صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۳۹ | ۲۲ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
ایران حاضر |

انقلاب اسلامی و ابطال نظریه «استثناگرایی غرب» 

راهپیمایی ۲۲ بهمن در بهمن ۱۴۰۴، فراتر از یک رخداد سیاسی، مظهر «فتح بزرگ» در ساحت استعمارزدایی ذهنی است. در حالی که ماشین فرهنگی غرب با استفاده از «اغوا، ارعاب و تحقیر» درصدد تسخیر ناخودآگاه ملت‌ها و ایجاد «قابلیت استعمار» است، انقلاب اسلامی با ارائه الگوی «استقلال ملی»، دایره بسته مرکز-پیرامون را درهم شکسته است. 
کد خبر : 1032284

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، نظریه‌پردازانی، چون «سندیو هیرا» معتقدند استعمار در مراحل پیشرفته خود حتی «خدا و دین» را نیز مستعمره می‌کند تا از آنها آیینی برای سلطه بسازد. در این چارچوب، انقلاب اسلامی ایران پیش از آنکه انقلابی علیه یک رژیم سیاسی باشد، انقلابی علیه «استعمار ذهنی و مجازی» بود. امام خمینی (ره) با دمیدن روح خودباوری، بیداری ملی را از لایه‌های زیرین ناخودآگاه جامعه به سطح خودآگاهی آورد. این هجرت عظیم، ایران را از بن‌بست «توسعه وابسته» خارج کرد و الگویی برای بیداری منطقه‌ای و جهانی شد که در آن، ملت‌ها دیگر خود را «پیرامونِ» مرکزیت غرب تعریف نمی‌کنند.

شکست ماشین «خون‌شویی» فرهنگی و هژمونی خشونت

ادوارد سعید در «شرق‌شناسی» به درستی اشاره می‌کند که غرب از طریق روایت و رمان، دست به «خون‌شویی» می‌زند تا جنایات تاریخی خود در آفریقا، هند و فیلیپین را پشت نقاب حقوق بشر پنهان کند. هدف این ساختار، تسخیر ناخودآگاه ملی کشورهاست؛ جایی که نوآوری تعطیل و پذیرش سلطه، خودکار می‌شود. انقلاب اسلامی با افشای این دیستوپیا (ویران‌شهر) غربی، نشان داد که استعمار قبل از غارت منابع سرزمینی، باید «ذهن بازنده» تولید کند. مالک بن نبی این پدیده را «قابلیت استعمار» می‌نامد. ملت ایران با ایستادگی در برابر این فرآیند، اجازه نداد سرزمینش به زمین سوخته چپاول تبدیل شود و با شکستن اتمسفر «ترس و تحقیر»، خودآگاهی ملی را جایگزین نظام‌واره استعماری کرد.

بازگشت غرب به استعمار کهنه و گذار به نظم مرکز-مرکز

ملاحظه راهبردی در سال ۱۴۰۴ این است که غرب به دلیل هراس از قدرت‌یافتن ایران در نظم نوین بین‌المللی، بار دیگر به ابزار‌های «استعمار کهنه» (زور نظامی و جنگ سرزمینی) در کنار «استعمار فرانو» روی آورده است. علت اصلی این تغییر رویکرد، تبدیل شدن ایران از یک کشور حاشیه‌ای به یک جریان «مرکز-مرکز» است. ایران مستقل و مقتدر، امروز برهم‌زننده معادلات استعماری در غرب آسیا، آسیای میانه و قفقاز است. ایران‌ستیزی تاریخی که از اسکندر تا ترامپ تداوم یافته، نه ریشه در رفتار ایرانیان، بلکه ریشه در خوی استعماری غرب دارد که نمی‌تواند پایان نظریه «استثناگرایی» خود و برابرخواهی جهانی ملت‌ها را تحمل کند.

دال مرکزی استقلال؛ نویدبخش بیداری جهانی

در آستانه نیم‌قرن دوم انقلاب، نظریه «استقلال ملی» به عنوان دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی، تنها یک شعار داخلی نیست، بلکه یک «مدل قدرت‌یابی» برای تمام ملت‌های تحت ستم است. این الگو ثابت کرد که می‌توان با استقامت، سازوکار‌های سه‌گانه «اغوا، ارعاب و تحقیر» را بی‌اثر کرد. راهپیمایی ۲۲ بهمن مظهر این اراده آهنین است؛ جایی که ملت با تکیه بر حکمت و خودآگاهی، خط بطلانی بر استعمار ذهنی می‌کشد و نشان می‌دهد که نظم طبقاتی استعماری غرب در حال فروپاشی کامل است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha