سیفی، الماسی که همیشه می درخشد/ هبوط مثل شهربانو، صعود مثل محسن!
به گزارش خبرگزاری آنا، لیگ برتر ووشو در بخش مردان با قهرمانی دانشگاه آزاد به پایان رسید. تیمی که با حضور محسن محمدسیفی کاپیتان کهنه کار و موفق تیم ملی ووشو توانست تمامی معادلات را بر هم زده و در روز پایانی پارس جنوبی مدعی و پرستاره را شکست دهد و جام قهرمانی را بالای سر ببرد.
در روز پایانی و فینال آنچه بیشتر از همه به چشم آمد، درخشش محسن محمدسیفی کاپیتان دوست داشتنی و باشخصیت تیم ملی بود. ستارهای که با پیراهن دانشگاه آزاد باز هم کیفیت برتر خود را به رخ کشید تا ثابت کند هنوز هم بهترین ووشوکار جهان است. سیفی بعد از نقره رقابتهای قهرمانی جهان در برزیل و از دست دادن طلا با مصدومیت و بدشانسی، از حالا برای بازیهای آسیایی ناگویا اعلام آمادگی کرد. ستارهای که در دوره قبل در هانگژو در فینال در عین ناباوری و به دلیل مصدومیت نقره گرفت و با تواضع اعلام کرد در ناکامی برای رسیدن به طلا تنها خودش مقصر است و این ناکامی را میپذیرد، چون باید به گونهای مبارزه میکرد که حتی مصدومیت هم جلودار او نمیبود.
او حالا تمامی تمرکز خود را معطوف ناگویا کرده تا آن نقره گس را جبران کند. آنچه خودش در پایان بازی فینال به آن اشاره کرد: شرایط خوبی دارم و تمام تمرکزم ناگویا است تا چهارمین مدال را کسب کنم. دوست داشتم همیشه در مسابقات رسمی خوب ظاهر شوم و دو نقرهای که در کارنامه دارم و طلا نشد، با شک و شبهه بود و میخواهم با طلای ناگویا کلکسیون خود را کامل کنم.
سیفی البته در ووشو و ورزش ایران یک چهره خاص است. ابرستارهای که داوطلبانه در کنار تیم نوجوانان و جوانان قرار گرفته و تواناییها و تجارب خود را بدون دریغ در اختیار نسل جدید ووشو قرار دهد. مردی که ووشو و افتخارات را تنها برای خود نمیخواهد و از همین روزها به دنبال جانشین برای خود از نسل بعدی است تا رسالت خود را انجام دهد.
در رشتهای که امثال خواهران منصوریان ورزش را تنها در حاشیه و جار و جنجال میدانند و از عالم و آدم طلبکارند، یکی مثل محسن سیفی هست که بدون حاشیه تنها به ورزش و موفقیت فکر میکند، با تواضع و بدون هیچ خواستهای.
در ورزشی که خواهران منصوریان برای کسب موقعیت بهتر و امکانات بیشتر از هیچ حاشیهای حتی چرک و زشت فروگذار نیستند و به همه چیز را به سخره گرفتهاند، یکی مثل سیفی حکم الماسی را دارد که در انبان پلشتی مسموم تراوش شده از جانب این پهلوان پنبهها و ستارهای پوشالی، برق تلالوش چشمها را خیره کرده.
مرور رفتارهای خواهران منصوریان و ملغمهای زشت که آنها و در راس همه شهربانو منصوریان رقم زده، آنچه محسن محمدسیفی را پیشه کرده را برجستهتر میکند.
شهربانو منصوریان در طول این مدت کار نکرده باقی نگذاشته. یک روز به یک المپین توهین میکند و روز دیگر به مجری و خبرنگار واژه شنیع و رکیک نسبت میدهد و فردا افترا به کسانی که برای او جز خدمت کاری کاری نکردهاند. رفتارهای عجیب و غریب این خواهر بزرگتر البته در کمیته انضباطی فدراسیون با محرومیت ورزشی همراه شد، اما انگار شهربانو منصوریان دیگر یک ورزشکار نیست، یک شخصیت مجازی است که از پشت دوربین سلفی موبایل خود به اخلاق و عرف و رویه ورزشی میتازد و هیچکس را یارای مقابله با او نیست.
تهمت، افترا، تشویق اذهان، توهین، حاشیهسازی و شهوت دیدهشدن؛ خلاصهای از اقدامات این روزهای شهربانو منصوریان است که واکنش منفی قاطبه مردم در کامنتهای فضای مجازی را به همراه داشته و نشان میدهد که حنای منصوریان دیگر رنگی ندارد، اما مسیر رو به هبوط و سقوط شهربانو با سرعت نور ادامه دارد. کسی که چند ماه و چند سال پیش به سکوهای افتخار صعود میکرد، حالا سقوط آزاد به منجلاب حاشیه را تجربه میکند و به راهی میرود که هیچ برگشتی از آن متصور نیستیم.
سرنوشت تلخ شهربانو شاید درس عبرتی برای سایر ورزشکاران باشد؛ این که اگر عمر قهرمانی بهسر رسید و نوبت به خداحافظی رسید، لااقل با آبرو و خوشنامی به بازنشستگی برویم؛ نه این که از ما فقط حاشیه و بیاخلاقی و سروصدا برجای بماند! جایگاه محسن و قیاس آن با امثال شهربانو یک قیاس مع الفارق است؛ قیاسی که البته ثابت میکند که ماندگاری و موفقیت تنها از چه مسیری میسر است.
انتهای پیام/