نگاه رسانههای جهانی به حوادث مینیاپولیس
به گزارش خبرگزاری آنا به نقل از رسانههای بین المللی: آنچه در روزهای اخیر در شهر مینیاپولیس ایالت مینه سوتا در آمریکا رخ داده، تنها یک حادثه امنیتی یا یک پرونده تیراندازی پلیس نیست. برای بسیاری از ناظران، این شهر به صحنه بروز بحرانی عمیقتر در ساختار سیاسی و امنیتی آمریکا تبدیل شده است. کشته شدن دو شهروند آمریکایی به فاصله کمتر از سه هفته به دست نیروهای فدرال مهاجرت، موجی از اعتراضات، نگرانیها و بازتابهای گسترده رسانهای را در داخل و خارج از آمریکا به دنبال داشته است. رخدادهایی که در بستر دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، معنایی فراتر از یک حادثه محلی پیدا کرده است.
در هفتم ژانویه، نیروهای اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، زنی ۳۷ ساله به نام رنه نیکول گود را که مادر سه کودک بود، هدف گلوله قرار دادند و کشتند. تنها چند هفته بعد در بیست و چهارم ژانویه الکس بریتی، پرستار بخش مراقبتهای ویژه و شهروند ۳۷ ساله دیگر در منطقه ایت استریت مینیاپولیس و در جریان درگیری کوتاهی با ماموران گشت مرزی، با شلیک چند گلوله جان خود را از دست داد. نزدیکی مکانی و شباهت سنی قربانیان، این حوادث را از همان ابتدا به موضوعی نمادین در افکار عمومی تبدیل کرد.
خیابانهایی که دوباره بیدار شدند
واکنش اجتماعی به این دو قتل به سرعت از مرزهای مینیاپولیس عبور کرد. با وجود سرمای شدید و هشدارهای هواشناسی، هزاران نفر به خیابانها آمدند و اعتراضات شبانه و روزانه شکل گرفت. خبرگزاری شینهوا چین در گزارشی تاکید کرد که شدت و گستردگی این اعتراضات، نشان دهنده رسیدن خشم عمومی به سطحی بی سابقه است. رسانههای محلی نیز گزارش دادند که نهادهای شهری این راهپیماییها را با اعتصاب تاریخی رانندگان کامیون در سال ۱۹۳۴ مقایسه کردهاند؛ رویدادی که یکی از نقاط عطف تاریخ جنبش کارگری در مینه سوتا به شمار میرود.
در میان معترضان، صدای اقلیتها به ویژه جامعه سومالی تبار مینیاپولیس برجسته بود. جوانانی که از ترس دائمی سخن گفتند و از این که هر لحظه ممکن است صرفا به دلیل ظاهر یا محل زندگی شان با برخورد نیروهای فدرال مواجه شوند. این احساس ناامنی، به سرعت به شهرهای دیگر آمریکا نیز سرایت کرد و تظاهرات همبستگی در نیویورک، لس آنجلس، سیاتل و سالت لیک سیتی برگزار شد.
زخمی که التیام نیافت
برخی رسانههای اروپایی به جای تمرکز صرف بر ابعاد امنیتی، به اثرات روانی این حوادث پرداختند. روزنامه سوئیسی لوتان نوشت مینیاپولیس هنوز از شوک قتل رنه گود خارج نشده بود که با مرگ الکس بریتی، دوباره در بهتی عمیق فرو رفت. این روزنامه تصاویر منتشرشده از لحظه تیراندازی را تقریبا غیرقابل تماشا توصیف کرد و نوشت آنچه پس از حادثه رخ داد، نه سوگواری آرام، بلکه جدالی خشن و بی اخلاق بر سر روایت رسانهای بود.
لوموند فرانسه نیز با رویکردی محتاطانهتر به بازسازی خط زمانی رویداد پرداخت و تاکید کرد که کشته شدن بریتی در جریان مشاجرهای میان ماموران فدرال و ساکنان محلی، خشم انباشته شهری را شعله ور کرد که سالها با تنشهای نژادی و امنیتی دست و پنجه نرم کرده است.
ترس، خشم و روایت فاشیسم
روزنامه لیبراسیون فرانسه گزارشهای میدانی خود را بر فضای احساسی حاکم بر شهر متمرکز کرد. تجمعات شبانه در سرمای شدید، جایی بود که ترس و خشم در هم تنیده میشد. یکی از معترضان در گفت وگویی کوتاه گفت همزمان هم میترسد و هم خشمگین است. جملهای که به نوعی خلاصه حال و هوای عمومی مینیاپولیس شد.
در مقالهای تند سیلوی لوران مورخ فرانسوی، وقایع مینیاپولیس را بخشی از یک سناریوی نوفاشیستی توصیف کرد. به باور او، آنچه رخ میدهد نه مجموعهای از خطاهای موردی، بلکه تلاشی آگاهانه برای تثبیت قدرت از طریق ارعاب، سرکوب و بدنام سازی قربانیان است. لیبراسیون در ادامه، به مواردی، چون بازداشتهای بدون حکم، برخوردهای فیزیکی و حتی بازداشت یک کودک پنج ساله اشاره کرد و نتیجه گرفت تصاویر و شواهد موجود، روایت رسمی دفاع از نفس را زیر سوال میبرد.
وب سایت مدیاپارت نیز با استناد به شهادت ساکنان محلی از تشدید کامل رفتار نیروهای امنیتی سخن گفت. توصیفی که نشان میداد ماموران فدرال نه تنها برای اجرای قانون، بلکه برای ایجاد رعب در محلهها حضور دارند. این نگاه در مقالهای در نیویورک تایمز نیز بازتاب یافت؛ جایی که نویسندهای با عنوان ترور دولتی از راه رسیده است، استدلال کرد خشونت بی هدف و تخریب شخصیت قربانیان به ابزاری سیاسی برای کنترل جامعه تبدیل شده است.
شکاف عمیق در روایتها
در داخل آمریکا واشنگتن پست تمرکز خود را بر تضاد میان روایت دولت فدرال و روایت شاهدان عینی و مقامات ایالتی گذاشت. این روزنامه نوشت ویدئوها نشان میدهند بریتی غیرمسلح بوده و لحظهای پیش از کشته شدن، تلفن همراهش را در دست داشته است. موضوعی که اختلاف میان دولت مرکزی و مسئولان مینه سوتا را تشدید کرده است. واشنگتن پست همچنین به این نکته پرداخت که ماموران مهاجرت فدرال، اساسا برای مقابله با عبور غیرقانونی از مرزها و درگیری با کارتلها آموزش دیدهاند، نه برای حضور در محلههای شهری و مواجهه با معترضان. گیل کرلیکوسکی مقام پیشین گمرک و حفاظت مرزی در گفت وگویی تاکید کرد که این نیروها نه آموزش کافی دارند و نه میدانند چگونه با جمعیت برخورد کنند.
در تحلیلی دیگر همین روزنامه نتیجه گرفت آنچه در مینیاپولیس میگذرد، نشانه چرخشی بنیادین در نقش وزارت امنیت داخلی است. نهادی که پس از حملات یازدهم سپتامبر برای مقابله با تهدیدهای تروریستی ایجاد شد، اکنون تمرکز خود را تقریبا به طور کامل بر اجرای سخت گیرانه قوانین مهاجرت گذاشته است. نظامی سازی محلههای مسکونی و حضور نیروهای مسلح در خیابان ها، به باور این روزنامه، زنگ خطری جدی برای آینده امنیت داخلی آمریکا است.
در میان این فضای ملتهب صدای خانواده الکس بریتی نیز بازتاب گستردهای یافت. مجله نیوزویک بیانیه تند والدین او را منتشر کرد که در آن دولت ترامپ به انتشار دروغهای نفرت انگیز متهم شده بود. خانواده بریتی تاکید کردند که فرزندشان تنها یک تلفن همراه در دست داشت و دست دیگرش بالا بود که هدف گلوله قرار گرفت. آنها الکس را انسانی مهربان توصیف کردند که زندگی خود را وقف مراقبت از کهنه سربازان آمریکایی کرده بود.
در سوی مقابل، رسانههای نزدیک به ترامپ مانند فاکس نیوز و واشنگتن تایمز بر روایت دفاع از نفس پافشاری کردند و اعتراضات را بخشی از فضای هرج و مرج معرفی کردند. دونالد ترامپ نیز با حمله به شهردار مینیاپولیس و فرماندار مینه سوتا، آنها را به تحریک به شورش متهم کرد و مدعی شد بریتی مسلح بوده است. ادعاهایی که با روایت پلیس محلی و گزارشهای مستقل در تضاد قرار دارد.
در نهایت آنچه در مینیاپولیس رخ داده، صرفا پروندهای درباره دو کشته نیست. این شهر بار دیگر به آینهای تبدیل شده که شکافهای عمیق سیاسی، نژادی و امنیتی آمریکا را بازتاب میدهد. شکافهایی که در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، بیش از هر زمان دیگری آشکار شدهاند و پرسشهای جدی درباره مسیر آینده این کشور مطرح کردهاند.
انتهای پیام/