صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۱۱ | ۰۵ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
درس‌های نبرد اخیر برای اتاق‌های جنگ غرب

پارادوکس ناوگان؛ نمایش قدرت یا ارسال گروگان؟

آیا افزایش ترافیک نظامی آمریکا در منطقه، نشانگر اراده جنگ است یا تلاشی برای پنهان کردن حفره‌های امنیتی؟ محاسبات نوین نظامی نشان می‌دهد که در عصر موشک‌های نقطه‌زن، انبوه شدن پایگاه‌ها و ناوگان‌های بیگانه در شعاع عملیاتی ایران، نه یک اهرم فشار، بلکه تقدیم کردن یک بانک اهداف بی‌نظیر به مدافعان است.
کد خبر : 1027985

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در دکترین‌های کلاسیک نظامی، حضور فیزیکی دشمن در مرز‌ها به معنای افزایش تهدید بود. اما در نبرد‌های مدرن و نامتقارن، این معادله معکوس شده است. لشکرکشی‌های اخیر به غرب آسیا و مانور‌های دریایی پرهزینه، اگرچه با پیوست رسانه‌ای ارعاب همراه است، اما از منظر کارشناسی، آمریکا را در یک تله جغرافیایی گرفتار کرده است. هر سرباز، هر پایگاه و هر شناور آمریکایی که وارد منطقه می‌شود، عملاً به لیست دارایی‌های آسیب‌پذیر در برابر آتش انبوه ایران اضافه می‌شود. فرماندهان غربی به خوبی می‌دانند که در صورت خطای محاسباتی، این دارایی‌ها اولین قربانیان پاسخ پشیمان‌ کننده تهران خواهند بود.

تغییر فاز؛ از میدان به خیابان

واکاوی رفتار دشمن در ماه‌های اخیر، یک الگوی معنادار را آشکار می‌کند؛ ناتوانی در نبرد سخت، پناه بردن به جنگ ترکیبی. پس از شکست در آزمون‌های میدانی و مواجهه با سد نفوذناپذیر بازدارندگی ایران، اتاق‌های فکر عبری-غربی تمرکز خود را بر اغتشاش‌سازی و تروریسم کور قرار دادند. موج‌سواری بر مطالبات اقتصادی و تبدیل آن به خشونت خیابانی، اعتراف ضمنی به این واقعیت است که گزینه نظامی، دیگر کارکرد خود را از دست داده است. آنها می‌کوشند با جنگ روانی و جابجایی جایگاه جلاد و شهید در مجامع بین‌المللی، شکستی را که در میدان نظامی خورده‌اند، در میز دیپلماسی جبران کنند.

سپرِ انسجام؛ بازدارندگی از درون

پاسخ تهران به این تهدیدات چندلایه، ترکیبی از صبر استراتژیک و آمادگی تهاجمی بوده است. برخلاف محاسبات دشمن که گمان می‌کرد فشار‌های سیاسی موجب شکاف در حاکمیت می‌شود، تهدیدات خارجی به کاتالیزوری برای تقویت انسجام ملی تبدیل شد. ادبیات حاکم بر فضای سیاسی کشور نشان می‌دهد که یک اجماع فراجناحی بر سر اصول دفاعی شکل گرفته است: «امنیت ملی، خط قرمز غیرقابل مذاکره است.» این ثبات داخلی، به عنوان مکمل قدرت نظامی، پیامی روشن به واشنگتن مخابره می‌کند که ایران، سرزمینی نیست که با لفاظی‌های دیپلماتیک یا جابجایی چند ناو، دچار لرزش شود.

شبکه بازدارندگی منطقه‌ای

خطای بزرگ استراتژیست‌های غرب، نادیده گرفتن عمق استراتژیک ایران است. امروز، دفاع از ایران محدود به مرز‌های جغرافیایی نیست؛ بلکه یک زنجیره یکپارچه از متحدان ایدئولوژیک در سراسر منطقه (از مدیترانه تا باب‌المندب) را شامل می‌شود. هم‌صدایی اخیر جریانات سیاسی و مذهبی منطقه در حمایت از تهران، ثابت کرد که هرگونه ماجراجویی علیه ایران، به سرعت به یک جنگ منطقه‌ای تبدیل خواهد شد که اولین قربانیان آن، امنیت انرژی جهان و شریان‌های حیاتی اقتصاد غرب خواهند بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha