افسانه آزادی در عصر پهلوی؛ روایت یک زندانی سیاسی از ساواک و سرکوب
گروه سیاسی خبرگزاری آنا- علی رحمانی:عمومی شدن پدیده نا آگاهی از تاریخ معاصر ایران به دلیل موج فزاینده اطلاعات غلط جاری در فضای مجازی و دوری گزیدن نسل جوان و فعال کشور از مطالعه کتاب به عنوان برجستهترین رسانه علوم انسانی از عواملی است که متأسفانه طیفی از جوانان نا آگاه را اغوا کرده تا سودای خام و خونین بازگشت رژیمی را در سر بپرورانند که یکی از مخوفترین دستگاههای امنیتی یعنی ساواک را در اختیار داشت. به همین دلیل به مناسبت دهه مبارک فجر ضمن گفت و شنودی با «محمود بازرگانی» زندانی سیاسی قبل از انقلاب و از بازداشت شدگان در کمیته مشترک ضدخرابکاری، به نقد افسانه پهلوی و ساواک پرداختیم.
بازرگانی ضمن تبریک دهه فجر گفت: در مورد آزادیهای سیاسی-اجتماعی دو تعریف وجود دارد مثلاً در کشورهای غربی، چون احزاب صاحب قدرت میشوند رقابتی بر سر قدرت بین احزاب شکل میگیرد. مثل حزب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا و یا حزب کارگر و محافظهکار در انگلستان، اما در کشورهای شرقی تعریف آزادی متفاوت است و معمولاً اگر حکومتهای استبدادی بر سر کار باشند آزادی از نگاه شخصی که در رأس هرم است تعریف میشود؛ بنابراین در دوران قبل از انقلاب برخی از آزادیهایی که دربار قائل به آن بود به مردم اعطا میشد.
مروری بر عملکرد سیاسی محمدرضا پهلوی از شهریور ۱۳۲۰ تا کودتای ۲۸ مرداد
این زندانی سیاسی سابق در ادامه افزود: محمدرضا شاه به دلیل تلاش برای جبران مافات دوران دیکتاتوری پدرش حزب توده را آزاد گذاشت. از طرفی مخالفینی مثل آیتالله کاشانی هم در این دوره ر احت صحبت میکردند. علت اعطای این آزادیها هم این بود که رضاخان یک حکومت اختناق ایجاد کرده بود و رژیم پهلوی قصد تطهیر آن و تثبیت حکومت محمدرضا شاه را داشت. در واقع در رژیم پهلوی آزادیها از دید پادشاه کشور تعریف میشد. وقتی این آزادیها داده شد بیگانگان در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۲۷ ش با ایجاد یک تیراندازی مصنوعی به شاه توسط آقای ناصر فخرآرایی به دنبال این بودند تا این آزادیها را جمع کردند.
ماهیت آزادیهای سیاسی- اجتماعی در دوره پهلوی
زندانی سابق کمیته مشترک ضدخرابکاری در مورد ماهیت آزادیهای اجتماعی دوره پهلوی گفت: مسئله دیگر این است که ما در مورد آزادیهای اجتماعی تعاریف گوناگونی داریم. ما آزادیهای اجتماعی گلچینشدهای در جامعه دوره پهلوی داشتیم کار به جایی رسید که حتی دختر شایسته انتخاب میکردند و شبهای شعر میگذاشتند. اما آزادی اجتماعی نظیر آزادی مطبوعات از دیدگاه سیاسیون وجود نداشت و بسیاری از پروندههای موجود در ساواک در مورد نویسندهها بود؛ بنابراین برای بررسی این مسئله باید آزادیهای سیاسی-اجتماعی را از دید حاکمان تعریف کنیم.
تشریح وضعیت احزاب سیاسی در دوره محمدرضا شاه
این مدرس دانشگاه با تشریح وضعیت احزاب سیاسی در دوره پهلوی گفت: در آن دوران ما سه حزب داشتیم حزب ملیون به رهبری اقبال، مردم به رهبری اسدالله علم و حزب ایران نوین به رهبری هویدا. همانطور که میدانید اسدالله علم یکی از ملاکین قائنات و قواد شاه بود. امیرعباس هویدا نیز فردی بهائی بود که از اسرائیل خط میگرفت. بین دو حزب ایران نوین و مردم رقابتی وجود داشت که توسط انگلیسیها ایجاد شده بود. این دو حزب تا سال ۱۳۵۳ ش فعال بودند. در این سال شاه که شاهد تقسیم شدن قدرت خود در جامعه بود اعلام کرد که مملکت باید زیر نظر پادشاه مشروطه اداره شود و بیشتر از یک حزب نباید در کشور فعال باشد که آن هم شامل حزب رستاخیز است. شاه در ادامه گفت: «هر کس نمیخواهد عضو این حزب شود گذرنامه بگیرد و از کشور خارج شود!»
زمانی که حزب رستاخیز رسمیت پیدا کرد اصطحکاک سیاسی بین هویدا و علم رفع نشد، اما اصطلاحا آزادیهایی به زنان و مطبوعات اعطا شد.
مقایسه آزادیهای سیاسی-اجتماعی در جمهوری اسلامی و رژیم شاه
این تاریخدان و پژوهشگر تاریخ در ادامه ضمن مقایسه آزادیهای سیاسی موجود در نظام جمهوری اسلامی و رژیم شاه افزود: در دوران رژیم شاه اگر از کسی یک اعلامیه سیاسی میگرفتند او را به زندان میانداختند. اگر از کسی یک کتاب سیاسی و یا رساله امام (ره) را میگرفتند؛ سه سال زندان داشت. اگر کسی فروشنده این گونه کتابها بود مدت زندانش بیشتر هم میشد؛ بنابراین باید بگویم آزادیهایی که الان در زمینه اجتماعی چه در زمینه مفسده و چه به صورت مثبت وجود دارد؛ قابل مقایسه با قبل نیست. شما الان در فضای مجازی به انواع و اقسام مطالب دسترسی دارید و تا زمانی که به وسیله سلاح با نظام جمهوری اسلامی معارضه نکنید، کسی با شما کاری ندارد، به نحوی که حتی اگر در جمعی علیه حکومت سخنرانی کنید باز هم مشکلی برای شما پیش نمیآید. آزادیهای اجتماعی نیز به همین نحو است.
حقیقت ساواک از زبان یک زندانی
این جامعهشناس و استاد دانشگاه با نگاهی علمی ضمن نقد شعار بازگشت ساواک توسط تعدادی از هواداران رژیم پهلوی و اپوزیسیون سلطنتطلب گفت: اولاً باید گفت کسانی که این شعار را میدهند؛ معمولاً ساواک را نمیشناسند و خیال میکنند که وظیفه ساواک صرفاً ایجاد امنیت در جامعه بوده است. آیا ساواک امنیت ایجاد میکرد! آیا اگر سه نفر در دانشگاه یا بازار و هیئت دور هم جمع میشدند و میخواستند با هم صحبت کنند دستگیر نمیشدند! پس این همه مخبر ساواک چه کار میکردند! به علاوه کارشناسانی که در خارج از کشور روی ساواک کار میکنند معتقدند که وجود ساواک باعث شد که کشور کمونیست نشود یعنی مهمترین نقش ساواک را مقابله با نفوذ حکومت شوروی میدانند. مسئله اینجا است که یک قشری در ساواک وجود داشت که میخواست به هر قیمتی فعالیت آزادیخواهان اعم از چپ و راست و مذهبی و... را سرکوب کند، زیرا همانطور که گفتم همه این گروهها در فعالیتهای آزادیخواهانه نقش داشتند، اما چون جامعه ایران مذهبی بود نقش گروههای مذهبی پر رنگتر بود. به علاوه کارویژه وزارت اطلاعات در جامعه کنونی مشخص است. بنده خودم به عینه دیدم که در ایام اغتشاشات نزدیک به ۱۵۰۰۰ نفر نزدیک میدان فردوسی تظاهرات کردند و، چون به اوضاع اقتصادی معترض بودند پلیس با آنها احوالپرسی میکرد. اما آیا زمانی که اینها به اموال مردم خسارت زدند ما باید بنشینیم و به آنها نگاه کنیم!
دور باطل تبلیغات عناصر خارجنشین ساواک
راوی موزه عبرت ایران در ادامه افزود: مسئله دیگر مصاحبهها و تبلیغات امثال پرویز ثابتی و سایر عناصر وابسته به ساواک در خارج از کشور است که مدعی هستند فعالان سیاسی مخالف رژیم شاه به دنبال مختل کردن اقتصاد رژیم شاه بودند. ما کجا با اقتصاد کار داشتیم؟! اقتصاد دوره شاه منحصر در ۳ الی ۴ درصد جامعه آن روز بود. به علاوه ما اصلاً حرف اقتصادی نمیزدیم. اما چون اپوزیسیون سلطنتطلب به دنبال احیای رژیم پهلوی است هر مسئلهای را در رژیم پهلوی خوب جلوه میدهد. به عنوان مثال میگویند اگر فردوست زنده بود سازمان بازرسی کل کشور بهتر با فساد مقابله میکرد. اما آیا الان با فسادها مقابله نمیشود! با این وجود در مواردی هم برخورد با فساد جدی نیست، زیرا طمع انسان وقتی به جایی برسد اقداماتی را انجام میدهد که برای ما مایه ننگ است. اما جوانان باید این را بدانند که وقتی به سوی نظام سنگ پرتاب میکنند، در نهایت بدون این که خود بدانند نوکر آمریکاییها میشوند. کسی هم که کوکتل مولوتف پرت میکند و جایی را آتش میزند جزو معترضین نیست.
علل افول و سقوط ساواک
بازرگانی در ادامه ضمن تبیین علل شکست امنیتی رژیم شاه در انقلاب اسلامی با وجود امکانات گسترده گفت: اولین علت این مسئله برخوردهای خشونتآمیز با عموم معترضین است، زیرا همه معترضین اسلحه نداشتند. میتوان گفت تمام کسانی که در انتخابات فرمایشی آن دوره شرکت نمیکردند و کسانی که کشاورزی آنها به وسیله واردات بیرویه نابود میشد؛ معترض بودند. اگر حساب کنیم میزان افراد معترض آن دوران شاید به اندازه دو سوم جمعیت ایران بود، اما کسی حق نفس کشیدن نداشت. اگر شما آمار مهاجرت روستاییان از روستا به شهر را ببینید متوجه میشوید که بسیار وحشتناک است. به علاوه مالکان اصلی کارخانهجات مهم کشور نیز بخش کوچکی از اعضای جامعه بودند. مثلاً برادران کاشانی مالکان کارخانه شهاب الکتریک بودند. طبق توافقی که قبلاً با حکومت پهلوی وجود داشت هر کارخانه تازه تأسیسی باید یک درصدی از سهام خود را به خانواده پهلوی میداد. در این صورت هر کاری دوست داشت میتوانست انجام دهد؛ بنابراین اولین عامل شکست امنیتی رژیم شاه شامل برخوردهای خشونتآمیز با مخالفان است.
مسئله بعدی ایجاد اختناق در جامعه بود. مطبوعاتی که در جامعه قلم میزدند نظیر آیندگان، سپید و سیاه و... وابسته به عوامل حکومت بودند. همچنین باید به موج دستگیری، شکنجه و کشتار توسط ساواک اشاره کنم. ما افرادی را داشتیم که حتی مبارز هم نبودند و تنها یک اعلامیه خوانده بودند، اما توسط ساواک شکنجه شده و در زندان به یک عالم بالفعل در زمینه مبارزه تبدیل شدند. نکته کلیدی دیگر غفلت ساواک نسبت به هوشیاری جامعه بود. ساواک خودش را خیلی مطلع به حساب میآورد، اما از تحرکات اجتماعی غافل بود. زمینه شکلگیری گروههای زیر زمینی هم این گونه اتفاق افتاد.
آمار بالای زندانیان جنبش فرهنگی وابسته به نهضت امام خمینی (ره)
محمود بازرگانی در پایان خاطرنشان کرد طبق آماری که من گرفتم به عنوان مثال از ۸۴۴۲ نفر نیروهای دستگیر شده در کمیته مشترک ضدخرابکاری، تعداد بازداشتیهای جنبشهای چریکی زیر ۱۵۰ نفر و بیشتر دستگیریها مربوط به اعضای جنبش فرهنگی است که هوادار امام راحل بودند، زیرا رژیم شاهنشاهی با آگاه شدن مشکل داشت. به عنوان مثال با وجود این که کتابهای کسانی، چون جلال آل احمد و صمد بهرنگی و حتی بسیاری از کتابهای کمونیستی صرفاً در قالب داستان بود؛ اما رژیم شاه از وجود این آثار نگران بود، چون میگفت مقدمه اسلحه دست گرفتن همین کتابها است. به عنوان مثال وقتی بازجو به خاطر خواندن و پخش اعلامیه مرا میزد پرسیدم «چرا شما باید من را که هنوز در دبیرستان مشغول تحصیل هستم و هیچ اسلحهای ندارم را به خاطر یک اعلامیه این همه کتک بزنید؟» بازجو در پاسخ من گفت «تو اعلامیه را بین تعدادی از افراد پخش میکنی و از درون این هسته مطالعاتی دو آدم مسلح بیرون میآید و ما با این مسئله مشکل داریم.»
انتهای پیام/