صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۳۰ | ۲۵ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |

تغییر فاز از کشتار خیابانی به شکنجه نیروهای انقلابی/ تابستان داغ منافقین چگونه به «عملیات مهندسی» رسید؟

یک سال پس از تابستان داغ سال ۱۳۶۰ و عملیات تروریستی سازمان مجاهدین علیه مردم ومسئولان کشور،اینبار نیورهای این سازمان موظف شدند در رویکردی جدید افراد مشکوکی را که در حوالی خانه‌های تیمی مشاهده می‌شوند ربوده و برای کسب اطلاعات شکنجه کنند؛ این عملیات نوظهور، «عملیات مهندسی» نام گرفت.
کد خبر : 1025740

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و پس از رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت رئیس جمهور وقت (ابوالحسن بنی‌صدر) کشور دستخوش یک سلسله ناآرامی‌ها و اقدامات تروریستی گسترده شد. وضعیتی که با اعلام ورود رسمی سازمان مجاهدین خلق به فاز مسلحانه آغاز شد. ترور آیت‌الله خامنه‌ای در حین سخنرانی در ششم تیرماه و انفجار حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت‌الله بهشتی و ۷۲ نفر از اعضای حزب در روز بعد از آن طلیعه‌ای بر این روز‌های خونین بود. تروریست‌های سازمان مجاهدین که از حمایت سرویس‌های اطلاعاتی غربی نیز برخوردار بودند، ترور‌های خونین خود را در روز‌های بعد نیز ادامه دادند.

تابستان داغ وخونین سال ۶۰ 

این وضعیت، تابستان سال ۱۳۶۰ ایران را به تابستانی داغ، خونین و سرشار از اتفاق تبدیل کرد. علاوه بر شهادت جمعی از چهره‌های انقلابی، ائمه‌جمعه، فعالان انقلابی و نیرو‌های سپاه کمیته انقلب و مردم عادی در نهایت این گروهک تروریست در هشتم شهریورماه همان سال محمدعلی رجایی رئیس جمهور و محمدجواد باهنر نخست‌وزیر تازه انتخاب شده را نیز به شهادت رساندند. اقداماتی خونین و بی‌رحمانه که به منظور ایجاد ناامنی اجتماعی، بی‌ثباتی سیاسی و در نهات فروپاشی نظام جمهوری اسلامی رقم خورد و به تناوب تا پایان سال نیز ادامه پیدا کرد.

مسعود رجوی که در مرداد ماه سال ۶۰ به همراه بنی‌صدر به فرانسه گریخته بود، در تابستان ۱۳۶۱ در گزارش جمع‌بندی عملیات یک ساله خود مدعی شد مرحله نخست یعنی بی‌آینده کردن رژیم با ترور سران رژیم با موفقیت پایان یافته و حالا تمرکز عملیات بر روی بدنه نظامی یا به گفته او «ماشین سرکوب رژیم» است. در این مرحله آنچه او «تنه سرکوبگر» یا «محمل‌های عینی و حاملین جاندار اختناق» می‌نامید؛ قرار داشتند. در همین راستا نشریه مجاهد به صورت مکرر به آموزش شیوه تهیه سلاح و مهمات و چگونگی اجرای عملیات می‌پرداخت. این عملیات‌ها از بمب گذاری در اتومبیل مسئول یک مسجد تا ترور فردی که تنها به «حزب اللهی‌ها» شباهت داشت را شامل می‌شد.

می‌کشیم و آتش می زنیم چون شبیه حزب اللهی‌ها هستی!

اهداف ترور از میان مردم، انتخاب می‌شدند و در این باره، توجیهاتی از قبیل داشتن عکس امام خمینی (ره) یا سایر مقامات جمهوری اسلامی، داشتن تیپ حزب‌اللهی، خودداری از دادن ماشین یا وسیله نقلیه به واحد‌های نظامی مجاهدین پس از یک، دو یا حداکثر سه اخطار، پوشیدن پوتین وشلوار سربازی و رفتن به نماز جمعه کافی است. بر اساس این فرمان هر یک واحد عملیاتی از دو نفر تشکیل می‌شد که به گشت زنی در خیابان‌ها می‌پرداختند و روزی دست کم ۳۰ عمل نظامی اجرا می‌کردند. هر عملیات نیز توأم با آتش زدن، انفجار محل و حتی جنازه همراه بود و توصیه به زدن تیر خلاصی و آتش زدن خانه همراه با اجساد می‌شد.

در ادامه این عملیات‌ها عملیات دیگری نیز تعریف شد. عملیاتی که در پی ضربات شدید وارد شده بر سازمان مجاهدین خلق از سوی نیرو‌های اطلاعی جمهوری اسلامی و لورفتن بسیاری از خانه‌های تیمی، سازمان دستورداد افراد مشکوکی را که در حوالی خانه‌های تیمی مشاهده می‌شوند ربوده و برای کسب اطلاعات شکنجه دهند. این عملیات نوظهور، «عملیات مهندسی» نام گرفت. تحلیل سران منافقین این بود که کار مهندسی خیلی پیچیده‌تر از کار عملیاتی است و احتمال بریدن هست. ما شکنجه می‌کنیم، چون مجبوریم ولی وقتی به حکومت دست پیدا کنیم دیگر از آن استفاده نمی‌کنیم. آنها جنگ خود را با جمهوری اسلامی جنگ دو سازمان مهندسی نام دادند که هر کدام بیشتر شکنجه کند، پیروز است. در پی این رهنمود تازه در مرداد ماه ۱۳۶۱ عملیات ربایش و شکنجه سه پاسدار پیاده شد. چنانچه خسرو زند در این باره می‌گوید مسئولین سازمان به ما گفته بودند پاسداران را برای کسب اطلاع از چگونگی شناسایی خانه¬های تیمی برباییم. «زیرا که سازمان در شرایط سختی قرار دارد و نباید ما ضربه بخوریم»؛ بنابراین از این طریق آنها سعی داشتند تا ضمن به رخ کشیدن قدرت خود به افزایش اعتماد به نفس نیرو‌ها بپردازند و هم با کسب اطلاعات از فروپاشی بیشتر خود جلوگیری نمایند.

 شکنجه و مثله کردن؛ مبارزه به سبک منافقین

در مرداد ۱۳۶۱ شاهرخ طهماسبی ۲۸ ساله و دوپاسدار دیگر طالب طاهری ۱۶ ساله و محسن میرجلیلی ۲۵ ساله به اتهام عضویت در کمیته انقلاب اسلامی توسط افراد واحد‌های عملیاتی سازمان مجاهدین خلق ربوده و شکنجه شدند. در ابتدا شهید طهماسبی برای کسب اطلاعات در مورد نحوه شناسایی خانه‌های تیمی سازمان انتخاب می‌شود او که وظایف شغلی‌اش با کار‌های اطلاعاتی بی‌ارتباط نبود توسط تیم شناسایی سازمان تحت نظر گرفته می‌شود و توسط تیم رباینده ربوده شده و به خانه تیمی سهروردی انتقال داده می‌شود. دست وپای بسته و پتوپیچ شدن آن موجب شک صاحبخانه شده برای همین با پلیس تماس می‌گیرد. آنها نیز طهماسبی را از آن خانه به خانه تیمی دیگری واقع در خیابان خواجه نظام می‌برند. این خانه را زوج تشکیلاتی محمد قدیری و فریبا اسلامی اجاره کرده بودند. رابط این خانه با بالا «جواد محمدی» با نام مستعار «طاهر» بود که در تیم شکنجه مهران اصدقی قرار داشت.

در این خانه حمام برای محل شکنجه آماده شده بود. شکنجه گر و بازجوی ابتدایی او محمد جواد بیگی بود. او را برای شکنجه به حمام می‌بردند و سپس با دهان بسته در گنجه‌ای یک متر در یک متردر هال خانه می‌انداختند. در مدت شکنجه کردن، افراد خانه نباید بیرون می‌رفتند. مدت ۱۰ روز او را در این خانه شکنجه می‌دهند و در نهایت جسد وی را در کارتن بزرگی پیچیده و با طناب بسته بندی و با اتومبیل به محله‌ای در اطراف عباس آباد برده و دفن می‌کنند.

پس از مفقود شدن سه پاسدار ابتدا خسرو زندی ازعوامل شکنجه در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۶۱ توسط مردم هنگام سرقت موتورجهت انجام ترور دستگیر می‌شود و با توجه به شواهد ومدارک به دست آمده از خانه تیمی او محل دفن و اختفای اجساد شکنجه شده پاسداران کشف می‌گردد.

پیگیری‌های بعدی موجب شناسایی عوامل شکنجه سازمان از جمله «مهران اصدقی» فرمانده اول نظامی سازمان در تهران و از عوامل اصلی شکنجه شد. او در ابتدا سعی در کتمان جزئیات این جنایت داشت که پس از مواجهه با محمدرضا نادری و خسرو زندی (از عوامل تحت فرمانش) زبان به اعتراف می‌گشاید. او ابتدا اظهار می‌کند که سه جسد کشف شده در بیابان‌های باغ فیض به سه پاسدار ربوده شده تعلق دارد، امّا تحقیقات بعدی پس از یک سال و نیم آشکار کرد این سه جسد مثله شده متعلق به دو پاسدار طاهری و میرجلیلی و فرد کفاشی به نام «عباس عفت روش» است و طهماسبی در خانه تیمی دیگری توسط افراد همین شاخه از منافقین مورد شکنجه واقع شده و در مکان دیگری دفن شده است. هر چند جنازه شهید طهماسبی نیز توسط مأموران کشف و به دلیل عدم شناسایی به عنوان مجهول الهویه در بهشت زهرا دفن شده بود. در نهایت اغلب عاملین این جنایت دستگیر و معدوم شدند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha