آمریکا در موقعیتی نیست که وارد جنگ جدی با ایران شود/ آمریکاییها ناگزیر به مذاکره هستند
«عباس سلیمینمین» کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در پاسخ به پرسشی درباره برخی تحلیلها مبنی بر «آخرالزمانی» شدن جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا، اظهار کرد: من اساساً با این نوع تحلیلهای آخرالزمانی همراه نیستم. این نگاهها نهتنها کمکی به شناخت واقعیتهای جاری نمیکند، بلکه نوعی فضای ماورایی و غیرواقعی ایجاد میکند که مانع فهم دقیق تحولات میشود. برای تحلیل درست، باید مسائل را زمینی، عقلانی و مبتنی بر واقعیات ژئوپلیتیکی بررسی کرد.
وی با تأکید بر اینکه احتمال ورود آمریکا به یک جنگ گسترده بسیار پایین است، افزود: من تصور نمیکنم آمریکاییها در شرایطی قرار داشته باشند که بخواهند خود را وارد یک درگیری جدی و پرهزینه کنند. اتفاقاً رفتارهای غیرمتعارف و نژادپرستانه ترامپ خود نشانهای روشن از بحرانهای عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در آمریکاست. اگر آمریکا میتوانست عقبماندگیهای اقتصادی و ساختاری خود را حتی بهصورت ظاهری مدیریت کند، قطعاً زمینه برای روی کار آمدن فردی با چنین ویژگیهایی فراهم نمیشد.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: روی کار آوردن فردی که همه قواعد بینالمللی، هنجارهای دیپلماتیک و حتی دستاوردهای تاریخی روابط میان ملتها را زیر پا میگذارد، دلالت روشنی بر این دارد که آمریکا در وضعیت مناسبی قرار ندارد. این تصور که چنین کشوری بتواند با خیال آسوده وارد جنگی شود که منافعش را در منطقه با بحران جدی مواجه کند، تحلیلی سادهانگارانه است.
سلیمینمین تصریح کرد: نفسِ درگیر شدن آمریکا در یک جنگ جدید، بحرانهای داخلی این کشور را تشدید خواهد کرد. هرچند رسانههای غربی تلاش میکنند با بزک رسانهای، چهرهای مقتدر و باثبات از آمریکا ارائه دهند، اما واقعیت این است که مسائل درونی آمریکا بسیار جدی و ساختاری است. وقتی اعتبار سیاسی خود را با روی کار آوردن یک نژادپرست زیر سؤال میبرند، نشان میدهد که با بنبستهای جدی مواجه هستند.
وی با اشاره به ماهیت نژادپرستی افزود: نژادپرستی اساساً نشانه فقدان عقلانیت است. کسی که خود را برتر از دیگران میداند، در واقع نوعی کاستی فکری دارد؛ چرا که هیچ انسان عاقلی خود را بینیاز از دانش، تجربه و فضیلت دیگران نمیداند. بر همین اساس، روی کار آوردن چنین فردی بیش از هر چیز نشانه بحران است، نه قدرت.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تحولات سرزمینهای اشغالی گفت: امروز حتی نژادپرستان افراطیتر از ترامپ را در فلسطین اشغالی میبینیم که تلاش میکنند خود را از صف مقدم درگیری کنار بکشند. در حالی که پیشتر میکوشیدند خودشان پیشقراول باشند و آمریکا را به میدان نبرد بکشانند، اکنون راهبردشان تغییر کرده و بهدنبال کاهش هزینهها هستند.
سلیمینمین در ادامه تنها سناریوی قابل تصور از سوی آمریکا را اقدامات محدود دریایی دانست و گفت: تنها احتمالی که میتوان برای آمریکا متصور شد، دنبال کردن سیاستی شبیه دزدی دریایی است؛ مشابه آنچه انگلیسیها در دوران ملی شدن صنعت نفت انجام دادند و کشتیهای حامل نفت ایران را توقیف میکردند. البته اگر آمریکاییها بخواهند چنین اقدامی انجام دهند، ناچارند آن را در عمق اقیانوس هند و هزاران کیلومتر دورتر از سواحل ایران انجام دهند که با توجه به توانمندیهای ایران، عملاً غیرقابل تحقق است.
وی افزود: حتی اگر آمریکاییها بخواهند چنین طرح ناپختهای را اجرا کنند، ناچارند آن را بهگونهای طراحی کنند که کشورهای منطقه بهصورت علنی در برابرشان قرار نگیرند. چراکه امروز همه شیوخ و دولتهای منطقه بهصراحت به آمریکا گوشزد میکنند که برهم خوردن ثبات خاورمیانه به نفع هیچکس نیست و آنها را بهشدت آسیبپذیر میکند.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: آمریکا ممکن است تلاش کند به کشورهای تحت نفوذ خود القا کند که میخواهد تنش را به آبهای آزاد منتقل کند تا هم صادرات نفت ایران مختل شود و هم قیمت جهانی نفت افزایش نیابد، اما این هم نشاندهنده ناتوانی و سردرگمی آمریکاست. آنها خوب میدانند اگر صادرات نفت ایران دچار مشکل شود، این بحران به دیگران نیز سرایت خواهد کرد.
سلیمینمین با اشاره به طرح مجدد موضوع مذاکره گفت: مجموعه این شرایط باعث شده که آمریکا بار دیگر بحث مذاکره را مطرح کند. بسیاری از وعدههایی که به جریانهای ضدانقلاب و عناصر بیهویت داده بودند، عملاً محقق نشد و همین مسئله موجب سرخوردگی در میان آنها شده است. اگرچه حمایتهای پنهان صورت گرفت، اما هرگز آنگونه که وعده داده بودند وارد میدان نشدند.
وی تأکید کرد: من معتقدم آمریکاییها ناگزیر به مذاکره خواهند شد. شرایط ایران در این زمینه بسیار مناسب است و مواضع کشورمان کاملاً در چارچوب مصالح ملی قرار دارد. حتی بسیاری از کشورهای تحت نفوذ آمریکا نیز مواضع ایران را اصولی و منطقی میدانند. البته به دلیل غیرقابل پیشبینی بودن ترامپ، ممکن است مذاکرات با نوساناتی همراه باشد، اما راه دیگری برای آمریکا وجود ندارد.
این تحلیلگر سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از جریانهای غربزده داخلی گفت: متأسفانه برخی عناصر غربزده تلاش میکنند در این مقطع حساس چندصدایی ایجاد کرده و مواضع ایران را تضعیف کنند. این یک بیماری فکری است که جلال آلاحمد سالها پیش در کتاب «غربزدگی» بهخوبی آن را واکاوی کرده است. امروز بازخوانی این آثار و همچنین نوشتههای مرحوم دکتر شریعتی میتواند برای نسل جدید بسیار راهگشا باشد.
سلیمینمین افزود: برخی رسانهها و جریانها در داخل کشور بهگونهای عمل میکنند که گویی مأمور تطهیر غرب هستند؛ حتی بدترین رفتارهای نژادپرستانه ترامپ را بهصورت غیرمستقیم توجیه میکنند و در تقابلها، ایران را مقصر جلوه میدهند. این مسئله یکی از مشکلات جدی امروز ماست که باید بهصورت جدی درباره آن روشنگری شود.
وی در پاسخ به پرسشی درباره تبعات منطقهای در صورت بروز خطای محاسباتی از سوی آمریکا یا رژیم صهیونیستی گفت: حتی اگر چنین حماقتی رخ دهد، بازدارندگی ایران این خطای محاسباتی را اصلاح خواهد کرد. تجربه درگیریهای گذشته نشان داد که هرچه از آغاز تهاجم فاصله گرفتیم، بازدارندگی ایران قویتر شد و حملات دقیقتری علیه مراکز حیاتی، نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی انجام گرفت.
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: در روزهای پایانی، مراکزی هدف قرار گرفت که نقش مستقیم در طراحی عملیاتهای تروریستی داشتند و این مسئله زنگ خطر جدی برای دشمنان ایران بود. این برخلاف وضعیتی بود که در جبهه مقابل شاهد بودیم؛ جایی که توان پدافندی آنها بهتدریج با بحران مواجه شد.
سلیمینمین تأکید کرد: نگرانی اصلی غرب نه برنامه هستهای ایران، بلکه رشد و بالندگی ملت ایران است. ایران به مرحلهای رسیده که میتواند الگوی ایستادگی و پیشرفت برای سایر ملتها باشد و این دقیقاً با منطق سلطهگری غرب که مبتنی بر تحقیر ملتهاست، در تضاد قرار دارد.
وی در پایان درباره موضوع تنگه هرمز گفت: ایران نیازی به بستن تنگه هرمز ندارد، چراکه قصد ندارد مبادلات نفتی جهان را مختل کند. اما اگر کشوری پایگاه خود را در اختیار تجاوز آمریکا یا رژیم صهیونیستی قرار دهد، قطعاً پاسخ متناسب و هدفمند دریافت خواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران بهدنبال آسیب زدن به کشورهایی که نقشی در تجاوز ندارند نیست و اقداماتش کاملاً حسابشده و مبتنی بر بازدارندگی خواهد بود.
انتهای پیام/