صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۳۶ | ۲۸ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |

«نگذار ببرندم، شارو» روایتی تکان‌دهنده از جنایت کمتر شنیده‌شده صدام علیه کردها

علیرغم هشت سال جنگ با رژیم بعث عراق و پرداختن به جنایات رژیم بعث از زوایای مختلف، متاسفانه نویسندگان ایرانی کمی به موضوع جنایت‌های صدام حسین علیه کردها، که در دوران جنگ متحد ایران علیه صدام حسین بودند، پرداخته‌اند؛ بنابراین رمان «نگذار ببرندم، شارو» کتاب مهمی در این دسته بندی محسوب می‌شود و می‌تواند فتح بابی باشد برای خلق آثار بیشتر در این حوزه از ادبیات داستانی و مستند تاریخ خاورمیانه و ایران. 
کد خبر : 1026362

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، رمان «نگذار ببرندم، شارو» نوشته نویسنده ایرانی، زارا امیدی، داستان زندگی نقاش کُردی است که از فاجعه‌ای بزرگ جان به در برده و حالا در تبعیدی خودخواسته در سوئد زندگی می‌کند.

او که گویی از گفتن یا شنیدن وقایع زندگی اش کراهت دارد، با نقاشی روی بوم نقاشی سعی می‌کند جزئیات بیشتری از گذشته اش دریابد. از نظر او مزیت نقاشی و رنگ در سیالیت و عدم قطعیت است. معلوم نیست دقیقاً از کجا شروع می‌شود و کجا پایان می‌یابد و این شاید مسئله اصلی این رمان هم باشد. فجایع انسانی، نسل کشی ها، قتل‌ها و تجاوز‌ها دقیقاً از کجا آغاز می‌شوند؟

رمان ترکیبی است از یک گزارش مستندگونه و یک روایت شاعرانه. مرثیه‌ای که با وجود شخصیت‌های متعدد تبدیل به ماجرایی معمایی می‌شود و هرچه بیشتر پیش می‌رود راز‌های بیشتری را برملا می‌سازد، گناهان تازه‌ای پدیدار می‌شود، آن هم از کسانی که خودشان را قربانی دانسته‌اند. 

رمان بیشتر روی عملیات انفال رژیم بعث عراق در دوران حکومت صدام حسین علیه کرد‌های کردستان عراق متمرکز است و نویسنده می‌کوشد با استفاده از روایت‌های شنیداری و مستندی که به دستش رسیده است تصویری هولناک و تکان دهنده از آنچه بعثی‌ها بر سر کرد‌های کردستان عراق در اردوگاه هایشان آوردند ارائه دهد. تصویری که شاید هر کسی تاب خواندن و تصور کردنش را در ذهن نداشته باشد. 

علیرغم هشت سال جنگ با رژیم بعث عراق و پرداختن به جنایات رژیم بعث از زوایای مختلف، متاسفانه نویسندگان ایرانی کمی به موضوع جنایت‌های صدام حسین علیه کردها، که در دوران جنگ متحد ایران علیه صدام حسین بودند، پرداخته‌اند؛ بنابراین رمان «نگذار ببرندم، شارو» کتاب مهمی در این دسته بندی محسوب می‌شود و می‌تواند فتح بابی باشد برای خلق آثار بیشتر در این حوزه از ادبیات داستانی و مستند تاریخ خاورمیانه و ایران. 

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«بوی چرک و کاه درهم آمیخته بود و من آن زیر به سختی نفس می‌کشیدم. وقتی درازم کردند کف وانت، هنوز داشت از سوراخ‌های بدنم خون می‌رفت. مردی لاغر و چشم سبز زیربغلم را گرفته از سیاه‌چادر بیرونم آورده و انداخته بودم کف وانتی که زیر آفتاب داغ شده بود. مثل خمیری که بچسبد به تنور، چسبیدم کف وانت. سه کیسه کاه خالی کردند رویم و وانت در جاده‌ای که از وسط بیابان می‌گذشت راه افتاد. می‌دانستم دارم از کنار گودال‌های پر از جسدی که خاک پوشانده بودشان عبور می‌کنم. دلم می‌خواست بلند شوم و بیابان را نگاه کنم، اما توان حرکت نداشتم. به زور نفس می‌کشیدم.»

رمان «نگذار ببرندم، شارو» در سال ۱۴۰۴ توسط نشر چشمه منتشر شده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha