صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۳۸ | ۰۵ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
چرا وعده‌های اقتصادی غرب به جنگ ختم می‌شود؟

دیپلماسی گرگ؛ هزینه سنگین اعتماد

آیا «تنش‌زدایی» و دست شستن از مؤلفه‌های قدرت، کلید رفاه اقتصادی است یا اسم رمز حمله نظامی؟ مرور تجربیات تلخ تاریخی در منطقه نشان می‌دهد که الگوی غرب در مواجهه با کشورهای مستقل، همواره ثابت بوده است؛ وعده بهشت در ازای خلع سلاح و سپس ایجاد جهنم در غیاب سلاح.
کد خبر : 1027976

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در فلسفه سیاسی رئالیسم، رابطه میان قدرت سلطه‌گر و ملت‌های مستقل، نه بر اساس «قانون»، بلکه بر مبنای «قدرت» تعریف می‌شود. حکمتی که دهه‌ها پیش درباره رابطه گرگ و میش مطرح شد، یک استعاره ادبی نبود، بلکه توصیف دقیق یک وضعیت آنارشیک بود. تجربه زیسته ملت‌هایی که در دام لبخند دیپلماتیک گرفتار شدند، اثبات می‌کند که ذات نظام سلطه با تغییر دولت‌ها (دموکرات یا جمهوری‌خواه) تغییر نمی‌کند. در این معادله، هر گامی که به عقب برداشته شود، نه به «صلح»، بلکه به نزدیک‌تر شدنِ دندان‌های گرگ به شاهرگ امنیت ملی منجر خواهد شد.

الگوی طرابلس؛ سلاح بده، بمب بگیر

مطالعه موردی فروپاشی دولت‌ها در دو دهه اخیر، پرده از یک الگوی تکرارشونده برمی‌دارد؛ دام کلمات. غرب همواره با کلیدواژه‌های جذابی نظیر بازگشت به جامعه جهانی، توسعه اقتصادی و رفع تحریم، کشور‌ها را به پای میز مذاکره می‌کشاند. شرط ورود به این بهشت خیالی، همواره یک چیز است؛ انصراف از مؤلفه‌های قدرت راهبردی؛ اما اسناد تاریخی و اعترافات بازماندگان رژیم‌های سرنگون‌شده نشان می‌دهد که دقیقاً در لحظه‌ای که آخرین پیچ‌ و مهره‌های صنعت دفاعی باز شد، پروژه ویرانی کلید می‌خورد. وعده‌ها پوچ از آب درمی‌آیند و کشوری که دیگر دندان ندارد، طعمه‌ای آسان برای بمب‌ افکن‌های دشمن می‌شود.

توهم امتیازدهی برای بقا

جریانی در داخل کشور‌ها همواره سعی دارد با تئوریزه کردن سازش، مقاومت را هزینه‌ زا و تسلیم را عقلانیت جلوه دهد. این تفکر که با عقب‌ نشینی از خطوط قرمز دفاعی، می‌توان در‌های پیشرفت را گشود، بزرگ‌ترین خطای محاسباتی در تاریخ معاصر است. تجربه نشان داده است که امتیاز دادن بدون دریافت تضمین‌های عینیِ قدرت‌محور، تنها اشتهای طرف مقابل را برای امتیازگیری بیشتر تحریک می‌کند. مسیری که با تعلیق هسته‌ای آغاز شود، به حذف موشک می‌رسد و در نهایت به حمله بلا‌دفاع ختم می‌گردد. تنها سدی که مانع اجرای پرده آخر این سناریو در ایران شده، هوشمندی رهبران عالی و پافشاری بر دکترین بازدارندگی مسلح بوده است.

از فریب تا آشوب

پروژه خلع سلاح، همواره یک پیوست داخلی دارد، جنگ شناختی. دشمن برای اینکه بتواند زیرساخت‌های دفاعی یک کشور را نابود کند، ابتدا باید اراده مقاومت را در ذهن مردم بشکند. استفاده از تکنیک‌های انقلاب رنگی، تولید هیجانات کاذب و به میدان آوردن هسته‌های سازمان‌یافته خشونت (که ماهیتی کاملاً متفاوت با اعتراض مدنی دارند)، بخشی از پازل تکمیل‌کننده حمله خارجی است. هدف نهایی این است که جامعه باور کند تنها راه نجات، تن دادن به نسخه‌های دیکته‌ شده از خارج است؛ غافل از اینکه انتهای این نسخه، چیزی جز لیبی‌سازی و غرق شدن در هرج‌ و مرج نیست.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha