روایت وحدت اقوام با نوای عاشیقی/ موسیقی عاشیقی از دل مردم می آید و با مردم زنده می ماند
فرامرز گلزارفرد، سرپرست گروه موسیقی «آذربایجان عاشیقلار راهاب»، درباره حضور در جشنواره موسیقی فجر در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری آنا گفت: این نهمین دورهای است که بهعنوان سرپرست گروه در جشنواره حضور دارم و در چندین دوره دیگر نیز بهعنوان نوازنده شرکت کردهام.
وی درباره رپرتوار اجرایی گروه در جشنواره گفت: برای این اجرا مجموعهای از ملودیها را انتخاب کردیم؛ بخشی از آنها ملودیهای فولک و مردمی مانند «لالهله» و «کوچللر» بود و چند قطعه نیز متناسب با فضای امروز، بهویژه حالوهوای ۲۲ بهمن، تنظیم شد که در شعر آن از شمال، جنوب، شرق و غرب نام برده میشود و در اصل اشارهای به وحدت اقوام دارد. امیدواریم همه اقشار مردم، ترک و لر و عرب و فارس، در کنار هم باشند.
معرفی اعضای گروه و سازها
گلزارفرد درباره اعضای گروه افزود: عاشیق پیشکسوت و از استادان بنام آذربایجان، عاشیق نوروز چمنی، نوازنده ساز قوپوز و خواننده هستند. عباس رسولزاده نیز خوانندگی را بر عهده دارد. من نوازنده بالابان هستم و در بخش سازهای کوبهای نیز مرتضی مرشدی (دایره)، امیرحسن ستاری (گشا نقاره) و فرهاد صفیزاده (نقاره) ریتمها را مینوازند.
تفاوت موسیقی عاشیقی با موسیقی مقامی آذربایجان
وی با اشاره به پیشینه این موسیقی توضیح داد: موسیقی عاشیقلار بسیار قدیمی و ریشهدار است و بهطور کلی موسیقی آذربایجان به دو بخش «موسیقی مقامی» و «موسیقی عاشیقی» تقسیم میشود. در موسیقی مقامی سازهایی مانند تار، گارمون و کمانچه حضور دارند، اما در موسیقی عاشیقی سازهای اصلی بالابان، قوپوز و دایره هستند که بعدها نقاره نیز به آن افزوده شده است. هم سبک اجرا و هم جنس سازها در این دو شاخه متفاوت است.
جایگاه موسیقی عاشیقی در میان مردم
این هنرمند درباره میزان رواج این موسیقی گفت: میتوانم با اطمینان بگویم که اگر نخستین نباشیم، جزو بالاترین جریانهای زنده موسیقایی در آذربایجان هستیم؛ چراکه مردم همچنان از موسیقی عاشیقی و سنتی حمایت میکنند و به آن گوش میدهند. این موسیقی هنوز در مجالس شادی، عروسیها و جشنوارهها حضوری پررنگ دارد.
تجربه حضور در جشنوارههای تخصصی عاشیقی
گلزارفرد با اشاره به جشنوارههای تخصصی این حوزه بیان کرد: سال ۱۳۹۱ در جشنواره موسیقی عاشیقی مقامی آذربایجان در تبریز، در بخش ساز بالابان شرکت کردم و رتبه نخست را به دست آوردم. تبریز هر چند سال یکبار مسابقات سراسری برگزار میکند که در آن هم جوانها و هم پیشکسوتان، بهصورت رقابتی و غیررقابتی حضور مییابند و این اتفاق نقش مهمی در حفظ موسیقی آذربایجان دارد.
تفاوت مکتب آذربایجان با موسیقی استانبولی
وی درباره تفاوت این مکتب با موسیقی ترکیه گفت: موسیقی آذری و استانبولی تفاوتهای زیادی با هم دارند. هرکدام سبک، نغمهها و ساختار خاص خود را دارند. موسیقی آذربایجان نیز خود به شاخههای عاشیقی، فولک و سنتی تقسیم میشود که هم سازهایشان متفاوت است و هم شیوه اجرا و بیان.
موسیقی؛ آینه تاریخ و زندگی مردم
گلزارفرد با تأکید بر خاستگاه مردمی این هنر اظهار کرد: موسیقی همیشه از دل مردم برمیآید. اگر بخواهید بدانید مردم یک منطقه چگونه زندگی میکردند و چه تاریخی داشتهاند، باید به موسیقی آنها مراجعه کنید. در آذربایجان، دستگاه «سهگاه» شناسنامه موسیقایی منطقه است و در آن روایت ظلمها، سختیها و اتفاقاتی که بر مردم گذشته، بازتاب پیدا میکند.
وی ادامه داد: بسیاری از نغمههای عاشیقی ریشه در لالایی مادران یا آوازهای حماسی دارند و حتی برخی ملودیهای فولکلور از زمزمههای چوپانان در کوهها شکل گرفتهاند؛ اینها همه از دل زندگی مردم برخاسته است.
مردم؛ نقطه قوت هر جشنواره موسیقی
سرپرست گروه «عاشیقلار راهاب» مهمترین نقطه قوت جشنواره را حضور مخاطبان دانست و گفت: اگر مردم نباشند، هیچ موسیقیای معنا ندارد. من همیشه از حضور مردم تشکر میکنم و دعایم این است که حالشان خوب باشد و لبخند بر لب داشته باشند.
نقش جوانان در تداوم موسیقی آذربایجان
وی افزود: موسیقی آذربایجان بهواسطه حضور و علاقه جوانان همچنان زنده و پررنگ مانده است. در تهران و تبریز مکتبها و آموزشگاههای بسیاری فعال هستند که پیشکسوتانی مانند آقای چمنی در آنها نغمهها و روایتها را به نسل جوان منتقل میکنند و این روند بسیار ارزشمند است.
نوآوری در کنار حفظ اصالت
گلزارفرد درباره نگاه نسل جدید به موسیقی گفت: نمیت نگاه نسل جدید به موسیقی گفت: نمی توان انکار کرد که جوانان به نوآوری و ساختارشکنی علاقه دارند اما می توان برایاین جریان مرزی تعریف کرد تا هم موسیقی سنتی آسیب نبیند و هم تازگی و خلاقیت شکل بگیرد. گاهی سازهای تلفیقی در کنار سازهای سنتی قرار می گیرند و آثار جدیدی تولید می شود درحالیکه موسیقی اصیل نیز حفظ می شود.
وی در پایان تأکرد کرد: مردم همان مولفه ای هستند که موسیقی را زنده نگه می دارند ایرانی ها هنرمند بوده اند و هنر در خونشان جریان دارد ممکن است در دوره هایی این موسیقی کم رنگ یا پررنگ شود اما ریشه دار است و با نسل جوان دوام خواهد یافت.
انتهای پیام/