صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۶:۴۳ | ۰۱ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
در آنا بررسی شد

سیاست خارجی اروپا در آینه گرینلند؛ بازتولید منطق معامله و بازی با کارت ایران

در حالیکه دستگاه دیپلماسی کشورمان درباره «تبدیل منافع ملی ایران به ابزار ترمیم شکاف‌های غرب» هشدار می‌دهد، افشای پیام خصوصی رئیس‌جمهور فرانسه نشان داد که در بحران گرینلند به عنوان نماد بازتولید منطق معامله‌گرایی، اروپا قصد دارد از ایران به عنوان ابزار چانه‌زنی برای تنظیم رابطه با آمریکا استفاده کند.
کد خبر : 1027197

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، آنچه این روز‌ها در پسِ مناقشه بر سر گرینلند جریان دارد، صرفاً یک اختلاف ارضی یا تنش مقطعی میان آمریکا و اروپا نیست؛ بلکه نمونه‌ای عریان از منطق بی‌اخلاق روابط قدرت در غرب است؛ منطقی که در آن، کشورها، ملت‌ها و حتی اصول اعلامی حقوق بشر، به ابزار معامله و امتیازدهی تقلیل می‌یابند و عجیب آنکه ایران، بار دیگر به‌عنوان کارت قابل استفاده در رقابت قدرت‌ها وارد این معادله شده است.

اگر در این معادله به «گرینلند» نه به عنوان یک جزیره با موقعیتی ژئواستراتژیک بلکه به عنوان نماد عقب‌گرد روابط بین‌الملل به منطق بازار و زور نگاه کنیم، از یک سو با «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا مواجه هستیم که بدون هیچ پرده‌پوشی، درباره «تصاحب»، «خرید» یا «تحمیل اراده» بر قلمروی متعلق به متحد خود (دانمارک) سخن می‌گوید و از سوی دیگر با سران اروپایی مواجه هستیم که به جای تبدیل گرینلند به نقطه «همبستگی و ایستادگی»، آن را به نقطه «اضطراب» خود تبدیل کرده‌اند.

این اروپای مضطرب به دنبال اعتراض جدی به اصل زیاده‌خواهی آمریکا نیست، بلکه تلاش می‌کند بحران رابطه با آمریکا را از مسیر‌های جانبی مدیریت کند و حتی به فکر معامله باشد. در این معامله، ایران دوباره به‌عنوان یکی از معدود کارت‌هایی مطرح می‌شود که اروپا تصور می‌کند هنوز می‌تواند با خرج کردن آن، رضایت واشنگتن را بخرد!

پیام مکرون؛ ایران به‌مثابه «امتیاز»

افشای پیام محرمانه «امانوئل مکرون» رئیس‌جمهور فرانسه به دونالد ترامپ، پرده از ماهیت این رویکرد برمی‌دارد. در این پیام، سکان‌دار الیزه صراحتاً می‌نویسد: «می‌توانیم کار‌های بزرگی درباره ایران انجام دهیم.»

او دقیقا این را نوشته بود: «دوست عزیزم ما درباره سوریه دقیقا همنظریم. می‌توانیم کار‌های بزرگی درباره ایران انجام دهیم. من نمی‌فهمم شما درباره گرینلند چه‌کاری انجام می‌دهید. بیاید سعی کنیم کار‌های بزرگی انجام دهیم. می‌توانم بعد از نشست داووس، پنجشنبه یک اجلاس گروه هفت در پاریس ترتیب دهم. می‌توانم نمایندگان اوکراین، روسیه، دانمارک و سوریه را در حاشیه آن دعوت کنم. بیایید پنجشنبه شب در پاریس، قبل از اینکه به خانه برگردید، با هم شام بخوریم.»

اگرچه افشای این پیام از سوی رئیس‌جمهور آمریکا که نشانه دلخوری او بابت مخالفت پاریس برای حضور در «شورای صلح غزه» است، به لحاظ اخلاقی و سیاسی تحلیل جداگانه‌ای را می‌طلبد، فعلادر گفتار پیش رو، تمرکز ما بر جمله «می‌توانیم کار‌های بزرگی درباره ایران انجام دهیم» است.

محتوای این جمله کوتاه، از نظر دیپلماتیک، حامل معنایی سنگین است: می‌توانیم ایران را موضوع معامله خود قرار دهیم.

توجه داشته باشیم که مکرون در این پیام، مسائل اوکراین، سوریه، ایران و گرینلند را در یک بسته واحد قرار می‌دهد و پیشنهاد می‌دهد در حاشیه نشست گروه هفت (که البته ترامپ حضور در آن را نپذیرفت)، درباره همه آنها گفت‌و‌گو شود. این هم‌ترازی، خود گویای نگاه ابزاری غرب است؛ گویی ایران، یکی از چند «پرونده قابل چانه‌زنی» در سبد اختلافات قدرت‌های غربی است.

اروپا سال‌ها کوشیده تا خود را قطب‌نمای اخلاقی جهان معرفی کند و با پیشتازی در عرصه قانون‎گذاری از خود یک برند جهانی بسازد، اما وقتی مکرون در خفا، ایران را به‌عنوان «زمینه همکاری» پیشنهاد می‌دهد، در واقع نشان می‌دهد که اروپا ابایی ندارد از اینکه اخلاق و اصول، قربانی منافع مقطعی (حفظ گرینلند) شوند.

اروپا؛ بحران‌زده، ناتوان و در جست‌وجوی قربانی کم‌هزینه

اما همان‌طور که «سیدعباس عراقچی» وزیر خارجه ایران در توییت اخیر خود بر آن تاکید کرد، بحران فعلی اروپا درمدیریت چالش گرینلند بیش از آنکه محصول فشار بیرونی باشد، نتیجه اثر معکوس سیاست‌های گذشته خودشان است؛ از وابستگی امنیتی به آمریکا گرفته تا ناتوانی در تعریف یک هویت مستقل راهبردی.

واقعیت این است که اروپا امروز نه توان ایستادگی در برابر ترامپ را دارد و نه ظرفیت پرداخت هزینه اختلافاتش با واشنگتن. تهدید‌های تعرفه‌ای آمریکا، قاره سبز را به‌سرعت در موضع تدافعی قرار داده و حتی اقدام ۸ کشور برای استقرار نیرو در گرینلند هم با عنوان «مقابله با روسیه» توجیه می‌شود، نه دفاع صریح از حاکمیت دانمارک در برابر آمریکا.

در چنین وضعیتی، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین گزینه برای اروپا، سخت‌گیری علیه ایران آن هم به بهانه ناآرامی‌های اخیر است؛ برگزاری نشست‌های امنیتی، احضار سفرای ایران، تشدید ادبیات حقوق بشری و تلاش برای نمایش همسویی با واشنگتن. این اقدامات، نه از موضع قدرت، بلکه از سر ضعف انجام می‌شود؛ تلاشی برای اینکه بحران گرینلند با مصرف «پرونده ایران» مهار شود.

منافع ملی ایران وجه‌المصالحه نیست

ماجرای گرینلند، پیام مکرون و رفتار ترامپ، همگی یک حقیقت مشترک را آشکار می‌کنند: در منطق حاکم بر روابط غرب، اخلاق، اصول و استقلال کشورها، متغیر‌های قابل معامله‌اند.

ایران، اما تأکید می‌کند که قرار نیست کارت بازی قدرت‌های غربی باشد و سخنان اسماعیل بقائی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی، در نشست روز ۲۸ دی و حتی قبل از افشای پیام غیراخلاقی فرانسه، دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد؛ آنجا که هشدار می‌دهد: اختلاف آمریکا و اروپا بر سر گرینلند «نباید بهانه‌ای شود برای اینکه برخی کشور‌های اروپایی، با وجه‌المصالحه قرار دادن روابطشان با جمهوری اسلامی ایران، بخواهند شکاف خود با آمریکا را ترمیم کنند».

این جمله، نه یک موضع‌گیری مقطعی، بلکه جمع‌بندی تجربه‌ای است که ایران سال‌هاست هزینه آن را پرداخته مبنی بر اینکه هر جا غرب دچار بحران درون‌ساختاری شده، ایران به‌عنوان سوپاپ تنظیم فشار مطرح می‌‎شود!

با این حال، اکنون که دعوای میان مکرون و ترامپ، به طور ناخواسته، نقاب اخلاقی اروپا را کنار زده، شاید بهتر باشد سران قاره سبز با جدیت بیشتری به توییت اخیر وزیر خارجه ایران فکر کنند به این امید که در جستجوی «استقلال راهبردی» که همیشه رویای آن را دیده‌اند، اشتباهات مدیریتی خود در عرصه بین‌الملل را جبران کنند.

وقتی عراقچی می‌گوید «اروپا سزاوار تهدید ترامپ برای تصاحب گرینلند است»، منظورش خوشحالی از بحران اروپا نیست، بلکه یادآوری این واقعیت است که اتحادیه اروپا خود، به فروپاشی اعتبار تعهدات بین‌المللی کمک کرده است.

اروپا در ماجرای برجام، می‌توانست از یک توافق چندجانبه دفاع کند و هزینه خروج آمریکا را بپردازد، اما ترجیح داد با واشنگتن همسو بماند و عملاً این پیام را تثبیت کند که «قدرت بالاتر از تعهد است». 

اتحادیه اروپا که دیروز فروپاشی یک توافق بین‌المللی را عادی‌سازی کرد، امروز دیگر ابزار اخلاقی یا حقوقی برای اعتراض به تهدید‌های ارضی یا توافق‌های تجاری را ندارد. 

همان‌طور که عراقچی تصریح می‌کند، یا همه «معامله‌ها» معتبرند، یا هیچ‌کدام؛ و اروپا با رفتار خود، عملاً گزینه دوم را انتخاب کرده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha