صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۷:۵۹ | ۱۳ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |

سردار مردم؛ روایت ملی اقدامات جهادی شهید حاج قاسم سلیمانی در استان‌ها

شهید حاج قاسم سلیمانی در حافظه عمومی بیشتر به‌عنوان فرمانده جبهه مقاومت شناخته می‌شود، اما بررسی اسناد، روایت‌های میدانی و شهادت مسئولان و مردم محلی نشان می‌دهد که بخش مهمی از کارنامه او به اقدامات جهادی، محرومیت‌زدایی و مدیریت بحران در استان‌های مختلف کشور بازمی‌گردد؛ اقداماتی که آثار اجتماعی، امنیتی و توسعه‌ای آن‌ها همچنان قابل ردیابی است.
کد خبر : 1023496

شهید حاج قاسم سلیمانی در ذهن بسیاری با میدان‌های نبرد منطقه‌ای شناخته می‌شود، اما بررسی دقیق روایت‌های میدانی، تجربه مسئولان محلی و حافظه جمعی مردم در سراسر کشور نشان می‌دهد که بخش مهمی از نقش‌آفرینی او در داخل ایران و در قالب اقداماتی جهادی، اجتماعی و مردم‌محور شکل گرفته است. نگاهی که استان‌ها را نه واحدهای اداری جدا از هم، بلکه اجزای یک پیکره واحد می‌دید و امنیت، توسعه و کرامت انسانی را به‌هم پیوند می‌زد.

رویکرد شهید سلیمانی به مسائل داخلی کشور بر این اصل استوار بود که امنیت پایدار بدون توجه به معیشت مردم، عدالت منطقه‌ای و امید اجتماعی معنا ندارد. به همین دلیل، در کنار مسئولیت‌های کلان امنیتی، همواره از اقداماتی حمایت می‌کرد که به محرومیت‌زدایی، تقویت زیرساخت‌ها و کاهش فاصله میان مرکز و پیرامون منجر می‌شد. این نگاه باعث شد رد پای حضور یا پیگیری او در مناطق محروم، مرزی، زلزله‌زده و کمتر برخوردار کشور قابل مشاهده باشد، بی‌آنکه نامی از او در پروژه‌ها دیده شود یا تبلیغی صورت گیرد.

در جنوب شرق کشور، از کرمان تا سیستان و بلوچستان و هرمزگان، توجه به آبرسانی روستایی، توسعه خدمات درمانی، مدرسه‌سازی و حمایت از گروه‌های جهادی محلی، بخشی از همان نگاه توسعه‌محور بود که امنیت را از دل مردم تعریف می‌کرد. ارتباط مستقیم با معتمدان محلی، پرهیز از نگاه صرفاً انتظامی و تأکید بر حل ریشه‌ای مشکلات اجتماعی، سبب شد در بسیاری از این مناطق، اعتماد عمومی تقویت شود و زمینه‌های نارضایتی کاهش یابد.

در غرب و شمال غرب کشور، به‌ویژه در استان‌های مرزی، این نگاه در قالب تقویت انسجام ملی، رسیدگی به مناطق کمتر برخوردار و حمایت از اشتغال و خدمات عمومی نمود پیدا کرد. حضور مؤثر در مدیریت بحران‌هایی مانند زلزله کرمانشاه، نشان داد که سردار سلیمانی به مدیریت از راه دور اعتقادی نداشت. او با حضور میدانی، هماهنگ‌سازی نهادها و عبور از بروکراسی‌های فرساینده، تلاش می‌کرد تصمیم‌گیری‌ها به سرعت به عمل تبدیل شود؛ الگویی که هنوز هم از آن به‌عنوان نمونه‌ای موفق در مدیریت بحران یاد می‌شود.

در جنوب و جنوب غرب کشور، به‌ویژه خوزستان و مناطق همجوار، توجه به پیامدهای جنگ تحمیلی، رسیدگی به مناطق حاشیه‌نشین، حمایت از فعالیت‌های جهادی و پیگیری مشکلات معیشتی مردم، بخش دیگری از این کارنامه است. در این مناطق، نگاه سردار سلیمانی بر بازگرداندن احساس دیده‌شدن به مردم استوار بود؛ اینکه توسعه و امنیت، زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم خود را در متن تصمیم‌ها ببینند، نه در حاشیه آن‌ها.

در استان‌های مرکزی و کلان‌شهرها نیز نقش او بیشتر در هدایت و الگوسازی قابل مشاهده است. حمایت از جریان‌های مردمی، تأکید بر خدمت بی‌منت، توجه به حاشیه‌نشینی و پیوند میان نهادهای رسمی و گروه‌های جهادی، از جمله مؤلفه‌هایی بود که این الگو را در سطح ملی گسترش داد. او باور داشت که مدیریت جهادی محدود به مناطق محروم نیست و حتی در مراکز برخوردار نیز باید نگاه خدمت‌محور و میدانی حاکم باشد.

در شمال و شمال شرق کشور، به‌ویژه در بحران‌هایی مانند سیل، زلزله یا مشکلات معیشتی مناطق روستایی، همین نگاه یکپارچه دنبال شد؛ نگاهی که بحران را فرصتی برای تقویت همبستگی اجتماعی و بازسازی اعتماد عمومی می‌دانست. حمایت از امدادرسانی سریع، هم‌افزایی میان نیروهای مردمی و نهادهای رسمی و تمرکز بر بازگرداندن زندگی عادی مردم، بخش مهمی از این رویکرد بود.

آنچه از مجموع این اقدامات برمی‌آید، صرفاً مجموعه‌ای از پروژه‌ها یا مداخلات مقطعی نیست، بلکه شکل‌گیری یک الگوی مدیریتی است که بر حضور میدانی، تصمیم شجاعانه، اعتماد به مردم و اولویت‌دادن به کرامت انسانی استوار است. این الگو در طول سال‌ها، به افزایش سرمایه اجتماعی، تقویت نقش گروه‌های جهادی و تغییر نگاه بخشی از مدیران نسبت به مفهوم خدمت‌رسانی منجر شد.

بررسی روایت‌های محلی در استان‌هایی مانند کرمان، سیستان و بلوچستان، خوزستان و مناطق مرزی غرب کشور نشان می‌دهد که سردار سلیمانی همواره بر پیوند میان «خدمت‌رسانی» و «ثبات اجتماعی» تأکید داشت؛ نگاهی که بعدها به یکی از پایه‌های الگوی مدیریت جهادی تبدیل شد.

 استان کرمان؛ از زادگاه تا پایگاه محرومیت‌زدایی

استان کرمان، زادگاه شهید سلیمانی، یکی از نمونه‌های بارز اجرای این نگاه بود. پیگیری پروژه‌های آبرسانی به روستاهای محروم، حمایت از ساخت مراکز درمانی، کمک به توسعه راه‌های روستایی و توجه ویژه به خانواده‌های کم‌برخوردار، بخشی از اقداماتی است که به‌گفته مسئولان محلی، با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم او انجام شد.

نکته قابل‌توجه در این اقدامات، پرهیز از تبلیغات رسانه‌ای و تمرکز بر حل واقعی مسائل بود؛ رویکردی که باعث شد بسیاری از این فعالیت‌ها سال‌ها بعد و از زبان مردم منطقه روایت شود.

سیستان و بلوچستان؛ توسعه به‌مثابه راهبرد امنیتی

در استان سیستان و بلوچستان، رویکرد شهید سلیمانی فراتر از نگاه امنیتی صرف بود. گزارش‌های میدانی و اظهارات برخی مسئولان سابق نشان می‌دهد که او همواره بر ضرورت توسعه زیرساخت‌ها، کاهش فاصله مرکز و پیرامون و توجه به مطالبات واقعی مردم محلی تأکید داشت.

کمک به احداث مدارس، پیگیری پروژه‌های آبرسانی، حمایت از فعالیت‌های مردمی و ایجاد ارتباط مستقیم با بزرگان طوایف، بخشی از اقداماتی بود که به کاهش تنش‌های اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی کمک کرد. این اقدامات نشان می‌دهد که سردار سلیمانی، توسعه را نه یک پروژه عمرانی، بلکه ابزاری برای تحکیم انسجام ملی می‌دانست.

مدیریت بحران؛ حضور میدانی به‌جای فرمان از راه دور

یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های مدیریت جهادی شهید سلیمانی، حضور فعال در بحران‌های طبیعی بود. در زلزله کرمانشاه، حضور او در مناطق آسیب‌دیده و پیگیری مستقیم روند امدادرسانی، مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت.

بررسی تجربه این بحران نشان می‌دهد که تأکید او بر سرعت، هماهنگی بین نهادها و دور زدن بروکراسی‌های فرساینده، نقش مهمی در بهبود روند کمک‌رسانی داشت. بسیاری از مسئولان محلی اذعان کرده‌اند که این نوع مدیریت میدانی، الگویی عملی برای مدیریت بحران در کشور بود.

 آثار بلندمدت؛ از سرمایه اجتماعی تا الگوی مدیریتی

اقدامات جهادی شهید سلیمانی تنها به پروژه‌های مقطعی محدود نماند. آثار بلندمدت این رویکرد را می‌توان در چند محور بررسی کرد: افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در مناطق محروم، تقویت نقش گروه‌های مردمی و جهادی در حل مسائل محلی، تغییر نگاه بخشی از مدیران به مفهوم خدمت‌رسانی و پیوند امنیت، توسعه و کرامت انسانی در سیاست‌گذاری‌های منطقه‌ای.

این دستاوردها نشان می‌دهد که میراث شهید سلیمانی صرفاً یادبود یک فرد نیست، بلکه یک الگوی قابل بازتولید در حکمرانی محلی و ملی است.

شهید حاج قاسم سلیمانی نشان داد که جهاد تنها در میدان نبرد معنا ندارد؛ جهاد واقعی، در ایستادن کنار مردم، شنیدن صدای آنان و عمل‌کردن بی‌وقفه برای حل مشکلاتشان تجلی پیدا می‌کند. امروز، در شرایطی که کشور با چالش‌های اقتصادی و اجتماعی متعددی روبه‌روست، بازخوانی این تجربه نه از سر نوستالژی، بلکه به‌عنوان یک ضرورت مدیریتی اهمیت دارد. راه سلیمانی، مسیری عملی برای حکمرانی مردم‌محور و عدالت‌خواهانه است؛ مسیری که ادامه آن، ماندگارترین بزرگداشت برای سردار دل‌ها خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha