صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۴:۲۵ | ۲۳ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
مسکن و قبوض نیمی از درآمد خانواده‌ها را می‌بلعد 

سیاه‌چاله هزینه‌های ثابت 

اعداد صامت بانک مرکزی امروز فریاد بلند یک جابجایی تمدنی هستند. وقتی مسکن و قبوض نیمی از درآمد را پیش از نیمه ماه می‌بلعند جامعه از فاز توسعه به صیانت از علائم حیاتی عقب‌نشینی می‌کند. این گزارش ریشه‌های پنهان آینده‌فروشی اجباری در خانواده‌های ایرانی را واکاوی می‌کند.
کد خبر : 1032562

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا، در تئوری‌های کلاسیک اقتصاد سیاسی درآمد فرد میان مصرف و پس‌انداز تقسیم می‌شود تا مطلوبیت حاصل گردد، اما بررسی ساختار بودجه خانوار در سال جاری نشان می‌دهد که مفهوم انتخاب اقتصادی برای بخش بزرگی از جامعه شهری معنای خود را از دست داده است. ما با پدیده‌ای رو‌به‌رو هستیم که می‌توان آن را مالیات زیستی نامید. هزینه مسکن و حداقل‌های خدماتی دیگر بخشی از انتخاب‌های ارادی نیستند بلکه هزینه‌هایی صلب و غیرقابل حذف‌اند که به مثابه یک ساختار تحمیلی دستمزد را پیش‌خور می‌کنند.

گزارش‌های میدانی حکایت از آن دارد که افزایش درآمد‌ها همواره چند گام عقب‌تر از تورم بخش مسکن حرکت می‌کند. این شکاف فزاینده خانواده‌ها را در یک تله محاسباتی گرفتار کرده است جایی که حتی با کار مضاعف تنها می‌توان ثبات خط فقر را حفظ کرد. وقتی بخش عمده درآمد صرف هزینه‌هایی می‌شود که نه می‌توان آنها را به تعویق انداخت و نه حذف کرد اقتصاد خانوار از حالت پویا به حالت انقباضی تغییر وضعیت می‌دهد. این وضعیت در بلندمدت منجر به انهدام قدرت خرید در سایر بخش‌های مولد اقتصاد خواهد شد.

آینده‌فروشی در سیاه چاله مسکن

خطرناک‌ترین بخش این تصویر نه در سفره‌های کوچک شده بلکه در آینده‌های سوخته نهفته است. طبق اسناد توسعه سرمایه انسانی موتور محرک پیشرفت است، اما وقتی سهم آموزش و فرهنگ در سبد هزینه خانوار به ارقامی ناچیز میل می‌کند زنگ خطر برای دهه‌های آینده به صدا درآمده است. خانواده‌ای که تحت فشار اجاره‌بها قید خرید کتاب یا ثبت‌نام فرزند خود در کلاس‌های مهارتی را می‌زند در حال مصرف کردن ذخایر استراتژیک فردای کشور برای زنده ماندن در امروز است.

این صرفه‌جویی اجباری شکاف‌های طبقاتی را به شکلی ساختاری تثبیت می‌کند. طبقات کم‌درآمد عملاً از چرخه ارتقای طبقاتی بر پایه دانش و مهارت حذف می‌شوند چرا که تمام توان مالی آنها صرف حفظ علائم حیاتی شده است. این فرآیند فرسایش آرام، اما مداوم سرمایه انسانی است که هیچ شاخص کلان اقتصادی در لحظه قادر به ثبت عمق فاجعه آن نیست، اما خروجی آن در سال‌های آتی جامعه‌ای تهی از خلاقیت و تخصص‌های نوظهور خواهد بود.

پارادوکس بقا و مرگ انگیزه

تفاوت میان بقا و زندگی در امکان انتخاب و داشتن افق زمانی است. خانوار شهری امروز درگیر یک فشار اقتصادی خاموش است که به تدریج به یک عادت زیستی تبدیل می‌شود. حذف تفریح و چشم‌پوشی از سلامت روان نشانه‌های یک جامعه خسته است. این خستگی مزمن باعث می‌شود که پویایی از محیط‌های کاری رخت بربندد. وقتی تمام توان ذهنی نان‌آور خانه صرف تراز کردن بیلان مالی در پایان ماه آن هم فقط برای پرداخت قبوض می‌شود دیگر مجالی برای خلاقیت یا امیدواری باقی نمی‌ماند.

سیاست‌گذاران باید بفهمند که کنترل تورم روی کاغذ بدون کاهش بار هزینه‌های ثابت زندگی تاثیری در بهبود حال عمومی جامعه نخواهد داشت. جامعه‌ای که میان اجبار به بقا و تمایل به زندگی به شکلی بی‌صدا گزینه اول را زیر فشار ساختاری انتخاب کرده در درازمدت دچار فروپاشی انگیزشی خواهد شد. این سقوط انگیزه مستقیم بر بهره‌وری ملی اثر گذاشته و نرخ رشد اقتصادی را در سطوح پایین قفل می‌کند.

عادی‌سازی محرومیت در بروکراسی

یکی از وجوه تلخ این واقعیت عادی شدن محرومیت است. در حالی که رسانه‌ها معمولاً به دنبال شوک‌های قیمتی بزرگ هستند آنچه امروز در حال رخ دادن است یک تخریب تدریجی و بی‌صداست. خانواده‌ها به مرور زمان استاندارد‌های زندگی خود را پایین می‌آورند و به سطحی از گذران عمر رضایت می‌دهند که تنها کارکرد آن حفظ بقا است. این فشار مداوم پیوند میان تلاش و پاداش را در ذهن نسل جوان می‌سوزاند.

اگر کار کردن تخصصی و شبانه‌روزی تنها برای پرداخت اجاره و قبوض باشد انگیزه برای بهره‌وری ملی به شدت سقوط خواهد کرد. اقتصاد ایران در سال‌های پیش رو بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در سهم هزینه‌های عمومی و مسکن است تا فضا برای تنفس بخش‌های کیفی زندگی باز شود. عادی‌سازی محرومیت سم مهلکی برای امنیت ملی است چرا که پیوند عاطفی بدنه مولد جامعه را با ساختار‌های توسعه‌ای سست می‌کند.

مسیر پیش‌رو برای خروج از تله

برای خروج از این سیاه چاله دولت باید از رویکرد حمایت‌های نقدی خرد به سمت مدیریت هزینه‌های ثابت حرکت کند. اولین گام فعال‌سازی واقعی پیشران‌های تولید مسکن برای شکستن کمر تورم در این بخش است. دومین ضرورت ایجاد چتر حمایتی در بخش خدمات عمومی است تا امکان بازگشت سهم آموزش و فرهنگ به سبد هزینه فراهم شود. صیانت از سرمایه انسانی بدون کاهش بار هزینه‌های زیستی ممکن نیست. اگر فضای تنفس برای طبقه متوسط باز نشود اقتصاد ایران در تله رکود تورمی ماندگار خواهد شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha