تاریخ تشیع را علمیتر و بهتر بشناسیم و به دیگران معرفی کنیم
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، سالهای ۲۶۰ تا ۳۲۹ و ۸۷۴ تا ۹۴۱ قمری که در میان شیعیان به دوران غیبت صغری معروف است، بیتردید سختترین و حساسترین دوران در تاریخ تشیع امامیه را تشکیل میدهند. رحلت امام یازدهم، امام حسن عسگری (ع) بدون جانشین ظاهری، منجر به بروز درگیریهای داخلی، فرار از خدمت و تغییر دین برخی افراد و ظهور گروههای متعدد در جامعه امامیه شد.
متکلمان امامی معاصر وظیفه دشواری داشتند که از این مکتب در برابر حملات دشمنان اسلام دفاع کنند و در عین حال سعی در ارائه تفاسیر جدیدی از اصول اساسی برای تطبیق با تحولات معاصر داشته باشند. ابوجعفر ابن قبه رازی، یکی از برجستهترین و فعالترین متکلمان امامیه، در همه این بازسازیها و تحولات نقش عمدهای ایفا کرد.
کتاب «مکتب در فرایند تکامل: نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین» نوشته سید حسین مدرسی طباطبایی و با ترجمه هاشم ایزدپناه یکی از آثار بسیار مهمی است که در این خصوص نگاشته شده است. در این اثر سعی شده است که برخی جنبههای عقیده امامیه در دوران غیبت صغری و مشارکتهای ابوجعفر بن قبه رازی روشن شود. قبه به شکل گیری دکترین توسعه یافته امامیه کمک بسیار زیادی کرد.
این کتاب از چهار بخش اصلی به شرح زیر تشکیل شده است: بخش اول: حقوق و مسئولیتها: تکامل مفهوم امامت در بعد سیاسی و اجتماعی؛ بخش دوم: غلو، تقصیر و راه میانه:تکامل مفهوم امامت در بعد علمی و معنوی؛ بخش سوم: بحران رهبری و نقش راویان حدیث و بخش چهارم مناظرات کلامی و نقش متکلمان.
نویسنده این اثر مهم سید حسین مدرسی طباطبایی در قم به دنیا آمد. پس از تحصیلات جدید به حوزه علمیه پیوست. سطوح عالی فقه و اصول را نزد حضرات آقایان فاضل لنکرانی، حسین نوری، یوسف صانعی و مرحوم سلطانی و متون فلسفی را خدمت آیات عظام محمدی گیلانی، جوادی آملی، محمد شاه آبادی و مرحوم علامه مرتضی مطهری فراگرفت. از سال ۱۳۵۵ متناوباً و از سال ۱۳۵۸ مستمراً برای ادامه تحصیلات جدید در انگستان به سر میبرد. در سال ۱۳۶۱ دوره دکتری خود را در دانشگاه آکسفورد به پایان برد و تدریس در دانشگاه پرینستون امریکا را آغاز کرد که از آن زمان تا کنون در همانجا مقیم و عهده دار کرسی بایارد داج آن دانشگاه است. او همچنین در دانشگاههای کلمبیا، آکسفورد، ییل و هاروارد به صورت مدعو و پاره وقت تدریس میکند.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
«نقطه عطف در تاریخ فرقه مفوضه با رحت حضرت امام رضا (ع) در سال ۲۰۳ هجری فرا رسید. چون تنها فرزند ذکور آن بزرگوار در حین وفات پدر هفت ساله بود بحثها و گفتوگوهایی در جامعه شیعه درگرفت که آیا کودکی در این سن واجد شرایط است یا نه. سواد اعظم جامعه شیعه در نهایت آن حضرت را به عنوان امام پذیرفتند، اما توجیهها و استدلالات برای این امر یکسان نبود. عدهای میگفتند معنی امامت آن جناب این است که امامت حق ایشان است و هنگامی که به سن بلوغ رسیده و شرایط علمی لازم را به دست آورد آنگاه امام خواهد بود. گروه دیگری میگفتند خداوند میتواند علم شریعت را به طور کامل به هر کسی که میخواهد بدهد و او را امام سازد حتی اگر آن شخص کودکی خردسال باشد.»
انتهای پیام/