداری را در دست گرفته تا این منابع در جای درست، بهصورت شفاف و بر اساس اولویتهای واقعی هزینه شود. نتیجه این اقدام این بود که امروز میتوانیم با اطمینان ادعا کنیم حتی یک روز هم نگران پرداخت حقوق پرسنل نبودهایم. الحمدلله شهرداری توانسته است بهطور منظم، تا پیش از بیستوپنجم هر ماه، حقوق ماه قبل کارکنان را بهطور کامل پرداخت کند.
در مقابل عملیاتی کردن حساب خزانه واحد مقاومتی شکل گرفت؟
صادقی: طبیعی است که وقتی در شورا قرار است یک اقدام یا مصوبه خوب تصویب شود که بتواند یک موفقیت برای مدیریت شهری رقم بزند، با مقاومت و مخالفت هم مواجه شود. از این موضوع عبور کنیم و بیش از این به آن بپردازیم.
با توجه به موانعی که وجود داشت، تا چه میزان از اهداف کلان شورا که از ابتدا مدنظر داشتید، تاکنون محقق شده است؟
صادقی: من وارد عدد و رقم نمیشوم، چون ما در کمیسیون برنامه و بودجه در حال بررسی شاخصهای برنامه چهارساله شهرداری تهران هستیم و حتما این گزارش را در صحن شورا ارائه خواهیم کرد. به هر حال، بخشی از اهداف را با پیشرفت خوب محقق کردهایم و بخشی دیگر هنوز محقق نشده یا در آنها موفق نبودهایم. اینکه چرا به برخی اهداف رسیدهایم و به برخی نرسیدهایم، به نظر من بهتر است بهصورت موردی و مصداقی مطرح شود، چون دلایل هر کدام متفاوت است و اینگونه برای مخاطبان هم روشنتر خواهد شد.
میتوان یک یا دو مورد را بهعنوان نمونه مطرح کرد تا کلیت شاخصها مشخص شود؟
صادقی: درباره خود شاخصها هم زمان کافی وجود دارد و میتوانیم در جلسات بعدی هم در خدمت شما باشیم و بعد از ارائه رسمی گزارش، انشاءالله آن را بهصورت دقیقتر به بحث بگذاریم. ببینید ما در کمیسیون برنامه و بودجه هر ساله بعد از پایان حسابرسیها موظف هستیم که موضوع حسابرسی تلفیقی را در دستور کار قرار دهیم. تلفیق این دوره ما اکنون آماده شده است، اما متاسفانه تلفیق مربوط به پایان دوره چهارم و کل دوره پنجم شورا مورد رسیدگی قرار نگرفته است.
حسابرسی دوره چهارم و پنج به دلیل کوتاهی انجام نشد
دلایل آن چه بود؟
صادقی: اگر بخواهم بهطور خلاصه بگویم کوتاهی در وظایف نظارتی بوده است، یکی از وظایف اصلی شورا نظارت مالی است و وقتی حسابرسی انجام میشود، باید حسابرسی تلفیقی هم انجام شود. در حالی که نه در پایان دوره چهارم و نه در کل دوره پنجم، حسابرسی تلفیقی انجام نشده بود؛ حتی بسیاری از حسابرسیهایی که در این دوره انجام شده، مربوط به سنوات گذشته بوده است. امروز میتوانم ادعا کنم که حسابرسیهای سال ۱۴۰۳ شهرداری تهران بهطور کامل انجام شده و اکنون در دستور کار صحن شورا قرار دارد. وقتی اینها را کنار هم میگذاریم، میتوان گفت این دوره، شفافترین دوره شوراها بوده است؛ در حالی که در دوره چهارم بخش زیادی از حسابرسیها انجام نشده بود و در دوره پنجم عملا حسابرسیها بهطور جدی انجام نشده بود.
شفافیت مالی به سطح قابل قبولی رسیده است
استدلال این ترک فعل چه بود؟
صادقی: شاید برای برخی، موضوعاتی مهمتر از شفافیت مالی و نظارت در اولویت بوده است که من وارد آن نمیشوم. اما امروز وضعیت بهگونهای است که میتوانیم با اطمینان بگوییم در این دوره، شفافیت مالی به سطح قابل قبولی رسیده است. بهطوری که نهتنها حسابرسیهای سال ۱۴۰۳ بهطور کامل انجام شده، بلکه حسابرسی تلفیقی سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ نیز آماده ارائه در صحن شورا است.
شورای ششم به دنبال کارهای برزمین مانده رفت
تفاوتهای اصلی میان شورای ششم و شورای پنجم در چه محورهایی بوده است؟
صادقی: اگر بخواهم در یک جمعبندی کوتاه عرض کنم، شورای پنجم کارهایی را که طبق قانون به آن محول شده بود، در حد توان خود انجام داد، اما بهدنبال ایجاد ظرفیت و توان مضاعف برای ایجاد آورده بیشتر برای شهر نبود. در مقابل، در این دوره نهتنها وظایفی که بهصورت قانونی بر عهده شورا و مدیریت شهری بود پیگیری شد، بلکه وظایفی که سالها زمین مانده بود، حتی بعضی از وظایفی که شاید مستقیما در شرح ماموریت مدیریت شهری هم تعریف نشده بود نیز دنبال و انجام شد.
بهنظر من، ما میتوانیم مصداق فرمایش مقام معظم رهبری باشیم که فرمودند باید سراغ کارهای نشدنی رفت. شورای ششم دقیقا به سراغ کارهایی رفت که پیش از این انجام نشده بود. تفاوت این دوره با دورههای قبل، نه فقط دوره پنجم هرچند در مقایسه با آن پررنگتر به چشم میآید همین رویکرد است که بسیاری از کارهای نشده را در این دوره شدنی کرد.
شورای ائتلاف شورای ششم را رها کرد
با توجه به اینکه شورای ششم اقدامات و کارهای قابل توجهی انجام داده است، شاهد فضایی متشنج در صحن شورا هستیم. علت شکلگیری این تشنجها چیست؟
صادقی: ما اعضای شورا با حمایت یک جریان سیاسی موسوم به شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی وارد شورای شهر شدیم. انتظار ما از بزرگان شورای ائتلاف این بود که پس از ورود اعضا به شورا، نقش هدایتگری و پشتیبانی خود را برای این فهرست ایفا کند. اما این جریان سیاسی نهتنها چنین نقشی را ایفا نکرد، بلکه شورا را عملا رها کرد.
نتیجه این رهاشدگی، عدم انسجام در شورای شهر تهران و ناهماهنگی میان شورا و شهرداری بود. به نظر من، این وضعیت هم به مردم آسیب زده است و هم به خود جریان سیاسی ضربه وارد کرده است. این ضعف در هدایت فقط محدود به شورای شهر هم نبوده است؛ در مجلس شورای اسلامی نیز شاهد همین رویکرد بودهایم، به این شکل که فهرستی به مجلس فرستاده میشود، اما پس از آن رها میشود.
شورای ائتلاف و بزرگان آن نباید این مسئولیت را رها میکردند. افرادی که با نام شورای ائتلاف به شورای شهر راه پیدا کردهاند، باید مورد هدایت، حمایت و کمک برای ایجاد انسجام قرار میگرفتند. این موضوع هم در گذشته جزو مسئولیت آنها بوده است و هم امروز همچنان جزو مسئولیت اجتماعی بزرگان شورای ائتلاف محسوب میشود.
امروز هم باید ورود کنند، امروز هم باید برای ایجاد یکصدایی تلاش کنند، امروز هم باید به انسجام و یکپارچگی کمک کنند؛ چرا که مردم از انسجام بهرهمند میشوند، نه از عدم انسجام، از یکصدایی سود میبرند، نه از چندصدایی، و از هماهنگی نفع میبرند، نه از ناهماهنگی. به نظر من، چون شورای شهر از پشتوانه هدایت برخوردار نبود، بهجای حرکت به سمت انسجام، به سمت عدم انسجام حرکت کرد.
شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی، تا جایی که من اطلاع دارم، فقط یک جلسه با برخی از بزرگان شورا داشته است و بعد از آن، تا امروز هیچ جلسهای حتی با اعضای بیستویک نفره شوراشهر تهران برگزار نشده است. نتیجه این وضعیت آن شد که در شورای شهر، تنشها و اختلافات بهتدریج بروز پیدا کرد.
بزرگان برخی اعضای شورای شهر به آنها تذکر نمیدهند
البته باید بگویم که بسیاری از بزرگان و اعضای باتجربه شورا در صحن شورا تلاش زیادی میکنند تا این اتفاقات رخ ندهد و انسجام حفظ شود. بهعنوان مثال، آقای چمران زحمات زیادی در این مسیر میکشند و آقای سروری نیز تلاشهای فراوانی انجام میدهند. اما وقتی برخی افراد که نمایندگی جریانات مختلف را در شورا بر عهده دارند میبینند که بزرگان جریان متبوعشان عملا ورود نمیکنند، طبیعی است که حتی به توصیه و صحبت بزرگان شورا هم توجه کافی نشان ندهند.
چه هفت میلیارد و چه یک ریال؛ باید پاسخگو باشیم
اخیرا گفته بودید هزینه هرجلسه شورا حدود هفت میلیارد تومان است، و این حق الناس سنگینی برای اعضای شورای شهر است. آقای کاشانی این رقم را رد کرده بودند.
صادقی: اجازه بدهید من در ارتباط با این موضوع توضیح بدهم. عدد و رقمی که اعلام کردم، بر مبنای نظر شخصی من نبوده است. من تحصیلاتم حقوق است و کارشناسی مالی ندارم، بنابراین طبیعی است که برای رسیدن به یک مبنای قابل اتکا، به نظر کارشناسان مالی رجوع کنم. کارشناسی که در حوزه اقتصاد شهری فعالیت داشته، بر اساس مبنای قیمت تمامشده به یک عدد رسیده بود و آن عدد نیز با لحاظ تورمی که بانک مرکزی در همان سال اعلام کرده، به رقم امروز تبدیل شده است.
به نظر من این عدد نه عجیب است و نه دور از ذهن، و اساسا غیرواقعی هم نیست. اما تاکید میکنم که اساسا موضوع من خود عدد نیست؛ چه هفت میلیارد باشد و چه یک ریال. حتی درباره همان یک ریال هم ما حق نداریم چیزی خارج از وظیفه ذاتیمان در صحن شورا بگوییم. درباره همان یک ریال هم باید پاسخگو باشیم؛ اگر اینجا پاسخ ندهیم، حتما باید در جای دیگری پاسخ بدهیم. بنابراین اصل موضوع، دقت و مسئولیتپذیری است که باید داشته باشیم.
مردم از دعواهای صحن شورا خسته شدهاند؛ خودشان بهترین قاضی هستند و کارهایی مثل آسفالت، اتوبوس و مترو را میبینند
تذکر من به دوستان این بود که بیاییم موضوعات سیاسی را کنار بگذاریم، بحثهایی را که به سیاهنمایی منجر میشود رها کنیم و وارد فضایی نشویم که حاصل آن ناامیدی مردم باشد. ما باید روی کارهایی تمرکز کنیم که مردم آنها را میبینند و برایشان امیدآفرین است. باید به مردم بگوییم که در حال تلاش هستیم؛ هرچند قبول داریم که تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله داریم، که حتما هم داریم، اما باید کمک کنیم این فاصله کمتر شود، کارها بیشتر شود و مردم نتیجه را ببینند.
مردم زمانی به ما کمک میکنند که امید داشته باشند. بدون مشارکت مردم هیچ کاری نمیتوان انجام داد. مردم از این دعواها و پرخاشگریهایی که گاه در صحن شورا اتفاق میافتد خسته شدهاند. مردم نتیجه را میبینند؛ آسفالت خیابان را میبینند، توسعه مترو را میبینند، اتوبوس را میبینند، وضعیت کودکان کار را میبینند و خودشان قضاوت میکنند. مردم بهترین قاضی هستند.
کار سیاسی و نطق انتخاباتی در صحن شورا ممنوع است/ چرا برخی اعضای شورا کاری میکنند که از رسانههای اصلاحطلب تا اینترنشنال و بیبیسی خوششان میآید
چه ضرورتی دارد که ما مدام بیاییم این کارها را کوچک کنیم، به آنها ضربه بزنیم و مردم را ناامید کنیم؟ چرا باید در صحن شورا موضوعاتی مطرح شود که بهجای اینکه مردم از آن خوششان بیاید، روزنامههای اصلاحطلب یا رسانههایی مثل اینترنشنال و بیبیسی از آن خوششان بیاید؟ این نگاه، نگاه درستی نیست. من از این باب این موضوع را مطرح کردم و تاکید این صحبت بیشتر یک تذکر درونجریانی و حتی تذکر به خودمان است. باید بپردازیم که کار سیاسی در صحن شورا ممنوع است، نطق انتخاباتی ممنوع است و بهجای آن باید طرح بیاوریم، کار کنیم و نتیجهای ارائه دهیم که مردم آن را ببینند.
برای حذف زاکانی قانون را تغییر دادند/ به خاطر محدود کردن کاندیداتوری چند نفر خاص برای مدیریت شهری تهران، وارد یک کار صرفا سیاسی شدهاند
با توجه به اصلاح ماده 4 آیین نامه اجرایی رشته های تحصیلی مرتبط با انتخاب شهردار و همزمانی با انتخابات شورای شهر در اردیبهشت سال آینده، ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
صادقی: تصور کنید مجلس شورای اسلامی اعلام کند که تعیین مدارک تحصیلی موردنیاز بر عهده هیئت دولت است. هیئت دولت هم مدارک تحصیلی را مشخص کند، اما در این فهرست برخی رشتهها را قرار ندهد؛ مثلا پزشکی، مهندسی برق، مهندسی الکترونیک و برخی دیگر از رشتههای مهندسی را حذف کند. در عین حال، یک تبصرهای از قبل وجود داشته که ربطی به امروز هم ندارد و بر اساس آن گفته شده افرادی که مدرک تحصیلی مرتبط ندارند، اما تجربه مرتبط دارند، میتوانند با سابقه اجرایی جایگزین مدرک شوند؛ این سابقه قبلا پنج سال بوده و بعد به سه سال کاهش پیدا کرده است.
این مصوبه به مجلس میرود، اما مجلس همین بند سه سال سابقه مرتبط را حذف میکند و میگوید این سه سال اصلا نباید لحاظ شود. کمی دقیقتر که نگاه میکنید، این ذهنیت ایجاد میشود که مشکل اصلی با خود قانون نیست، بلکه با شهردار شدن یک فرد خاص مشکل دارند. در حالی که چنین قوانینی از قبل هم وجود داشته است؛ حتی خود مجلس هم در قوانینش همین رویه را دارد.
مثلا مجلس میگوید شرط نمایندگی، داشتن مدرک کارشناسی ارشد است، اما نمایندگانی که از قبل نماینده بودهاند، مشمول این شرط نمیشوند. اینجا هم ابتدا یک پایه مدرک تحصیلی میگذارند و بعد میگویند اگر کسی سه سال سابقه شهرداری داشته باشد، دیگر مشمول این شرط نیست. حالا همین سه سال سابقه را حذف میکنند.
سوال این است که چند نفر از شهرداران فعلی کشور اصلا مشمول این ماده میشوند؟ شاید یک یا دو نفر، که یکی از آنها آقای زاکانی است. نکته جالبتر اینکه این مصوبه دوباره به دولت برمیگردد. من شنیدم در هیئت دولت بحثهایی مطرح شده و گفتهاند با این شرایط، آقای پزشکیان هم با این مدرک تحصیلی نمیتوانند شهردار شوند.
حتی گفته شده آقای عارف، آقای جهانگیری که سابقه معاونت ریاستجمهوری داشتهاند و برخی دیگر از مدیران کلان کشور نیز با این ضوابط امکان شهردار شدن نخواهند داشت. در نهایت، دستور اصلاح این مصوبه داده میشود، به کمیسیون مربوطه میرود و در کمیسیون هم به تصویب میرسد، اما در لحظات آخر، دوباره انقلتی میشود و موضوع تا امروز جمع نشده است.
امیدوارم این مسئله هرچه زودتر حل شود و دولت و مجلس در کارنامه خودشان ثبت نکنند که بهخاطر محدود کردن کاندیداتوری چند نفر خاص، آن هم برای مدیریت شهری تهران، وارد یک کار صرفا سیاسی شدهاند. این درست نیست که در آینده گفته شود برای این موضوع، کار سیاسی انجام شده است. درباره برخی اعضای هیئت تطبیق و ترکیب آنها هم حرفهایی هست که فعلا از آن عبور میکنم، اما در مجموع عرض من این است که انشاءالله این قضیه با نگاه غیرسیاسی حلوفصل شود و ملاحظات جناحی بر تصمیمگیریها غلبه نکند.
سند هویتی فرهنگی شهر تهران «جشن غدیر» است
به یادماندنیترین خاطره شما از افتتاح یا بازدید از یک پروژه چیست و میراث ماندگار دوره ششم را چگونه توصیف میکنید؟
صادقی: به نظر من، این سند در واقع سند هویتی فرهنگی شهر تهران است. ما امروز موضوع جشن غدیر را شاهد هستیم؛ جشنی که در هیچ دورهای با این ابعاد و این گستردگی برگزار نشده بود و اکنون به یک جشن چند ده کیلومتری تبدیل شده است.
این اتفاق دقیقا ذیل همان سند هویتی فرهنگی شهر تهران معنا پیدا میکند؛ سندی که مستند به جایگاه تهران بهعنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام و ناظر به موضوعات تمدنساز در جهان اسلام است. اگر با این نگاه به شهر تهران نگاه کنیم، باید به این نقطه برسیم که در برگزاری چنین رویدادهایی، کمترین آسیب اجتماعی در شهر ایجاد شود. خوشبختانه در این زمینه موفق بودهایم. از سوی دیگر، ما باید فلسفه غدیر را احیا کنیم.
جملهای از مقام معظم رهبری همیشه در ذهن من مانده است؛ ایشان نقل میکنند که یکی از بزرگان فرموده بود اگر ما به غدیر بهدرستی توجه میکردیم، دیگر شاهد کربلا نبودیم. این جمله بسیار عمیق و قابل تامل است. این نکته نشان میدهد که فلسفه غدیر ما را به فلسفه مهدویت میرساند. به نظر من، این نگاه جزو تفکرات ریشهای و اعتقادی این سند فرهنگی است که در این دوره پایهگذاری شده است. انشاءالله همین دوره را نیز با همین دیدگاه، با همین مبنا و با همین رویکرد ادامه خواهیم داد و آن را به جلو خواهیم برد.
برای من واقعا سخت بود که در روزهای اول شاهد این موضوع باشم که شهروندان خوب ما برای طیکردن یک مسیر کوتاه، ساعتها در ایستگاه اتوبوس منتظر میماندند. وقتی هم که اتوبوس میرسید، وسیلهای فرسوده بود که اصلا در شان شهروندان ما نبود و گاهی حتی در میانه مسیر هم دچار خرابی میشد. شهروندان ما اگر میخواستند از مترو استفاده کنند، دسترسی بسیار محدودی داشتند.
امروز اما خوشحالم که آن انتظارهای طولانی ساعتی با اتوبوسهای فرسوده، به انتظارهایی در حد حدود ده دقیقه کاهش پیدا کرده است. شهروندان ما اکنون سوار وسایلی میشوند که استانداردهای لازم را برای آسایش و امنیت آنها دارند. این مسیر میتواند هر روز بهتر شود و ما بتوانیم امکانات بیشتری را برای مردم فراهم کنیم.
این لحظات خوشایند کم نیست. وقتی به گذشته نگاه میکنیم، مجموعههایی در شهر وجود داشت که کاملا بیدفاع بودند و امنیت نداشتند. ما شاهد کلونیهای معتادان متجاهر، مراکز مفاسد مختلف و آسیبهای اجتماعی جدی در بخشهایی از شهر تهران بودیم؛ از جنوب شهر گرفته تا حتی شمال آن. کافی است دره فرحزاد را مثال بزنم؛ جایی که در گذشته حتی در روز روشن هم امکان تردد امن در آن وجود نداشت، اما امروز به یک تفرجگاه امن برای خانوادهها تبدیل شده است.
امروز وقتی میگوییم مسیر سلامت ۴۶ کیلومتری ایجاد شده است، یعنی مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری در پارکهای تهران بهگونهای طراحی شدهاند که یک خانواده میتواند با امنیت کامل، بدون عبور از حتی یک تقاطع یا بزرگراه، پیادهروی یا دوچرخهسواری انجام دهد. دیدن چنین فضاهایی برای ما لذتبخش است.
در این دوره پروژههای بسیار بزرگی که سالها به بنبست خورده بود، بالاخره تعیینتکلیف شده است
یا وقتی میبینیم پروژههای بسیار بزرگی که سالها به بنبست خورده بود، بالاخره تعیینتکلیف شده است؛ ملکهایی که امکان تملک آنها وجود نداشت، مانند پادگان جی یا ورزشگاه تختی، امروز مشکلشان حل شده و پروژهها دوباره فعال شدهاند. نتیجه آن را هم در کاهش محسوس مشکلات ترافیکی شهر مشاهده میکنیم.
یکی دیگر از لحظات خوشایند برای ما زمانی است که میبینیم کودکان کار بهجای حضور در خیابانها و تبدیلشدن به ابزار سودجویی برخی افراد، امروز در حال تحصیل هستند و در کنار خانوادههای خود زندگی میکنند. دیدن این صحنهها واقعا دلگرمکننده است. از این لحظات امیدوارکننده بسیار زیاد است؛ از جمله وقتی میبینیم سهونیم میلیون نفر از شهروندان ما در طرح قهرمان شهر شرکت کردهاند، در ورزشهای محلی حضور دارند و حتی در میان آنها در همین سالها قهرمانان المپیکی نیز پرورش پیدا کردهاند. همه اینها واقعی، امیدوارکننده و خوشحالکننده است.
به عنوان جمله و حرف پایانی اگه صحبتی دارید، بفرمایید.
صادقی: اینکه امروز میبینیم شهرداری توانسته سامانهای راهاندازی کند که شهروندان احساس کنند خودشان شهردار محلهشان هستند، اتفاق بسیار ارزشمندی است. سامانه من شهردارم دقیقا همین معنا را القا میکند؛ یعنی منِ شهروند، وقتی در خانه نشستهام، میتوانم درباره محلهام تصمیم بگیرم، مسئلهاش را مطرح کنم و پیشنهاد بدهم که این موضوع در بودجه شهرداری تهران دیده شود. شهرداری هم برای این مسیر کارنامه مشخصی دارد و این مسئله واقعاً جای خوشحالی دارد.
امروز خوشحالکننده است که میبینیم در جشنهایی مثل «امامرضاییها»، این خود مردم هستند که به میدان میآیند. ما زیرساخت را فراهم میکنیم و مردم خودشان کاروانهای شادی راه میاندازند، موکبهای شادی برپا میکنند و فضای شهر را زنده میکنند. این صحنهها یادآور این حقیقت است که ما کشور امام رضایی هستیم و در سرزمینی زندگی میکنیم که با نام و یاد امام رضا(ع) نفس میکشیم. دیدن این جلوهها حقیقتاً امیدبخش و خوشحالکننده است.
منبع: جهان نیوز
انتهای پیام/