صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۵۵ | ۱۵ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |

چرخش ناگهانی در روایت غرب/ از طبل جنگ تا زمزمه مذاکره

وقتی تهدید نظامی به سقف می‌رسد و پاسخ قاطع از تهران مخابره می‌شود، ناگهان توپ از میدان جنگ به میز مذاکره شوت می‌شود؛ جایی که رسانه‌های غربی، پس از هفته‌ها دمیدن در شیپور حمله، حالا از دیپلماسی می‌گویندِ چرخشی معنادار که بیش از هر چیز، قدرت بازدارندگی ایران را عیان می‌کند.
کد خبر : 1030601

به گزارش خبرگزاری آنا، تا پیش از موج اخیر تهدیدات نظامی، سخنرانی‌ها و آرایش رسانه‌ای غرب، خط خبری مسلط بر «اجبار، فشار و نمایش قدرت و حتی حمله نظامی از طرف آمریکا» استوار بود. اما به‌محض آنکه پاسخ راهبردی رهبر انقلاب شنیده شد، ناگهان لحن رسانه‌های غربی تغییر کرد. تهدیدِ حمله جای خود را به «ضرورت مذاکره» داد و ادبیات تقابل، به زبان احتیاط و عقب‌نشینی تاکتیکی بدل شد؛ تغییری که نه تصادفی، بلکه نتیجه مستقیم بازدارندگی فعال ایران است.

 دیپلماسی با دستکش مخملی

الگوی رفتاری آمریکا جدید نیست. هم‌زمان پیام مذاکره ارسال می‌کند و تهدید نظامی را روی میز نگه می‌دارد. این همان «دیپلماسی تحت فشار» است؛ دیپلماسی‌ای که برای افزایش هزینه تصمیم‌گیری طرف مقابل طراحی شده است. واشنگتن می‌کوشد با ایجاد فضای تهدید، امتیاز بگیرد و با وعده مذاکره، فشار را مشروع جلوه دهد. اما تجربه نشان داده این الگو در برابر ایران، بار‌ها شکست خورده است.

سخنان صریح و قاطع رهبر انقلاب، تنها یک موضع‌گیری سیاسی نبود؛ بلکه پیامی راهبردی برای دشمن و دوستان منطقه‌ای بود. این پیام، خطوط قرمز ایران را شفاف کرد و هزینه هرگونه اقدام نظامی ولو محدود را به‌صورت علنی و غیرقابل تفسیر بالا برد. پس از این پاسخ، رسانه‌های غربی به‌جای تهدید، شروع به طرح «مسیر‌های دیپلماتیک» کردند؛ نشانه‌ای روشن از تأثیر بازدارندگی کلام و قدرت واقعی.

تغییر لحن رسانه‌های غربی، بازتاب یک واقعیت میدانی است: گزینه نظامی، پرهزینه، غیرقابل کنترل و فاقد اجماع است. همین رسانه‌هایی که تا دیروز از «حمله محدود» سخن می‌گفتند، امروز از «مذاکرات» و «ضرورت تعامل» می‌نویسند. این چرخش، نه از سر حسن‌نیت، بلکه اعترافی ناخواسته به ناکارآمدی تهدید و ناتوانی در تحمیل اراده است.

نقش اسرائیل بازیگر و مزاحم همیشگی

هم‌زمان با تغییر لحن آمریکا، رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند روند دیپلماسی را تخریب کند. تحویل «شروط حداکثری» نتانیاهو به فرستاده آمریکا از توقف کامل غنی‌سازی تا خلع قدرت منطقه‌ای ایران (آنطور که رسانه‌های جهانی نوشته‌اند) نشان می‌دهد تل‌آویو نه به‌دنبال توافق، بلکه در پی بحران است. تلاش رسانه‌ای اسرائیل برای جلوگیری از هرگونه تفاهم، خود گواه آن است که توازن قوا به نفع ایران تغییر کرده است.

آمریکا و متحدانش می‌کوشند فشار اقتصادی، تحریم، عملیات روانی و تحریک ناآرامی‌های داخلی را به‌عنوان مکمل تهدید خارجی به‌کار گیرند. اما این «استراتژی فرسایش» سال‌هاست آزموده شده و شکست خورده است. جمهوری اسلامی نشان داده که نه با فشار اقتصادی فرو می‌پاشد و نه با تهدید نظامی عقب‌نشینی می‌کند؛ بلکه هر فشار، به بازتولید قدرت و انسجام بیشتر منجر می‌شود.

بازدارندگی فعال، کلید تغییر معادله

اما آنچه امروز در صحنه دیپلماسی و رسانه می‌بینیم، محصول «بازدارندگی فعال» ایران است؛ بازدارندگی‌ای که هم در میدان معنا دارد و هم در کلام. تغییر خط خبری غرب پس از تهدیدات و پاسخ قاطع رهبری، ثابت کرد که زبان قدرت هنوز تنها زبان قابل فهم در نظام بین‌الملل است. ایران بدون شلیک گلوله، معادله را تغییر داد و غرب را از فاز تهدید به فاز مذاکره کشاند؛ و این، دستاوردی راهبردی است که باید حفظ و تقویت شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha