صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۴۹ | ۱۶ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |

جنگ با ایران مرز نمی‌شناسد؛ منطقه اولین قربانی است

جنگ اگر شروع شود، از یک دکمه در واشینگتن آغاز می‌شود، اما انفجارش زیر پای میزبانان پایگاه‌های آمریکا در منطقه است؛ جایی که امنیتِ اجاره‌ای، بهایش ناامنیِ حتمی است.
کد خبر : 1030742

به گزارش خبرگزاری آنا، امروز خاورمیانه نه در آستانه صلح پایدار، بلکه بر لبه تیغ تصمیم‌هایی ایستاده است که پیامد‌های آن می‌تواند فراتر از مرز‌های یک کشور گسترش یابد. هرچند گفت‌و‌گو و دیپلماسی به‌عنوان ظاهر ماجرا برجسته می‌شود، اما سایه تهدید نظامی همچنان بر فراز منطقه سنگینی می‌کند؛ تهدیدی که بیش از همه، کشور‌های میزبان منافع و پایگاه‌های آمریکا را در معرض هزینه‌های ناخواسته قرار می‌دهد.

واقعیت این است که معادله امنیت منطقه‌ای دیگر یک‌سویه نیست. دوران مصونیت پایگاه‌ها و منافع فرامنطقه‌ای به پایان رسیده و هر کشوری که خاک خود را به سکوی استقرار نیرو‌های خارجی تبدیل کرده، ناخواسته وارد معادله تقابل شده است. این انتخاب، صرفاً یک قرارداد دفاعی یا همکاری سیاسی نیست؛ بلکه واگذاری بخشی از حاکمیت و پذیرش تبعات اقداماتی است که ممکن است از همان خاک علیه دیگران انجام شود.

در چنین شرایطی، نگرانی پنهان، اما عمیق برخی کشور‌های عربی قابل فهم است. آنها به‌خوبی می‌دانند که هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، نه یک درگیری محدود، بلکه زنجیره‌ای از واکنش‌ها را فعال می‌کند که نخستین حلقه آن، پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه خواهد بود؛ پایگاه‌هایی که غالباً در مجاورت شهرها، زیرساخت‌های حیاتی و اقتصاد این کشور‌ها قرار دارند.

پایگاه خارجی از «امتیاز امنیتی» تا «هدف مشروع»

وقتی کشوری به آمریکا یا هر قدرت خارجی دیگر اجازه می‌دهد پایگاه نظامی در خاکش ایجاد کند، در عمل این پیام را مخابره می‌کند که آن خاک می‌تواند نقطه آغاز عملیات علیه کشور ثالث باشد. این یک اصل پذیرفته‌شده در منطق راهبردی است: سکوی حمله، خود بخشی از صحنه نبرد محسوب می‌شود. بنابراین، چنین کشوری نمی‌تواند در زمان بحران، ادعای بی‌طرفی یا مصونیت مطلق داشته باشد.

ایران بار‌ها به‌صراحت اعلام کرده است که در صورت هدف قرار گرفتن از هر پایگاهی، پاسخ آن محدود به جغرافیای مهاجم مستقیم نخواهد بود. هر پایگاهی که در این اقدام نقش داشته باشد حتی اگر در کشور همسایه یا دوست قرار گرفته باشد  در چارچوب حقوق دفاع مشروع، هدف متقابل محسوب می‌شود. این موضع نه یک تهدید احساسی، بلکه یک دکترین بازدارنده شفاف است که هدف آن، پیشگیری از جنگ از طریق افزایش هزینه‌های آن است.

تجربه‌های پیشین در منطقه، از جمله آنچه درباره برخی پایگاه‌های حساس آمریکا در خلیج فارس رخ داد، این واقعیت را به‌طور عملی اثبات کرده است: مرز‌های سیاسی، در زمان درگیری، لزوماً مرز‌های امنیتی نیستند. به همین دلیل، کشور‌های منطقه بیش از هر بازیگر دیگری باید نگران سناریو‌های تشدید تنش باشند؛ سناریو‌هایی که می‌تواند اقتصاد، ثبات داخلی و جایگاه بین‌المللی آنها را به خطر اندازد.

توهم جنگ محدود و واقعیت سرایت بحران

یکی از خطرناک‌ترین خطا‌های محاسباتی در واشنگتن و برخی پایتخت‌های منطقه، تصور «جنگ محدود» علیه ایران است. این تصور بر این فرض نادرست استوار است که می‌توان ضربه زد، بدون آنکه ضربه‌ای متقابل دریافت کرد. اما واقعیت منطقه غرب آسیا، واقعیت شبکه‌ای از منافع، پایگاه‌ها و مسیر‌های انرژی است که هر لرزشی در یک نقطه، کل ساختار را می‌لرزاند.

ایران به‌واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، عمق راهبردی و توان بازدارندگی خود، بازیگری نیست که بتوان آن را در یک سناریوی کوتاه‌مدت و کم‌هزینه مهار کرد. هرگونه اقدام نظامی، به‌طور اجتناب‌ناپذیر، کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ از امنیت تنگه‌ها و خطوط انرژی گرفته تا بازار‌های مالی و ثبات سیاسی دولت‌های هم‌پیمان آمریکا.

در این میان، عقلانیت برخی کشور‌های عربی که نسبت به تشدید تنش ابراز نگرانی کرده‌اند، نشانه‌ای از درک همین واقعیت است. آنها می‌دانند که بهای جنگ، نه در واشنگتن، بلکه در پایتخت‌های منطقه پرداخت می‌شود. از همین رو، فشار برای حفظ مسیر دیپلماتیک، بیش از آنکه نشانه همدلی با ایران باشد، بازتاب یک محاسبه واقع‌گرایانه از منافع ملی خود آنهاست.

امنیت وارداتی، ناامنی بومی

امنیتی که بر پایه حضور نظامی خارجی بنا شود، در لحظه بحران به ناامنی بومی تبدیل می‌شود. کشور‌هایی که خاک خود را به انبار تسلیحات و پایگاه عملیات دیگران بدل کرده‌اند، باید بپذیرند که در صورت درگیری، از دایره پیامد‌ها خارج نخواهند بود. این یک هشدار نیست؛ یک واقعیت آزموده‌شده تاریخی است.

از منظر ایران، خط قرمز‌ها شفاف و اعلام‌شده است. پاسخ به تجاوز، محدود، نمادین یا قابل مهار نخواهد بود و هر نقطه‌ای که در این تجاوز نقش داشته باشد، در محاسبه دفاع مشروع لحاظ می‌شود؛ چه پایگاه نظامی باشد، چه منافع اقتصادی و راهبردی. این رویکرد، نه برای گسترش جنگ، بلکه برای جلوگیری از آن طراحی شده است.

اگر قرار است ثباتی پایدار در منطقه شکل بگیرد، باید بر پایه احترام متقابل، عدم تهدید و پایان دادن به استفاده ابزاری از خاک کشور‌های دیگر برای تسویه‌حساب‌های ژئوپلیتیکی باشد. در غیر این صورت، هر جرقه‌ای می‌تواند آتشی برافروزد که دامنه آن، همه را بدون استثنا در بر خواهد گرفت.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha