«روزی روزگاری آبادی»؛ تلاشی برای بازیابی هویت و فرهنگ محلی
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، سعید زعیمی ـ سریال «روزی روزگاری آبادی» به کارگردانی حسین سهیلیزاده و تهیهکنندگی علی مهام، با پشتوانهای از بازیگران شناختهشده و موضوعاتی اجتماعی-اقتصادی، در تلاش است تا در کمدی ایرانی جایگاهی ویژه برای خود پیدا کند. این سریال که داستان آن حول بازگشت داوود و مادرش به زادگاهشان میچرخد، در پی روایت ماجراهای طنزآمیز و رقابتهای اقتصادی بر سر صادرات پسته است. اما سوالات عمیقتری در این بستر نهفته است که نیاز به بررسی و تحلیل دارد.
یکی از کلیدیترین عناصر «روزی روزگاری آبادی»، جستجوی هویت در بستر محلی و درگیری با مسائل اجتماعی است. داوود، شخصیت اصلی داستان، به همراه مادرش به زادگاهشان برمیگردند و این بازگشت نه تنها یادآور گذشتهای است که ممکن است سطحی از نوستالژی را به وجود آورد، بلکه همچنین به بیدارشدن چالشهای اجتماعی و اقتصادی جدید منجر میشود. در دنیای امروز، برقراری ارتباط با ریشهها و فرهنگ محلی از اهمیت بسیاری برخوردار است و این سریال میتواند به طور ضمنی به موضوعاتی نظیر دسیسههای اقتصادی، تحولات اجتماعی و شرایط معیشتی خانوادهها بپردازد.
داوود و مادرش در سفر خود با چالشهای مختلفی از قبیل رقابتهای شغلی، جریانات محلی و دسیسههایی که در پس پرده قرار دارد، روبهرو میشوند. این نوع درگیریها میتواند به شکلی طنزآمیز، اما در عین حال واقعی، توجه بینندگان را جلب کند و آنها را به فکر وادارد. آیا این داستان، به مخاطب یادآوری میکند که در عمق هر رویدادی، تضادهای انسانی و اجتماعی نهفته است؟
شخصیتهای داستان، از جمله داوود، مادرش و دیگر بازیگران، باید به شکلی ساخته شوند که تماشاگران با آنها همذاتپنداری کنند. بازیگرانی همچون علیرضا خمسه و فاطمه گودرزی با سابقهای طولانی در تلویزیون، کارکنان و چهرههای ماندگاری هستند که خود میتوانند به جذب مخاطب کمک کنند. اما نقطه قوت این شخصیتها تنها به نام و سابقه آنها محدود نمیشود؛ بلکه عمق شخصیتپردازی، تعاملات بین آنها و ارتباطات اجتماعیشان میتواند ابعاد جدیدی به داستان اضافه کند.
اگر این شخصیتها تنها به تیپهای کلیشهای و سطحی محدود شوند، این میتواند بخشی از روح و جاذبه داستان را به سادگی از بین ببرد. به عنوان مثال، تلاش داوود برای مواجهه با دشواریها و کشمکشهای اجتماعی باید به شکل احساسی و واقعگرایانه ارائه شود تا بینندگان نسبت به او احساس همدلی کنند. همچنین، تعاملات او با شخصیتهای دیگر، از طریق لحظات طنزآمیز یا درامهای انسانی میتواند به غنای داستان کمک کند.
به تصویر کشیدن مشکلات مردم در یک آبادی و فضایی روستایی میتواند به آشنایی بینندگان با فرهنگهای مختلف و وضعیت اجتماعی جامعۀ ایرانی کمک کند. این نوع روایت، از طرفی میتواند به تقویت هویت ملی و از سوی دیگر به ارتقاء درک اجتماعی مخاطبان کمک کند. سرنخهایی از دسیسههای محلی، تعاملات اقتصادی و رویکردهای اجتماعی میتواند به علاقهمندی بینندگان نسبت به مسائل واقعی زندگی آنها منجر شود.
در عین حال، اگر سریال بتواند به خوبی از بستر بومی خود بهرهبرداری کند و به نمایش آداب و رسوم محلی بپردازد، میتواند به گسترش دانش فرهنگی و اجتماعی بینندگان منجر شود. بررسی موفقیت یا شکست در این رقابتهای اقتصادی نیز میتواند موضوعات جالبی برای بحث و تبادل نظر میان مخاطبان ارائه دهد.
حسین سهیلیزاده به عنوان کارگردانی با تجربه، به خوبی میداند که بیننده امروز به چه چیزی کشش بیشتری دارد. پس از چندین سال حضور در عرصه شبکه نمایش خانگی و با وجود تجربههای ناموفق، بازگشت به تلویزیون میتواند فرصتی برای او باشد تا خود را دوباره در میان مخاطبان معرفی کند.
این سریال، با هدف جلب نظر جامعه هدف جوان و بزرگسال، همچنین به پیوند دادن داستانهای متنوع و جذاب با چالشهای اجتماعی پرداخته است. بخت این کارگردان در ایجاد یک تجربه جذاب و ماندگار، وابسته به نحوه داستانپردازی و تعادل بین کمدی و درام در این اثر است.
در نهایت، بررسی این سریال در درازمدت خواهیم دید که آیا «روزی روزگاری آبادی» میتواند از عهده تطبیق با انتظارات مخاطبان برآید و یا به یکی از آثار فراموششده و بیاثر در تلویزیون تبدیل خواهد شد. با آغاز پخش این سریال، باید منتظر واکنشها و نظرات بینندگان باشیم و امیدوار باشیم که با وجود چالشهای متعدد، این سریال بتواند در ایجاد فضایی تازه و جالب در تلویزیون موفق شود.
انتهای پیام/