صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۵۹ | ۲۴ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |

۲۲ بهمن؛ پاسخ راهبردی ملت به پروژه «پایان ایران»

در حالی که رسانه‌های غربی با امیدی پنهان از «پایان پروژه ایران در منطقه» سخن می‌گویند، خیابان‌های مملو از جمعیت در ۲۲ بهمن نشان داد که ایران نه پروژه‌ای برای پایان یافتن، بلکه حقیقتی تاریخی و تمدنی برای ماندن است. حضور میلیونی مردم در سالگرد انقلاب، پاسخی بود به گمانه‌زنی‌هایی که قدرت ایران را صرفاً در جغرافیای نفوذ می‌جستند، بی‌آنکه دریابند ریشه اصلی این نفوذ، در اراده مردمی نهفته است که چهار دهه تحریم و تهدید نتوانسته آن را خم کند.
کد خبر : 1032645

به گزارش خبرگزاری آنا، در روز‌هایی که اتاق‌های فکر غربی و رسانه‌های همسو با آنها با شدت بی‌سابقه‌ای از «پایان پروژه ایران در منطقه» سخن می‌گویند، خیابان‌های ایران در ۲۲ بهمن صحنه بازتولید یک واقعیت تاریخی شد: ایران نه پروژه است و نه قابل جمع شدن در میز تحلیل دشمن. حضور میلیونی مردم در چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، صرفاً یک مناسبت آیینی نبود، بلکه یک کنش سیاسی-تمدنی در برابر راهبرد فشار حداکثری، جنگ شناختی و سناریوی فروپاشی بود.

این روزها برخی رسانه‌ها که با زبانی به ظاهر تحلیلی از «تآکل نفوذ ایران» و «احتمال پایان پروژه منطقه‌ای جمهوری اسلامی» سخن می‌گوید، در واقع بازتاب‌دهنده آرزو‌های مزمنی است که بیش از چهار دهه است در واشنگتن، تل‌آویو و برخی پایتخت‌های عربی بازتولید می‌شود. آرزو‌هایی که هر بار، با واقعیت میدانی ایران و منطقه، دچار شکست راهبردی شده‌اند.

این رسانه‌ها تلاش می‌کنند پروژه ایران را صرفاً محصول «ایدئولوژی انقلابی پس از ۱۹۷۹» معرفی کند و آن را به مجموعه‌ای از ابزار‌ها و تاکتیک‌ها فروبکاهد؛ حال آنکه قدرت ایران، پیش و بیش از آنکه بر ابزار‌ها متکی باشد، بر جامعه، هویت و پیوند دولت-ملت استوار است؛ همان پیوندی که در ۲۲ بهمن بار دیگر خود را به رخ کشید.

از این منظر، ۲۲ بهمن امسال را باید رفراندومی غیررسمی علیه روایت‌هایی دانست که از «ایرانِ در آستانه فروپاشی» سخن می‌گویند. مردمی که زیر شدیدترین تحریم‌های اقتصادی، جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای، همچنان به صحنه می‌آیند، پیام روشنی دارند: مسئله ایران، صرفاً سیاست خارجی یا نفوذ منطقه‌ای نیست؛ مسئله، موجودیت مستقل یک ملت است.

پروژه ایران؛ ریشه‌دارتر از آنکه با فشار فروبپاشد

این تحلیل‌ها شاید گاها به ریشه‌های تاریخی، ژئوپلیتیکی و امنیتی رفتار ایران اشاره می‌کنند، اما عمداً از یک متغیر کلیدی غفلت دارند: پشتوانه مردمی به مثابه مؤلفه قدرت سخت و نرم توأمان. ایران، برخلاف بسیاری از بازیگران منطقه‌ای، صرفاً با پول، مزدور یا ائتلاف‌های موقت نفوذ نمی‌سازد؛ بلکه با روایت، هویت و مقاومت شبکه‌ای عمل می‌کند.

ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، امروز بیش از هر زمان دیگری، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که مهار ایران بدون ضربه به «مردم و درون ایران» ممکن نیست. از همین رو، فشار اقتصادی، تحریم‌های فلج‌کننده، جنگ ادراکی و تحریک نارضایتی اجتماعی در دستور کار قرار گرفته است. اما ۲۲ بهمن نشان داد که شکاف مورد انتظار دشمن، به انسجام بدل شده است.

دشمن معتقد است که در صورت سقوط یا تضعیف نظام، ایران ناگزیر به تمرکز بر داخل خواهد شد و از نقش منطقه‌ای دست می‌کشد. این گزاره، بیش از آنکه تحلیل باشد، آرزواندیشی سیاسی است. تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد که هرگاه فشار خارجی افزایش یافته، پیوند «امنیت ملی» و «عمق راهبردی» تقویت شده است، نه تضعیف.

از سوی دیگر، طرح ادعای «کاهش نفوذ ایران پس از طوفان الاقصی» نادیده گرفتن واقعیت میدانی است. آنچه پس از طوفان الاقصی تغییر کرد، نه پایان نفوذ ایران، بلکه ورود معادله مقاومت به مرحله‌ای جدید و پرهزینه‌تر برای دشمن بود؛ مرحله‌ای که آمریکا و اسرائیل را در وضعیت فرسایشی و تدافعی قرار داده است.

۲۲ بهمن؛ قلب تپنده عمق راهبردی ایران

یکی از خطا‌های تحلیلی رایج در رسانه‌های غربی و عربی این است که عمق راهبردی ایران را صرفاً در «بغداد، دمشق، بیروت و صنعا» جست‌و‌جو می‌کنند؛ حال آنکه مهم‌ترین عمق راهبردی ایران، در تهران، مشهد، تبریز، اهواز و روستا‌های دورافتاده‌ای است که مردمش در ۲۲ بهمن به خیابان آمدند.

حضور میلیونی مردم، پیام مستقیمی به طراحان سناریوی حمله نظامی داشت: ایرانِ متکی به مردم، ایرانِ قابل حمله نیست. هرگونه محاسبه نظامی، زمانی معتبر است که از همراهی یا بی‌تفاوتی جامعه هدف اطمینان داشته باشد؛ چیزی که در مورد ایران، دست‌کم در بزنگاه‌های تاریخی، بار‌ها نقض شده است.

این حضور، همچنین پاسخی بود به روایت‌هایی که نارضایتی اقتصادی را معادل فروپاشی سیاسی می‌دانند. تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده که مطالبه اقتصادی، الزاماً به معنای واگرایی هویتی نیست. مردم ممکن است منتقد باشند، معترض باشند، اما در بزنگاه «ایران یا بی‌ثباتی»، انتخاب خود را کرده‌اند.

از این منظر، ۲۲ بهمن را باید مکمل میدانی سیاست منطقه‌ای ایران دانست. دشمنان ایران، زمانی می‌توانند از «پایان پروژه ایران» سخن بگویند که خیابان‌های ایران خالی باشد؛ نه زمانی که میلیون‌ها نفر، همزمان، روایت استقلال و مقاومت را بازتولید می‌کنند.

آینده پروژه ایران فراتر از محاسبات دشمن

حتی در سناریوی‌های پرهزینه، پروژه ایران به پایان نمی‌رسد، بلکه تغییر شکل می‌دهد. جمهوری اسلامی نشان داده که در تطبیق با شرایط جدید، بازتعریف ابزار‌ها و اولویت‌ها، توانمند است؛ اما از اصول بنیادین خود عقب‌نشینی نمی‌کند.

آمریکا و اسرائیل ممکن است میان «جنگ»، «فشار» و «مذاکره تحمیلی» در نوسان باشند، اما یک واقعیت تغییرناپذیر است: ایرانِ برخوردار از پشتوانه مردمی، بازیگری حذف‌ناشدنی در معادلات منطقه‌ای است. این همان واقعیتی است که ۲۲ بهمن، آن را از سطح تحلیل به سطح تصویر زنده منتقل کرد.

در نهایت، باید گفت پروژه‌ای که به پایان نزدیک شده، نه «پروژه ایران»، بلکه پروژه مهار ایران بدون هزینه برای غرب است. هزینه‌ها افزایش یافته، معادلات پیچیده‌تر شده و جامعه ایرانی، علی‌رغم فشارها، همچنان در بزنگاه‌ها، سمت استقلال می‌ایستد؛ و ۲۲ بهمن، بیش از هر بیانیه دیپلماتیک یا مانور نظامی، این پیام را مخابره کرد:

ایران، نه با تحریم فرو می‌ریزد، نه با تهدید متوقف می‌شود؛ چون هنوز مردمش در صحنه‌اند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha