صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۴:۵۵ | ۲۷ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |

بازخوانی فتنه آمریکایی-صهیونی در بیانات امروز رهبر انقلاب/ هدف دشمن بلعیدن ساختار یک جامعه مقاوم است

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای حوادث اخیر را یک فتنه آمریکایی خواندند که هدف آن بلعیدن ایران بود و تا زمانی که ایران مستقل باقی بماند، فتنه‌ها ادامه خواهد داشت؛ اما همان‌گونه که این فتنه ناکام ماند، پروژه بلعیدن ایران نیز به بن‌بست خواهد خورد.
کد خبر : 1026275

به گزارش خبرگزاری آنا، بیانات امروز رهبر انقلاب در دیدار با اقشار مختلف مردم، نقطه جمع‌بندی یک واقعیت ممتد و چندلایه بود؛ واقعیتی که در هفته‌های اخیر، خود را در میدان امنیتی، رسانه‌ای و سیاسی نشان داد. ایشان با تصریح بر اینکه «فتنه اخیر یک فتنه آمریکایی بود و هدف آمریکا، بلعیدن ایران است»، چارچوبی روشن برای فهم رخداد‌های اخیر ترسیم کردند؛ چارچوبی که فراتر از حوادث مقطعی، به ماهیت تقابل راهبردی می‌پردازد.

این تعبیر، ناظر به یک اعتراض یا نارضایتی اجتماعی ساده نیست، بلکه به پروژه‌ای طراحی‌شده برای فروپاشی تدریجی حاکمیت ملی اشاره دارد؛ پروژه‌ای که ابزار آن از تحریم و تهدید نظامی تا جنگ روایت‌ها، کشته‌سازی، فشار دیپلماتیک و عملیات رسانه‌ای متغیر است. در این معنا، فتنه نه یک رخداد داخلی، بلکه صحنه‌ای از جنگ ترکیبی آمریکا علیه ایران است.

وقتی رهبر انقلاب از «بلعیدن ایران» سخن می‌گویند، منظور اشغال کلاسیک یا حمله مستقیم نظامی نیست، بلکه سلب استقلال تصمیم‌گیری، فروپاشی انسجام اجتماعی و بازگرداندن ایران به موقعیت دولتِ وابسته است؛ همان الگویی که غرب در دهه‌های گذشته بار‌ها در کشور‌های مختلف آزموده است.

از این منظر، حوادث اخیر، نه آغاز یک مسیر جدید، بلکه ادامه همان نزاع تاریخی است که از کودتای ۱۳۳۲ تا تحریم‌های فلج‌کننده و جنگ‌های نیابتی، همواره با هدف مهار یا حذف ایران مستقل دنبال شده است.

فتنه آمریکایی و بازتولید یک الگوی تاریخی

بررسی شواهد میدانی و رسانه‌ای روزهای اخیر نشان می‌دهد که فتنه روزهای گذشته، دقیقاً از الگوی شناخته‌شده مداخله آمریکایی-صهیونیستی تبعیت می‌کند. ابتدا فشار اقتصادی و تحریم، سپس تحریک نارضایتی، بعد فعال‌سازی شبکه‌های رسانه‌ای و در نهایت تزریق خشونت سازمان‌یافته و کشته‌سازی برای امنیتی‌سازی فضای کشور. این همان الگویی است که در عراق، لیبی، سوریه و ونزوئلا نیز دیده شده است.

در این میان، رژیم صهیونیستی نقش پیشران امنیتی و اطلاعاتی را ایفا می‌کند. رژیمی که موجودیت خود را در تضعیف کشور‌های مستقل منطقه می‌بیند، به‌طور طبیعی از هر پروژه بی‌ثبات‌سازی در ایران حمایت می‌کند. اظهارات مقامات صهیونیست و شواهد مربوط به فعالیت شبکه‌های وابسته، این نقش را بیش از پیش آشکار کرده است.

رهبر انقلاب با اشاره به هدف نهایی آمریکا، به این نکته کلیدی توجه می‌دهند که مسئله غرب با ایران، نه یک سیاست خاص، نه یک دولت مشخص و نه یک موضوع حقوق بشری است؛ بلکه اصل ایرانِ مستقل و غیرقابل‌بلع است. هر ساختاری که مانع این بلعیدن شود، باید تضعیف یا حذف گردد.

در این چارچوب، کشته‌سازی خیابانی، عددسازی رسانه‌ای و نسبت دادن همه خشونت‌ها به نظام، ابزار‌هایی برای شکستن پیوند مردم و حاکمیت و آماده‌سازی افکار عمومی برای فشار یا مداخله خارجی بوده است.

پهلوی و نسخه قدیمی برای پروژه جدید

جریان پهلوی در این فتنه، نه یک آلترناتیو مردمی، بلکه پیوست سیاسی پروژه آمریکایی بود. برجسته‌سازی چهره‌ای که مشروعیت خود را نه از داخل ایران، بلکه از حمایت رسانه‌ها و سیاستمداران غربی می‌گیرد، یادآور همان مدلی است که آمریکا پس از اشغال عراق و افغانستان به‌کار بست؛ یعنی تولید رهبری در تبعید برای مدیریت فروپاشی.

رهبر انقلاب وقتی از «بلعیدن ایران» سخن می‌گویند، دقیقاً به همین بازگشت به ایرانِ پیشااستقلال اشاره دارند؛ ایرانی که در آن، شاه با افتخار می‌گفت تاج‌وتختش را مدیون آمریکا و انگلیس است. پروژه پهلوی، بازسازی همان وابستگی در قالبی جدید است.

حمایت آشکار دولت‌های غربی و رسانه‌های صهیونیستی از این جریان و ربع پهلوی که البته بیش از چند روز طول نکشید، تصادفی نیست. آنها به‌خوبی می‌دانند که ربع‌پهلوی، نه توان اداره ایران متکثر امروز را دارد و نه پایگاه اجتماعی پایدار؛ اما برای دوران گذارِ بی‌ثبات‌ساز، گزینه‌ای مطلوب است.

این همان نقطه‌ای است که تحلیل رهبر انقلاب را از سطح سیاسی به سطح تمدنی ارتقا می‌دهد: مسئله، صرفاً تغییر حکومت نیست؛ مسئله، بازتعریف ایران در نظم مطلوب غرب است.

جنگ روایت‌ها مکمل جنگ میدانی

در کنار تحرکات میدانی، جنگ روایت‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد. رسانه‌های غربی با روایت‌های یک‌سویه، تلاش کردند ایران را صحنه «سرکوب بی‌دلیل مردم» معرفی کنند و نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی و تروریست‌های مزدور در کشتار مردم را پنهان سازند. قطع اینترنت، کشته‌ها و اعتراضات، همگی بدون زمینه‌سازی و عامل‌یابی واقعی بازنمایی شدند.

رهبر انقلاب با نام‌گذاری صریح فتنه به‌عنوان «آمریکایی»، این پرده‌پوشی را کنار زدند و فاعل اصلی بحران را معرفی کردند. این نام‌گذاری، صرفاً موضع‌گیری سیاسی نیست، بلکه اقدامی تحلیلی برای جلوگیری از انحراف افکار عمومی است.

وقتی غرب، خود سابقه طولانی در کشتار غیرنظامیان، کودتا و حمایت از دیکتاتور‌ها دارد، ادعای دلسوزی برای مردم ایران، نه‌تنها پذیرفتنی نیست، بلکه بخشی از همان جنگ شناختی است که رهبر انقلاب نسبت به آن هشدار می‌دهند.

در این جنگ، حقیقت قربانی اول است و اگر روایت غالب، بدون چالش باقی بماند، مسیر برای فشار‌های بعدی هموار می‌شود.

اما چرا این فتنه شکست خورد؟

آنچه فتنه اخیر را ناکام گذاشت، پیش از هر چیز، هوشیاری اجتماعی و تجربه تاریخی ملت ایران بود. مردمی که طعم مداخله خارجی و حکومت وابسته را چشیده‌اند، به‌راحتی فریب روایت‌های بزک‌شده غربی را نمی‌خورند.

سخنان رهبر انقلاب، در این معنا، نه صرفاً توصیف گذشته، بلکه هشدار نسبت به آینده است. آمریکا همچنان به‌دنبال بلعیدن ایران است، اما ابزارهایش تغییر شکل داده‌اند. امروز، رسانه، تحریم و مزدور خیابانی، جایگزین لشکرکشی شده‌اند.

 تحلیل رهبر انقلاب یک پیام روشن دارد: تا زمانی که ایران مستقل باقی بماند، فتنه‌ها ادامه خواهد داشت؛ اما همان‌گونه که این فتنه ناکام ماند، پروژه بلعیدن ایران نیز به بن‌بست خواهد خورد. این بن‌بست، حاصل پیوند مردم با هویت و استقلال ملی است؛ پیوندی که نه با فشار غرب، نه با نسخه پهلوی و نه با توطئه رژیم صهیونیستی، گسستنی نیست.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha