پایان «گرهزنیهای استراتژیک» و باز شدن گره «موشک و انرژی هستهای»
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، هر مذاکرهای بر پایه مجموعهای از فرضیات شکل میگیرد، اما زمانی که این فرضیات با واقعیتهای روی زمین تضاد داشته باشند، نتیجهای جز بنبست حاصل نخواهد شد. در حالی که غرب تصور میکرد با گذشت زمان، قدرت چانهزنی تهران فرسوده میشود، واقعیتهای میدانی و پیشرفتهای فنی نشان داد که «زمان» برخلاف محاسبات کاخ سفید، به نفع بازدارندگی ایران در حال گذر است.
خطای اول: توهم «سبد مشترک» موشک و اتم
بزرگترین خطای محاسباتی غرب در سالهای اخیر، اصرار بر گره زدن توان دفاعی ایران به پرونده هستهای بود. واشینگتن تصور میکرد میتواند با اهرم مذاکرات اتمی، دستاندازی به قدرت موشکی ایران را نیز کلید بزند. اما امروز تهران با قاطعیت این «تله استراتژیک» را در مسقط خنثی کرده است.
پیام روشن است: امنیت ملی معاملهکردنی نیست. عقبنشینی اجباری آمریکا از این مطالبه فرابرجامی، اولین نشانه از فروپاشی این خطای محاسباتی است؛ چرا که اکنون فهمیدهاند ورود به حوزههای نظامی، یعنی پایان همیشگی دیپلماسی.
خطای دوم: واگذاری «ریموت مذاکره» به تلآویو
دومین خطای راهبردی واشینگتن، بازی در زمین رژیم صهیونیستی است. اعتماد به آدرسهای غلط نتانیاهو و تعیین ضربالاجلهای نمایشی، تنها باعث غلیظتر شدن فعالیتهای هستهای ایران و کاهش نظارتها شده است.
غرب باید درک کند که منافع ملی آمریکا لزوماً از مسیر جنون نظامی اسرائیل نمیگذرد. اگر واشینگتن همچنان بخواهد بر اساس «نقشههای خیالی» تلآویو پشت میز بنشیند، مسقط به جای ایستگاه تفاهم، به نقطه پرتاب تنشهای جدید در منطقه تبدیل خواهد شد.
خطای سوم: نادیده گرفتن بلوغ امنیتی منطقه
غرب مدتهاست که بر روی شکاف میان ایران و همسایگانش حساب باز کرده، اما واقعیت امروز مسقط، نشاندهنده یک «بلوغ عقلانی» در کشورهای منطقه است. همسایگان ایران دریافتهاند که امنیت با حضور قدرتهای فرامنطقهای تامین نمیشود. خطای محاسباتی غرب در اینجا بود که تصور میکرد میتواند با «ایرانهراسی»، یک بلوک نظامی علیه تهران بسازد؛ اما اکنون حتی میانجیگران منطقهای نیز به این نتیجه رسیدهاند که حل مسئله ایران، تنها از طریق به رسمیت شناختن حقوق ملی آن و خروج از ذهنیت «زبان زور» امکانپذیر است.
انتهای پیام/