پهلوی و مطالبه ارث نداشته از کف خیابانهای ایران!
به گزارش خبرگزاری آنا، «فراخوان داد و مردم به خیابان آمدند»؛ این ادعایی است که پهلویچیها دارند، اما دادههای سطح خیابان روایت دیگری را بازگو میکنند: آن وسط همه هستند، نوجوانی که میترسد از همسالانش جا بماند و فردا در مدرسه مقابل رفیقی که برایش کُری میخواند کم بیاورد؛ مادری که نتوانسته هیجان جوان ۱۷ سالهاش را کنترل کند و دوشادوش او به خیابان آمده؛ پدری که سر کوچه رفته تا رد همهمه را دنبال کند و به قول معروف برای خانه و خانواده خبری بیاورد.
خیلیها به خیابان رفتند: عدهای از سر کنجکاوی و هیجان، عدهای برای تماشا، عدهای به امید تغییر و عدهای اندک به هوای براندازی.
اما اینجا در ایران، در فقدان قانونی مدون برای تجمعات، حلقه اعتراض نه در اختیار مردم است و نه در مدیریت مجریان و ناظران قانون. این حلقه به دست آن عده قلیلی افتاده که آموزش دیدهاند برای مصادره صدای مردم.
فریم اول: ظهر یک روز کاری است، تقریبا از پنجره خبرگزاری به بیرون آویزان میشوم تا شاهد صحنهای باشم که چند پسر جوان با ماسک سفید و لباسهای متحدالشکل خاکستریرنگ، وسط خیابان راه انداختهاند: جلوی ماشینها را میگیرند، سطل آشغال را وسط میکشند و آتش میزنند و شروع میکنند به سر دادن شعار و حالا رهگذران جمع میشوند، عدهای برای تماشا، عدهای دیگر برای همراهی. سر جمع به ۵۰ نفر نمیرسند؛ اما حتی آنهایی که برای همراهی آمدهاند، شباهتی به آنها که خیابان را بستند ندارند.
کل این صحنه ۱۰ دقیقه طول میکشد، اول گاز اشکآور میآید و بعد نیروهای امنیتی از راه میرسند، جوانهایی که آتش به پا کردند زودتر از همه فرار میکنند!
فریم دوم: تا حد زیادی شبیه فریم اول است؛ اما این بار شب است، عدهای آمدند وسط، چند نفری دورشان جمع شدند و یک هسته اولیه ۲۰۰ نفری تشکیل شد. اما تعداد تماشاچیها زیاد است، راه میروند با زن و بچه، چند نفری فلاسک آوردهاند، انگار پیکنیک است، چایی میریزند، به دورو بریهایشان هم تعارف میکنند... نیروهای امنیتی هم هستند، اما دورا دور رصد میکنند.
فریم سوم: تا حدی شبیه فریم اول و دوم است، با این تفاوت که چند نفر در ادامه شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» فحشهای رکیک میدهند، چند نفری اعتراض میکنند که اینجا زن و بچه ایستاده، حالا صحنه تماشایی و در عین حال نامیدکننده است: دو طرف به هم ناسزا میگویند... یک نفر از آن دور داد میزند: آهای بچه روی ماشینها خط نینداز، با مال مردم چه کار داری؟
فریم چهارم: مردم ایسادهاند به تماشا، ناگهان صحنه شلوغ میشود، چند دختر و پسر جوان، میریزند وسط و شروع میکنند به آتش زدن خودروها... از بین جمعیت صداهایی اوج میگیرد: اینها که آتش میزنی مال مردم است، با خودپرداز بانک چه کار داری؟ اینها پولهای ماست ... و ناگهان «بومب» ساختمان بانک کلا میرود روی هوا ... و این قطعا کار کوکتل ملتف نبود... این جوانها آموزش دیدهاند؟
به گزارش آنا، از هفته پیش تاکنون، جهان شاهد تحولات زیادی بود که در صدر آن میتوان به «ربایش نیکلاس مادورو رئیسجمهور ونزوئلا» از سوی دونالد ترامپ اشاره کرد، اما آنچه در ونزوئلا رخ داد در برابر «ربایش» اعترضات مسالمتآمیز مردم ایران که بابت گرهگشایی از معیشتشان به خیابان آمده بودند و همه ارکان نظام هم حق اعتراضشان را به رسمیت شناختند؛ مسئله کوچکی است.
اینجا از یک سو دونالد ترامپ را داریم که به قول رهبر انقلاب در طول جنگ ۱۲ روزه دستش به خون بیش از هزار تن از ایرانیان آلوده شد و حالا میگوید من طرفدار مردم ایرانم!
از سوی دیگر، تروئیکای اروپایی را داریم که با ادعای فعال کردن اسنپبک و بدون ذرهای همدردی با مردم ایران در طول جنگ ۱۲ روزه، اهرم فشار تحریمهای بینالمللی را روی دوش ملت ما انداخت و حالا، داعیه دفاع از حقوق همین مردم را دارد.
در این میان، رضا پهلوی هم هست، که ۴۷ سال است از این ملت کینه دارد و برای تسویه حساب دنبال بازگشت به ایران است.
از لحظهای که تخریب اموال عمومی آغاز میشود و تماشاچی در مقام شاکی برمیآید، دیگر به آن جوان آموزشدیدهای که ماشین آتش میزند یا ساختمان بانک را تخریب میکند، نمیتوانیم «جوان» بگوییم. او اکنون «معاند» است و مرتکب جرمی شده که مدعیالعموم دارد. حالا باید بیاید و بگوید از کجا خط گرفته؛ از همان «مأموران موساد» که به قول «مایک پمپئو» رئیس اسبق سازمان سیا و وزیر خارجه سابق ترامپ، در خیابانهای تهران در کنار معترضان قدم میزنند؟
حالا دیگر ترامپ هر چقدر هم سخنرانی کند، توئیت بزند و قلدری کند، فایدهای ندارد، امنیت خط قرمز است و اجازه ما هم دست کسی نیست.
حساب اعتراض از اغتشاش جداست و به قول «علی لاریجانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی، اغتشاشگران یک گروه شبه تروریستی شهری هستند که به نمادهای هویت ملی ازجمله پرچم مقدس ایران هجوم میآورند و آشکارا به دنبال ایجاد فضای چندقطبی و شکست صفوف به هم پیوسته اتحاد ملی هستند.
وقتی امنیت یک کشور به هم میخورد نیروهای مسلح مجبور هستند که به میدان بیایند تا این غائله را ختم کنند- غائلهای که به دنبال ایجاد جنگ داخلی است.
رضا پهلوی آشکارا مردم را به شورش علیه یکدیگر دعوت میکند و در جایگاه «رهبر خودخوانده دوران گذار» آنها را به خشونت فرا میخواند. برای او مردم ابزار عقدهگشایی و مطالبه ارث نداشته پدرش است!
چگونه ایران میتواند به مردی اعتماد کند که از تجاوز نظامی علیه کشورش حمایت کرده و با آنها که بر سر زن و کودک ایرانی بمب ریختند همنشین است؟
به قول «هاکان فیدان» وزیر خارجه ترکیه، «انتظار اسرائیل در ایران محقق نخواهد شد؛ چراکه مردم ایران به خوبی میدانند نسبت به چه موضوعی، برای چه کسی و تا چه میزان واکنش نشان دهند.»
جالب آنکه فیدان در حالی انتظار اسرائیل برای فروپاشی نظام ایران را به سخره گرفته که وزارت خارجه آمریکا مدعی است اظهارات تهران مبنی بر نقش واشنگتن و تلآویو در ناآرامیهای ایران توهم است!
اما زنهار که به گفته «سیدعباس عراقچی» وزیر خارجه کشورمان، تنها جنبه توهمآمیز وضعیت فعلی این است که عوامل خارجی وضع موجود هنوز به این باور نرسیدهاند که این «آتش نهایتا دامن خود آنها را میگیرد».
هر تحولی در ایران، قابلیت آن را دارد که دومینووار در سراسر منطقه و چه بسا فراتر از آن پخش شود و به رویاپردازی دیوانهوار مستاجر کاخ سفید خاتمه دهد.
شاید برای همین است که وقتی «نیویورکتایمز» و «وال استریت ژورنال» ادعای «بررسی گزینههای پیش روی ترامپ برای ضربه به ایران» را مطرح میکنند، همزمان هشدار میدهند که هر یک از این گزینهها تبعات منفی خاص خود را دارد به ویژه آنکه میتواند صفوف اتحاد میان ملت را تقویت کند.
انتهای پیام/