از مدعیان رهایی خلق تا منافقین جنایتکار
سازمان مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب، نهتنها هیچ نسبتی با خواست مردم نداشت، بلکه از همان روزهای نخست، قدرتطلبی بیحدومرز را جایگزین آرمانخواهی کرد. ترور، نفوذ، حذف فیزیکی و ایجاد ناامنی در داخل کشور، تنها بخشی از کارنامه سیاه این گروه بود؛ کارنامهای که با همکاری آشکار و شرمآور با رژیم بعث عراق در دوران جنگ، به اوج خیانت رسید. این جریان منحرف، بهتدریج از یک گروه سیاسی ورشکسته به فرقهای بسته، خشن و بیرحم سقوط کرد؛ فرقهای که شکستهای پیاپی، مسعود رجوی را به سمت شستوشوی مغزی، انقلابهای قلابی ایدئولوژیک و تسویهحسابهای درونتشکیلاتی سوق داد. در این ساختار، انسان نه یک «عضو»، بلکه ابزار بود. پس از سقوط صدام، حیات این گروه صرفاً با تکیه بر وابستگی امنیتی، عملیات رسانهای دروغمحور و ایفای نقش مزدورانه برای برخی سرویسهای اطلاعاتی خارجی ادامه یافت. امروز، منافقین نه یک جریان سیاسی، بلکه بقایای متعفن یک پروژه شکستخورده امنیتیاند. با این حال، خطر واقعی تنها در نفسِ این گروهِ رو به زوال خلاصه نمیشود، بلکه در بازتولید همان تفکر التقاطی، خشونتمحور و ضدانسانی در قالبهای فریبنده و جدید اجتماعی است؛ تفکری که اگر افشا و بیاعتبار نشود، میتواند دوباره قربانی بگیرد.
برای شنیدن اپیزودهای بیشتر، میتوانید آناکست را در شنوتو، کستباکس و اسپاتیفای هم دنبال کنید
:عوامل تولید
نویسنده و گوینده: محمد وحیدی
تدوین: نعیمه کرابی
انتهای پیام/