فردا قرار خانوادگی داریم؛ چرا ۲۲ بهمن را با بچهها به راهپیمایی برویم؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا؛ وقتی شهر هنوز در سرمای زمستان نفس تازه میکند، خانوادههایی هستند که تصمیم میگیرند به جای ماندن در خانه، لباس گرم بپوشند، دست فرزندانشان را بگیرند و راه خیابان را در پیش بگیرند. آن هم برای یک قرار قدیمی که هر سال تکرار میشود: ۲۲ بهمن. قراری که برای بسیاری از خانوادهها یک تجربه مشترک است؛ تجربهای از با هم بودن، دیده شدن، و شریک شدن در سرنوشت یک کشور.
وقتی انقلاب از کتاب بیرون میآید و وارد زندگی میشود
برای بسیاری از پدر و مادرها، پرسش اصلی این نیست که «آیا فردا راهپیمایی برگزار میشود یا نه»، بلکه این است که «فرزندان ما فردا کجا باید باشند؟» پشت صفحه تلویزیون، در خانه یا در دل جمعیتی که تاریخ را به شکل زنده بازآفرینی میکند؟
سمیه، مادر دو کودک دبستانی میگوید: هر سال از چند روز قبل به بچههایش میگوید: «فردا جشن تولد ایرانه.» او توضیح میدهد: «من نمیخواهم بچهها فقط انقلاب را در کتابهای درسی ببینند. میخواهم لمسش کنند؛ صدایش را بشنوند، جمعیتش را ببینند، شادیاش را احساس کنند. وقتی بچه وسط مردم راه میرود و پرچم دستش است، انقلاب برایش از یک مفهوم به یک تجربه تبدیل میشود.» در این نگاه، خیابانها در ۲۲ بهمنماه کلاس درسی است که دیوار ندارد و معلمش خود مردماند.
مسئولیت اجتماعی باید دیده شود
رضا، کارمند ۴۳ ساله هر سال بچههایش را از سر باور با خودش میآورد. او در این زمینه میگوید: ما خیلی درباره آینده بچهها حرف میزنیم؛ درباره تحصیل، شغل، موفقیت. اما کمتر درباره مسئولیت اجتماعی حرف میزنیم. فردا بهترین فرصت است که بدون سخنرانی، بدون نصیحت، فقط با عمل نشان بدهیم مسئول بودن یعنی چه. در واقع وقتی کودک میبیند پدر و مادرش برای یک مسئله جمعی وقت میگذارند، ناخودآگاه یاد میگیرد که جامعه فقط مجموعهای از افراد نیست، بلکه یک خانواده بزرگتر است.
«بچهها» بازیگران اصلیاند
در هر راهپیمایی، پرچمهای کوچک دست کودکان کم نیست؛ پرچمهایی که گاهی بزرگتر از خودشان است. کودک شاید معنای دقیق شعارها را نداند، اما چیزی مهمتر را میفهمد: اینکه در یک اتفاق بزرگ شریک است. در این میان مادری که نوزادش را در آغوش دارد، ابراز میدارد: شاید بچه من چیزی از این روز یادش نماند، اما من یادم میماند که اولین بار، او در آغوش من، وسط مردم، در کنار خانوادهها حضور داشت. پس این حضور پیام دارد. پیامی ساده و عمیق: آینده جامعه، همین کودکانی هستند که امروز در کالسکهها، روی شانه پدرها و در دست مادرها راه میروند.
راهپیمایی؛ تمرین کنار هم بودن در دنیای پراکنده امروز
این در حالی است که در زندگی امروز، خانوادهها کمتر فرصت دارند کنار هم راه بروند، حرف بزنند و بدون عجله و بدون هدف اقتصادی یا کاری، فقط با هم باشند. ۲۲ بهمن، یکی از معدود روزهایی است که این امکان را فراهم میکند. مریم، دانشجوی ۲۱ ساله بیان میدارد: در سال شاید کمتر دور هم جمع شویم، اما ۲۲ بهمن همیشه کنار هم هستیم. این روز برای ما تنها یک مناسبت سیاسی نیست؛ یک خاطره خانوادگی است. چرا که در دل جمعیت، بچهها سؤال میپرسند، والدین توضیح میدهند، نسلها با هم حرف میزنند. همین گفتوگوهای ساده، پایههای پیوند خانوادگی را محکمتر میکند.
حضور خانوادگی، تصویر راهپیمایی را انسانیتر میکند
وقتی خانوادهها حضور دارند، راهپیمایی به یک صحنه اجتماعی کامل تبدیل میشود؛ صحنهای که در آن کودک، نوجوان، زن، مرد و سالمند کنار هم دیده میشوند. حجتالاسلام حسینی که همراه همسر و سه فرزندش هر سال شرکت میکند، میگوید: وقتی خانوادهها میآیند، پیام راهپیمایی تغییر میکند. این حضور یک نمایش از زندگی واقعی مردم است. یک حضور، آرام، اما محکم است. به تعبیر او، خانوادهها نشان میدهند که این مشارکت از دل زندگی مردم برخاسته، نه از هیجان زودگذر یا اجبار بیرونی.
۲۲ بهمن؛ از مناسبت تقویمی تا سنت خانوادگی
در این اثنا برای بسیاری از خانوادهها، ۲۲ بهمن شبیه شب یلدا، سیزدهبدر یا دید و بازدید عید است؛ روزی که از قبل برایش برنامهریزی میشود، لباس گرم آماده میشود، مسیر انتخاب میشود و خانوادهها با هم راه میافتند. یک جامعهشناس معتقد است که «وقتی یک رفتار سیاسی به رفتار خانوادگی تبدیل میشود، یعنی آن رفتار از سطح شعار عبور کرده و وارد سبک زندگی شده است.» بنابراین در چنین شرایطی، راهپیمایی بخشی از هویت اجتماعی خانوادهها است.
در نهایت اینکه فردا خیابانها به صحنهای تبدیل میشوند که خانوادهها در آن، آرام و بیادعا کنار هم میایستند و با حضورشان حرف میزنند. مادری که دست کودک را گرفته، پدری که فرزندش را روی شانه نشانده، نوجوانی که پرچم در دست دارد؛ همه این تصویرها کنار هم، روایتی زنده از پیوند خانواده و جامعه میسازد.
در واقع ۲۲ بهمن برای بسیاری یک تجربه مشترک است؛ تجربهای که از خانه آغاز میشود و به خیابان میرسد و از آنجا دوباره به خانه بازمیگردد، اما با چیزی بیشتر: حس تعلق، اعتماد و امید. پس فردا اگر کنار خانوادهتان راه بروید، فقط در یک راهپیمایی شرکت نکردهاید؛ بلکه سهمی از آینده را با فرزندانتان قسمت کردهاید؛ آیندهای که قرار است همین بچهها آن را زندگی کنند.
انتهای پیام/