صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۲۸ | ۳۰ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |
واکاوی استراتژی جدید جریان رسانه‌ای معارض پس از ناکامی‌های اخیر

تقلای تل‌آویو برای فرار از «تثبیت شکست» / پایان مانور میدانی و آغاز «تروریسم هیبریدی»

فروکش کردن التهابات میدانی و بی‌اعتنایی جامعه به فراخوان‌های اخیر، اتاق فکر رسانه‌های لندن‌نشین را وادار به بازنگری بنیادین در تاکتیک‌ها کرده است. رصد‌های رفتاری نشان می‌دهد کارفرمای اسرائیلی این رسانه‌ها، با عبور از فاز آشوب خیابانی، سه مأموریت را در دستور کار قرار داده است.
کد خبر : 1026910

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، آیا آرامشِ بازگشته به خیابان‌ها به معنای پایان خصومت است یا تغییر زمین بازی؟ تحلیلگران ارشد رسانه و امنیت معتقدند آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه عقب‌نشینی، بلکه «تغییر فاز عملیاتی» دشمن از جنگ سختِ خیابانی به جنگِ نرمِ تمام‌عیار در اذهان عمومی است. به نظر می‌رسد اتاق فرمان مستقر در تل‌آویو که بازوی رسانه‌ای خود (شبکه اینترنشنال) را در یک بن‌بست استراتژیک می‌بیند، برای جلوگیری از مرگِ پروژه براندازی، دستورالعمل‌های جدیدی را دیکته کرده است.

۱. اتاق خبر یا اتاق فرمان ترور؟

نخستین تغییر محسوس در رفتار این رسانه، تبدیل شدن آن از یک بنگاه تبلیغاتی به یک «ستاد عملیات تروریستی» است. شواهد میدانی و دستگیری‌های اخیر در استان‌هایی نظیر گیلان و کرمان، پرده از واقعیتی هولناک برمی‌دارد: ارتباط سیستماتیک میانِ استودیو‌های لندن و هسته‌های ترور در داخل ایران.
به نظر می‌رسد استراتژیست‌های موساد دریافته‌اند که با جدا شدن صف مردم از اغتشاشگران، امکان بسیج توده‌ای وجود ندارد. بنابراین، تاکتیک «انکار شکست» در دستور کار قرار گرفته است. آنها با هدایت هسته‌های ترور، می‌کوشند هرگونه بازگشت آرامش را کتمان کنند تا تصویر «شکست پروژه» در ذهن حامیانشان تثبیت نشود. این دیگر روزنامه‌نگاری نیست؛ این هدایتِ آتش از راه دور است.

۲. فروشِ ترس با «شبحِ ترامپ»

دومین ضلعِ این مثلثِ شوم، بازی روانی با متغیر‌های سیاست بین‌الملل است. سابقه تاریخی نشان داده که رژیم صهیونیستی همواره تمنایِ درگیر کردن مستقیم ایالات متحده با ایران را داشته، اما حتی جنگ‌طلب‌ترین روسای جمهور آمریکا نیز از هزینه‌های این رویارویی آگاه‌اند و از آن پرهیز می‌کنند.
در چنین خلأیی، رسانه‌های نیابتی مأموریت یافته‌اند تا «جنگِ ناموجود» را در ذهن ایرانیان شبیه‌سازی کنند. برجسته‌سازی اغراق‌آمیز لفاظی‌های دونالد ترامپ و تزریق دوزِ بالایی از ناامنیِ روانی، تلاشی است برای دستیابی به آنچه در دنیای واقعیت ناممکن است. آنها می‌خواهند با «ترس‌فروشی»، جامعه را شرطی کرده و ثبات اقتصادی و روانی مردم را هدف قرار دهند؛ جنگی که نه در مرزها، بلکه در اعصاب مردم جریان دارد.

۳. تنفس مصنوعی به کالبدِ آشوب

ضلع سوم و نهایی، تلاش برای زنده‌نگه داشتنِ مصنوعیِ فضایی است که در واقعیت مرده است. پس از حماسه‌های اخیر مردمی و اثباتِ بی‌پایگاه بودنِ جریان آشوب، این رسانه‌ها به تکنیک «تنفس مصنوعی» روی آورده‌اند.
وقتی توانِ بسیج میدانی و توزیع سلاح به دیوارِ هوشیاری امنیتی برخورد می‌کند، تنها سلاح باقی‌مانده «دروغ» است. پمپاژ اخبار کذب، بزرگ‌نمایی رویداد‌های جزئی و ساختن کوه از کاه، تلاشی مذبوحانه برای ملتهب نشان دادنِ فضایی است که آرام شده است. هدف روشن است: اگر نمی‌توانیم در خیابان پیروز شویم، باید در فضای مجازی هزینه شکست را برای کارفرمای صهیونیست کاهش دهیم. با این حال، بلوغ سیاسی جامعه ایران، این تاکتیک‌های پیچیده را نیز خنثی کرده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha