از مهندسی جنگ تا رختشورخانه؛ نگاهی به «صفر بیست وچهار»
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، سریال «صفر بیست و چهار» به کارگردانی علیرضا محمدیروزبهانی، در نگاه نخست در امتداد سنت آثار دفاع مقدس تلویزیون قرار میگیرد؛ آثاری که سالهاست تلاش کردهاند روایت رسمی جنگ را در قالب درام بازسازی کنند، اما تفاوت این مجموعه، نه در بازگویی یک عملیات نظامی یا نمایش صحنههای نبرد، بلکه در جابهجایی نقطه کانونی روایت است؛ جابهجاییای که بیش از هر چیز خود را در فیلمنامه و انتخاب سوژه نشان میدهد. «صفر بیست و چهار» آگاهانه از خط مقدم فاصله میگیرد و دوربینش را به سمت پشت جبهه، به آدمهایی میچرخاند که در حافظه عمومی کمتر دیده شدهاند ولی در واقعیت تاریخی، نقشی تعیینکننده داشتهاند.
فیلمنامه سریال، بر ایده «قهرمانان گمنام» بنا شده است؛ افرادی که نه با اسلحه، بلکه با تخصص، تعهد و کار مداوم در مهندسی جنگ، پشتیبانی و تدارکات، امکان پیروزی را فراهم کردهاند. این انتخاب، از منظر ژانری و محتوایی، تلاشی است برای فاصله گرفتن از الگوی کلیشهای قهرمان جنگی؛ الگویی که معمولاً شجاعت را در لحظههای انفجار و درگیری خلاصه میکند.
«صفر بیست و چهار» قهرمانی را به فرآیندی فرسایشی و روزمره تبدیل میکند؛ به کاری شبانهروزی که خطا در آن میتواند سرنوشتساز باشد. همینجاست که عنوان سریال معنا پیدا میکند: «صفر بیست و چهار» نه یک ساعت مشخص، بلکه وضعیتی دائمی از مسئولیت و اضطراب است.
از منظر ساختار فیلمنامه، روایت بهصورت موازی میان چند خط داستانی پیش میرود؛ خطی که بر مهندسان و طراحان قایق عساکره متمرکز است و خطی که از خلال آن، زندگی زنان در پشت جبهه، بهویژه در رختشورخانه، به تصویر کشیده میشود. این دو خط، اگرچه از نظر مکانی و کارکردی متفاوتاند، اما در فیلمنامه بهدرستی به هم پیوند میخورند و یک ایده مرکزی را تقویت میکنند: جنگ، تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد، بلکه تمام مناسبات اجتماعی را درگیر میکند. تصمیم فیلمنامهنویسان برای برجستهکردن این پیوند، باعث شده سریال از یک روایت صرفاً تاریخی فراتر برود و به بازخوانی یک تجربه اجتماعی جمعی نزدیک شود.
شخصیت ریحانه، بهعنوان محور زنانه داستان، یکی از مهمترین ابزارهای فیلمنامه برای برقراری این پیوند است. او نه یک زن از پیشقهرمانشده، بلکه دختری است برخاسته از طبقه مرفه بازار که ناگهان در شرایطی کاملاً بیگانه با زیست قبلیاش قرار میگیرد.
نقطه قوت فیلمنامه در اینجاست که تحول شخصیت ریحانه را نه با شعار، بلکه از خلال تجربه زیسته نشان میدهد؛ تجربهای که از عشق آغاز میشود، اما به مسئولیت اجتماعی ختم میشود. ریحانه به جبهه نمیرود تا «قهرمان» شود، بلکه برای آرامکردن دل خود میرود و همین ناخواستهبودن، شخصیت او را باورپذیرتر میکند.
پرداخت رختشورخانه بهعنوان یکی از فضاهای مرکزی سریال، از جسورانهترین انتخابهای فیلمنامه است. این فضا، که در تاریخ شفاهی دفاع مقدس وجود داشته، اما کمتر وارد روایتهای نمایشی شده، امکان نمایش لایهای مغفول از واقعیت اجتماعی جنگ را فراهم میکند. زنان این رختشورخانه، نه نمادهای اسطورهای صبر، بلکه انسانهایی با ترس، دلتنگی، خستگی و در عین حال تعهد هستند.
فیلمنامه با دادن خردهداستان به هر یک از این شخصیتها، از تقلیل آنها به تیپهای کلیشهای پرهیز میکند و نشان میدهد که پشت هر «نقش پشتیبانی»، یک زندگی پرتنش جریان دارد.
یکی از نقاط قابلتوجه در فیلمنامه «صفر بیست و چهار»، تلاش برای تلفیق ایمان و عقلانیت است؛ مفهومی که اغلب در آثار مشابه یا به شعار تبدیل میشود یا بهطور کامل نادیده گرفته میشود. در این سریال، تصمیمگیریهای حیاتی نه صرفاً بر اساس احساسات انقلابی، بلکه با تکیه بر دانش فنی، محاسبه و برنامهریزی انجام میشود. این نگاه، تصویری واقعگرایانهتر از مدیریت بحران در شرایط جنگی ارائه میدهد و با واقعیت اجتماعی آن دوران همخوانی بیشتری دارد؛ دورانی که بسیاری از دستاوردها، حاصل ابتکار جوانانی بود که «با دست خالی»، اما با فکر و جسارت کار میکردند.
در عین حال، فیلمنامه بینقص نیست. گاه در برخی دیالوگها، بار پیاممحور اثر بیش از حد بر روایت سنگینی میکند و خطر نزدیکشدن به لحن خطابی را ایجاد میکند. با این حال، استفاده از مستندات کوتاه در پایان برخی قسمتها، تا حدی این خطر را خنثی میکند. این بخشها به مخاطب یادآوری میکنند که آنچه دیده، صرفاً زاییده تخیل نویسندگان نیست، بلکه ریشه در تاریخ شفاهی واقعی دارد. این انتخاب فرمی، سریال را به داکیودرام نزدیک میکند و به آن اعتبار اجتماعی بیشتری میبخشد.
نسبت «صفر بیست و چهار» با واقعیت اجتماعی، بیش از هر چیز در بازنمایی «جمعیبودن» دفاع مقدس معنا پیدا میکند. سریال بهدرستی نشان میدهد که جنگ، پروژهای ملی بوده که اصناف، خانوادهها، زنان و مردان عادی را درگیرکرده است. تأکید بر بنیان خ
انواده و نقش آن در تصمیمهای فردی شخصیتها، یکی دیگر از نقاط قوت فیلمنامه است؛ جایی که کنش قهرمانانه، نه در تقابل با خانواده، بلکه در دل آن شکل میگیرد.
در مجموع، «صفر بیست و چهار» را میتوان تلاشی جدی برای بازتعریف مفهوم قهرمانی در تلویزیون دانست. فیلمنامه این سریال، با تکیه بر واقعیتهای اجتماعی کمتر دیدهشده و فاصلهگرفتن از روایتهای مرسوم جنگی، توانسته تصویری انسانیتر و پیچیدهتر از دفاع مقدس ارائه دهد. هرچند گاه پیامزدگی به روایت آسیب میزند، اما جسارت در انتخاب سوژه و تمرکز بر پشت جبهه، «صفر بیست و چهار» را به اثری قابلتأمل در کارنامه سریالهای تاریخی ـ اجتماعی تلویزیون تبدیل کرده است؛ اثری که یادآوری میکند تاریخ، نه فقط در میدان نبرد، که در زندگی روزمره آدمهای گمنام ساخته میشود.
انتهای پیام/