صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۶:۵۹ | ۲۳ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |

معمای اورانیوم ۶۰ درصد و شکست ارزیابی‌های پنتاگون پس از عملیات چکش نیمه‌شب

شکست پروژه «چکش نیمه‌شب» در برابر لایه‌های حفاظتی ایران، پوچی گزینه‌های نظامی را ثابت کرد. سیاست هوشمندانه تهران در مدیریت پساجنگ و بقای ذخایر تحت نظارت آژانس، نشان‌دهنده شکست سنگر‌شکن‌های آمریکایی در برابر اراده ملی و استحکام ساختاری ایران است.
کد خبر : 1032586

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، عملیات موسوم به چکش نیمه‌شب که در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه توسط نیروی هوایی و دریایی آمریکا علیه فردو، نطنز و اصفهان انجام شد، با هدفی فراتر از یک مانور نظامی طراحی شده بود. ترامپ با تکیه بر گزارش‌های اولیه، این حملات را بسیار موفق توصیف کرد، اما اظهارات جدید مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان از یک واقعیت تلخ برای پنتاگون دارد.  

گروسی با صراحت از باور محکم آژانس به وجود ذخایر اورانیوم در سایت‌های زیرزمینی سخن می‌گوید؛ موضوعی که نشان‌دهنده ناکامی بمب‌های سنگرشکن در نفوذ به لایه‌های نهایی حفاظتی ایران است.

از منظر بازدارندگی، بقای ذخایر ۶۰ درصدی پس از یک حمله همه‌جانبه، به معنای شکست استراتژیک مهاجم است. اگر هدف از عملیات چکش نیمه‌شب، به صفر رساندن توان گریز هسته‌ای ایران بود، اکنون باید گفت که این هدف محقق نشده است. ایران با هوشمندی راهبردی، ذخایر حساس خود را به اعماقی منتقل کرده است که حتی سنگین‌ترین تجهیزات نفوذگر آمریکایی نیز تنها موفق به تخریب لایه‌های سطحی و تاسیسات جانبی آنها شده‌اند. این یعنی معماری دفاعی ایران، ضربه اول دشمن را جذب کرده، اما هسته سخت قدرت خود را حفظ نموده است.

موضع‌گیری عباس عراقچی مبنی بر عدم اطلاع از میزان دقیق ذخایر باقی‌مانده، یک حرکت هوشمندانه در شطرنج ابهام استراتژیک است. در دکترین امنیت ملی، لزومی ندارد که مدافع تمام برگ‌های خود را بلافاصله پس از نبرد رو کند. وقتی گروسی می‌گوید ایران از وجود بقای اورانیوم آگاه هستند، اما آن را علناً تایید نمی‌کنند، به لایه پیچیده‌ای از جنگ سرد اشاره دارد. ایران با حفظ این ابهام، طرف مقابل را در تعلیق نگاه می‌دارد.

این عدم تایید رسمی، مانع از آن می‌شود که دشمن ارزیابی دقیقی از خسارت داشته باشد. اگر ایران رسماً اعلام کند که ذخایرش سالم است، ممکن است بهانه برای موج دوم حملات ایجاد شود؛ و اگر اعلام کند که همه چیز نابود شده، بازدارندگی خود را از دست می‌دهد. بنابراین، سیاست "سکوت فعال" که عراقچی در پیش گرفته، مکملی برای بقای فیزیکی اورانیوم در اعماق فردو و نطنز است. این پازل نشان می‌دهد که ایران نه تنها در حوزه سخت‌افزاری، بلکه در مدیریت پساجنگ نیز فراتر از محاسبات واشنگتن عمل کرده است.

بازدارندگی متقابل؛ از فردو تا العدید

جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که تاسیسات هسته‌ای ایران دیگر اهدافی بی‌دفاع نیستند. حمله تلافی‌جویانه ایران به پایگاه العدید در قطر، درست پس از حملات آمریکا، توازن وحشت را بازسازی کرد. آمریکا متوجه شد که قیمت بمباران نطنز و فردو، ناامن شدن بزرگترین پایگاه‌هایش در منطقه است. همین موضوع باعث شد تا ترامپ بلافاصله پس از حمله به العدید، آتش‌بس اعلام کند.

اظهارات گروسی در فایننشال تایمز، در واقع تایید این واقعیت است که ایران با وجود تحمل خسارات شدید در بخش‌های فوقانی سایت‌ها، همچنان توانمندی خود را دارد. این بقای ساختاری، معنای پیروزی را تغییر داده است. در منطق امنیت ملی، اگر مدافع پس از سنگین‌ترین حملات، همچنان توان بازگشت به وضعیت پیش از بحران را داشته باشد، او پیروز میدان است. ایران ثابت کرد که غنی‌سازی ۶۰ درصدی نه یک عدد روی کاغذ، بلکه حقیقتی در عمق صخره‌های نفوذناپذیر است که با هیچ چکشی درهم نمی‌شکند.

بن‌بست اطلاعاتی واشنگتن

اعتراف گروسی به اینکه ۱۰۰ درصد مطمئن نیست، اما بر اساس منابع دیگر به این باور رسیده، نشان‌دهنده یک حفره اطلاعاتی بزرگ در دستگاه‌های جاسوسی غربی است. اگر ماهواره‌ها و پهپاد‌های پیشرفته آمریکا توانسته بودند انهدام ذخایر را تایید کنند، نیازی به گمانه‌زنی‌های مدیرکل آژانس نبود. این ابهام نشان می‌دهد که نیروگاه‌های مذکور به نوعی نقاط کور اطلاعاتی برای غرب تبدیل شده‌اند.

این وضعیت، ایران را در موضع برتر مذاکراتی قرار می‌دهد. واشنگتن اکنون می‌داند که حمله نظامی تنها هزینه سیاسی و نظامی بالایی به همراه داشته، بدون آنکه بتواند هدف نهایی یعنی نابودی دانش و ذخایر هسته‌ای را محقق کند. تداوم وجود اورانیوم ۶۰ درصد در ایران، بزرگترین کابوس برای دولتی است که تصور می‌کرد با یک عملیات هوایی کار را تمام کرده است.

فردو به دلیل جانمایی مناسب، عملاً از دسترس بمب‌های متعارف سنگرشکن خارج است. حتی عملیات چکش نیمه‌شب با تمام ابعاد گسترده‌اش، تنها توانسته است گلوگاه‌های ارتباطی را هدف قرار دهد.

در نهایت، نبرد خرداد ماه و پیامد‌های آن که امروز در کلام گروسی تجلی یافته، نشان می‌دهد که امنیت ملی ایران بر پایه استحکام درونی بنا شده است. صلح مسلح فعلی میان تهران و واشنگتن، برآمده از این درک است که ایران قوی یک واقعیت غیرقابل حذف است. هرگونه تلاش مجدد برای عملیات نظامی، تنها به تنش‌های وسیع‌تر منجر خواهد شد.

برپایه این گزارش پیش از این سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه عنوان کرده بود که من از رئیس آژانس پرسیدم آیا قانون یا پروتکل خاصی برای بازدید از سایت‌های هدف قرار گرفته دارید؟ گفت خیر، این موضوع بی‌سابقه است.  

عراقچی همچنین گفته بود: به رئیس آژانس گفتم قبل از بازدید باید پروتکلی باشد، چون موضوعات ایمنی و امنیتی مطرح است؛ بمب‌های عمل‌نکرده وجود دارد و مسائلی هست که باید بر سر آنها توافق کنیم و سپس بازرسی انجام شود. ما در این زمینه با آژانس در تماس هستیم.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha