نقش فلسفه سیاسی در پیروزی و شکست انقلاب ها
خبرگزاری آنا - حجتالاسلام والمسلمین داود مهدویزادگان پژوهشگر علوم سیاسی: همواره این پرسش پیرامون نهضتهای معاصر ایران، از نهضت مشروطه تا نهضت ملی نفت و انقلاب اسلامی مطرح است که چرا برخی از آنها به هرج و مرج و دیکتاتوری ختم شدند و برخی دیگر به تاسیس نظام مردم سالار؟ ایران در نهضت مشروطیت بعد از غلبه غرب گراها و شهادت مرحوم شیخ فضل الله نوری ره قریب به دو دهه از ۱۲۸۷ تا ۱۳۰۴ در هرج و مرج فرو رفت و در نهایت به بر آمدن دیکتاتوری رضا خان میر پنج ختم شد. نهضت ملی نفت هم با کودتای آمریکایی صهیونی در ۲۸ مرداد سال ۳۲ شکست خورد. اما نهضت امام خمینی ره در سال ۵۷ موفق به برچیدن نظام شاهی/ استبدادی و تاسیس نظام مردم سالار دینی شد. پس از انقلاب هم فتنههای بزرگی از سوی جبهه برانداز و استکبار جهانی مانند جنگ تحمیلی و فتنه منافقین و فتنه ۸۸ و فتنه ۴۰۱ و جنگ دوازده روزه ۴۰۴ اتفاق افتاد ولی هیچیک از آنها منجر به هرج و مرج و روی کار آمدن دیکتاتوری و استبداد نشدند.
دلایل زیادی میتوان برای این مساله ذکر کرد. از جمله این دلایل عامل فلسفه و ایدئولوژی سیاسی است. هیچ انقلاب یا نهضت مردمی بدون برخورداری از فلسفه سیاسی پیروز نمیشود. هر انقلابی به عقلانیت سیاسی روشنی نیاز دارد تا برای مردم معلوم کند که چه چیزی را نمیخواهد و چه چیزی را میخواهند. چنین عقلانیتی فلسفی است. دانشی که نیاز فلسفی انقلابها را تأمین میکند، فلسفه سیاسی است. نهضت مردمی که در فقر فلسفه سیاسی به سر میبرد قادر به پیش برد اهداف خود نیست و به فرجام نمیرسد. در مقابل، انقلابی که فلسفه سیاسی منسجم و روشنی دارد و از قدرت بسیج کنندگی بالایی برخوردار است به فرجام میرسد. نهضتهای مشروطه و ملی شدن نفت گرفتار فقر فلسفه سیاسی بودند و در نتیجه موفق به برپایی نظام مردم سالار نشدند. بخلاف انقلاب اسلامی که از فلسفه سیاسی قوی و روشنی برخوردار بود و پیروز شد.
واقعیت این است که رهبران مشروطه آگاهی روشنی از ایدئولوژی مشروطیت نداشتند. چنانکه سید محمد طباطبایی چنین گواهی داده است که: «ما مشروطیت را که خودمان ندیده بودیم. ولی آنچه شنیده بودیم، و آنهایی که ممالک مشروطه را دیده به ما گفتند مشروطیت موجب امنیت و آبادی مملکت است. ما هم شوق و عشقی حاصل نموده، تا ترتیب مشروطیت را در این مملکت برقرار نمودیم» (آدمیت فریدون، ۱۳۸۷، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران: ۲۲۶). این جمله مرحوم طباطبایی ره بیانگر آن است که از جانب جریان منور الفکر مکتوبات فلسفی در باب سیاسیت تولید نشده بود بلکه به شنیدهها و دیدهها بسنده میکردند. آنقدر که ملایان مقارن با نهضت مشروطه مشغول نگارش رساله فلسفی در باب حکومت مطلوب بودند روشنفکران غربگرا چنین دغدغهای را نداشتند. همه رسالههای سیاسی که دکتر غلامحسین زرگری نژاد در کتاب «رسایل مشروطیت» (۱۸ رساله) گرد آوری کرده است به قلم علمای دین بوده است. چنانکه بحران فقر فلسفه سیاسی روشنفکری ایران تا به امروز بر قرار است و آنها را در کنشگری سیاسی اصیل نا کام گذاشته است.
اما فلسفه و ایدئولوژی اسلام سیاسی مبتنی بر اصل مترقی ولایت فقیه نیاز فلسفی انقلاب اسلامی را کاملا رفع کرده بود و در نتیجه این نهضت مردمی نه فقط موفق رژیم ستم شاهی پهلوی را سرنگون ساخت بلکه موفق به تاسیس نظام سیاسی مردم سالار شد؛ و این نشانهی قوام و جامعیت فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی است. زیرا هر فلسفه سیاسی قادر به تاسیس نظام سیاسی نیست. چنانکه گفته شد علما و اندیشمندان دینی از همان زمان آغاز نهضت مشروطیت همزمان با کنش گری سیاسی مشغول اندیشه ورزیهای سیاسی بودند. کتاب ارزشمند تنبیه الامه و تنزیه الملّه مرحوم میرزای نایینی ره و کتاب شذّرات المعارف مرحوم آیت الله شاه آبادی ره نمونهای از متون فلسفی علمای دین در باب سیاست است. یکی از دغدغههای اصلی بزرگانی، چون مرحوم علامه طباطبایی ره و استاد شهید مرتضی مطهری ره پرداختن به موضوع جامعه و سیاست است و در این زمینه آثار ماندگار و تاثیر گذاری را بر جای گذاشتند.
اما نقطه اوج این آثار سیاسی کتاب شریف فقهی/ فلسفی ولایت فقیه امام خمینی ره است که اساس ایدئولوژی سیاسی انقلاب اسلامی مبتنی بر آن است و همچنان اثر گذار در اندیشه نظام اسلامی است. جمهوری اسلامی با تکیه بر ایدئولوژی اسلام سیاسی مبتنی بر آموزه ولایت فقیه است که امروز به قدرت نوظهور جهانی تبدیل شده است. ملت ایران مستند به این ایدئولوژی سیاسی است همچنان پای این انقلاب ایستاده است و همه ساله در روز ۲۲ بهمن پیروزی انقلاب را جشن میگیرند. این پایداری و وفاداری به دلیل غنای فکر فلسفی مردم ایران است.
انتهای پیام/