صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۷:۴۲ | ۲۳ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |

بذر منازعات آینده در ناتو 

پرونده گرینلند به یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف میان آمریکا و اروپا در ناتو تبدیل شده و نشانه‌هایی از تعمیق شکاف در روابط درون‌آتلانتیکی را آشکار کرده است؛ اختلافی که می‌تواند بذر منازعات آینده در این ائتلاف نظامی باشد.
کد خبر : 1032593

به گزارش خبرنگار گروه بین الملل خبرگزاری آنا،  پرونده گرینلند، بیش از آنکه یک اختلاف ژئوپلیتیکی حاشیه‌ای باشد، امروز به نماد آشکار بحران در روابط درون‌آتلانتیکی تبدیل شده است. تلاش‌های دبیرکل ناتو و برخی پایتخت‌های اروپایی برای عادی‌سازی این مسئله و فروکاستن آن به یک سوءتفاهم سیاسی، نه‌تنها به نتیجه نرسیده، بلکه شکاف میان آمریکا و اروپا را عمیق‌تر کرده است. اصرار واشنگتن بر «بسته شدن» این پرونده، معنایی دارد که برای اعضای ناتو چندان خوشایند نیست.

دونالد ترامپ، جی‌دی ونس و مارکو روبیو صراحتاً بر این باورند که موضوع گرینلند باید هرچه سریع‌تر از دستور کار خارج شود. اما آنچه آنان از «بستن پرونده» مراد می‌کنند، نه حل‌وفصل دیپلماتیک، بلکه تحمیل قرائت آمریکایی از امنیت، حاکمیت و منافع راهبردی است. از نگاه واشنگتن، گرینلند صرفاً یک قلمرو خودمختار وابسته به دانمارک نیست، بلکه قطعه‌ای کلیدی در پازل مهار چین، روسیه و کنترل مسیر‌های نوظهور قطب شمال است؛ پازلی که آمریکا خود را تنها طراح و داور آن می‌داند.

در مقابل، اروپا با واقعیتی تلخ مواجه شده است: ناتو، که قرار بود سازوکار هماهنگی و تصمیم‌سازی جمعی باشد، عملاً به ابزاری برای پوشاندن شکاف‌ها و نه حل آنها تبدیل شده است. تاکتیک لاپوشانی مسئله گرینلند توسط دبیرکل ناتو و برخی دولت‌های اروپایی، تلاشی برای جلوگیری از علنی شدن یک اختلاف بنیادین بود؛ اختلافی که ریشه در وابستگی مزمن اروپا به اراده سیاسی آمریکا دارد. اما این تاکتیک نیز شکست خورده است.

اصرار آمریکا بر تعیین تکلیف یک‌جانبه پرونده گرینلند، این پیام را به اروپا مخابره می‌کند که «استقلال راهبردی» بیش از آنکه یک راهبرد عملی باشد، به یک شعار مصرف داخلی تبدیل شده است. کشور‌های اروپایی، به‌ویژه اعضای ناتو، در موقعیتی قرار گرفته‌اند که نه توان مخالفت آشکار با واشنگتن را دارند و نه می‌توانند تبعات پذیرش کامل خواست آمریکا را برای افکار عمومی خود توضیح دهند. این وضعیت، نوعی بن‌بست سیاسی ایجاد کرده که بذر منازعات آینده را می‌کارد.

از منظر آمریکا، گرینلند یک پرونده امنیتی است؛ از منظر اروپا، آزمونی برای حفظ حداقلی از حاکمیت تصمیم‌گیری. همین تفاوت نگاه، منجر به شکل‌گیری تقابلی درون‌آتلانتیکی شده است که آثار آن محدود به قطب شمال نخواهد ماند. این شکاف، می‌تواند در آینده نزدیک در موضوعاتی، چون بودجه دفاعی ناتو، سیاست‌های انرژی، و حتی نحوه مواجهه با چین و روسیه بازتولید شود. نکته قابل‌توجه آن است که مواضع تند ترامپ و اطرافیانش در قبال گرینلند، صرفاً یک ژست سیاسی یا ابزار فشار مقطعی نیست.

این مواضع، بخشی از یک الگوی رفتاری ثابت در سیاست خارجی آمریکاست؛ الگویی که بر اساس آن، متحدان باید خود را با تعریف آمریکایی از امنیت تطبیق دهند، حتی اگر این تعریف با منافع ملی یا حساسیت‌های سیاسی آنها در تضاد باشد. در چنین چارچوبی، ناتو نه یک اتحاد برابر، بلکه یک ساختار نامتقارن تلقی می‌شود.
اروپا اکنون با این پرسش بنیادین روبه‌روست: آیا ناتو همچنان می‌تواند چارچوبی برای تأمین امنیت جمعی باشد، یا به‌تدریج به سازوکاری برای تثبیت برتری تصمیم‌گیری آمریکا تبدیل خواهد شد؟ پرونده گرینلند نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش، چندان امیدوارکننده نیست. سکوت یا انفعال اروپا در برابر فشار‌های واشنگتن، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه آمریکا را به پیشبرد مطالبات مشابه در آینده تشویق خواهد کرد.
در جمع‌بندی، گرینلند دیگر صرفاً نام یک جزیره یخی نیست؛ این پرونده به آینه‌ای از روابط واقعی درون ناتو تبدیل شده است.

شکاف میان آمریکا و اروپا، که سال‌ها با زبان دیپلماسی و بیانیه‌های مشترک پنهان می‌شد، اکنون آشکارتر از همیشه خود را نشان می‌دهد. اگر اروپا نتواند از این بحران به‌عنوان نقطه بازاندیشی در نقش و جایگاه خود استفاده کند، تقابل درون‌آتلانتیکی نه‌تنها تداوم خواهد یافت، بلکه به مولد منازعاتی عمیق‌تر و پرهزینه‌تر تبدیل خواهد شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha