ناکارآمدی بوروکراتیک، جنگ ترکیبی و پروژه سازمانیافته آشوبسازی آمریکا علیه ایران
به گزارش خبرگزاری آنا، نظام بینالملل صحنه تقابل دائمی قدرتها و بازتولید منازعه میان بازیگران مسلط و دولتهای مستقل است. در چنین ساختاری، کشورهایی که از استقلال سیاسی، هویتی و راهبردی برخوردارند، همواره در معرض فشار، تهدید و مداخله قدرتهای سلطهگر قرار میگیرند. جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از مهمترین بازیگران مستقل منطقهای، سالهاست هدف یک جنگ تمامعیار و ترکیبی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد؛ جنگی که ابعاد اقتصادی، امنیتی، رسانهای و اجتماعی را بهصورت همزمان در بر میگیرد.
هرگاه نشانههایی از ضعف کارآمدی بوروکراتیک یا چالشهای اقتصادی در یک کشور پدیدار شود، دشمنان خارجی میکوشند این شکافها را به اهرم فشار و ابزار بیثباتسازی تبدیل کنند. بحرانهای اجتماعی و امنیتی در ایران نیز صرفاً محصول کاستیهای داخلی نیست، بلکه نتیجه همافزایی حسابشده میان فشارهای سازمانیافته خارجی و برخی ضعفهای مدیریتی در داخل کشور است. آمریکا با شناخت دقیق از آسیبپذیریهای اقتصادی و اجتماعی، راهبرد «فشار از بیرون و انفجار از درون» را بهصورت هدفمند دنبال کرده است.
تحریمهای فلجکننده اقتصادی، جنگ روانی گسترده، عملیات رسانهای و تهییج افکار عمومی، اجزای اصلی این راهبرد محسوب میشوند. هدف نهایی، تضعیف تابآوری اجتماعی، افزایش نارضایتی عمومی و سوق دادن جامعه به سمت آشوبهای کنترلناپذیر است. توئیتها و مواضع آشکار دونالد ترامپ درباره امکان مداخله نظامی و حمایت از ناآرامیها در ایران، سندی روشن از نیت واقعی آمریکا برای تغییر نظام سیاسی جمهوری اسلامی است.
بر اساس الگوهای رفتاری آمریکا، این کشور همواره از بحرانهای اقتصادی و معیشتی بهعنوان بستری برای فعالسازی شبکههای آشوبساز استفاده کرده است. نقش مستقیم سرویسهای اطلاعاتی غرب و بهویژه موساد در سازماندهی، هدایت و تشدید ناآرامیها، واقعیتی انکارناپذیر است. فعالسازی هستههای عملیاتی، نفوذ در فضای مجازی، تولید اخبار جعلی و هدایت اعتراضات به سمت خشونت، بخشی از جنگ امنیتی ترکیبی علیه ایران به شمار میرود.
البته نباید از واقعیتهای داخلی غفلت کرد. کاهش پاسخگویی برخی نهادهای اجرایی، ضعف در مدیریت اقتصادی و فاصله گرفتن بخشی از مدیران از مطالبات واقعی مردم، شرایطی را ایجاد کرده که دشمن توانسته است بر موج نارضایتیها سوار شود. اما نکته اساسی آن است که این نارضایتیها بهصورت طبیعی و خودجوش به بحران امنیتی تبدیل نمیشوند، مگر آنکه توسط شبکههای دشمن سازماندهی و جهتدهی شوند.
تجربه تاریخی نشان میدهد که آمریکا از همین الگو در کودتای ۱۳۳۲، شیلی، گواتمالا، ونزوئلا و دیگر کشورها استفاده کرده است. تحریم، فشار اقتصادی، تحریک اجتماعی و در نهایت تلاش برای فروپاشی سیاسی، ستونهای ثابت سیاست براندازی آمریکا هستند. در قبال ایران نیز همین سناریو، اما در قالبی پیچیدهتر و ترکیبیتر، در حال اجراست.
نتیجهگیری: مقاومت فعال و پیروزی نهایی ایران
جنگ تحمیلی امروز علیه جمهوری اسلامی ایران، جنگ ارادههاست. دشمن با تمام توان اقتصادی، رسانهای و امنیتی وارد میدان شده، اما آنچه در محاسبات او همواره نادیده گرفته میشود، عمق اجتماعی انقلاب اسلامی، تجربه تاریخی ملت ایران و منطق مقاومت فعال است. ملت ایران پیشتر نیز از بحرانهای بزرگتر عبور کرده و هر بار قدرتمندتر از گذشته ظاهر شده است.
عبور از چالشهای کنونی، نیازمند اصلاح انقلابی درونزا، بازسازی کارآمدی ساختاری، تقویت عدالت اجتماعی و هوشیاری امنیتی است. هر اندازه پیوند دولت و ملت مستحکمتر شود، پروژه آشوبسازی دشمن با شکست قطعی مواجه خواهد شد. تجربه نشان داده است که فشار خارجی نهتنها موجب فروپاشی ایران نمیشود، بلکه انسجام ملی و اراده مقاومت را تقویت میکند.
در نهایت، آینده این نبرد ترکیبی به نفع ملت ایران رقم خواهد خورد. آمریکا و رژیم صهیونیستی، علیرغم هیاهوی رسانهای، در برابر مقاومت هوشمندانه و صبر راهبردی ایران شکست خواهند خورد و جمهوری اسلامی با عبور از این مرحله، وارد فاز جدیدی از اقتدار، ثبات و پیشرفت خواهد شد؛ همان مسیری که منطق تاریخ و سنت مقاومت نوید آن را میدهد.
انتهای پیام/